رسم الخطّى پيشينيان - « پيشتر » . ما قرائت دوم را ترجيح داديم .
( 506 ) 20 / 21 و 22 « ترا به من كارى برآيد » .
« بر آمدن كار » يعنى انجام شدن كار ، حصول كار ، دست دادن كار .
معناى عبارت متن اين مىشود كه : كارى از تو به وسيلهء من انجام مىگردد ، يك كار تو با من انجام مىشود .
« كنون اين زمان مر ترا بايدا * كه بى تو مرا كار برنايدا » ( فردوسى ) « برآيد ببخت تو اين كار زود * سخنهاى بهرام بايد شنود » ( فردوسى ) « هر آن كار كان بر نيايد بزر * برآيد بشمشير و زور و هنر » ( اسدى ) « دل دادم و كار برنيامد * كام از لب يار برنيامد » ( خاقانى ) ( با بهره گيرى از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 507 ) 20 / 23 « سنگهاى سهگانه » .
حركتگذارى به قلمى ديگر ( متأخّر ؟ ) است .
( 508 ) 20 / 23 « يگانه » .
در عكس دستنوشت كاملا روشن نيست و به قرائت خويش اطمينان ندارم . در دستنوشت زير حرف يكم دو نقطة است و يك نقطة هم در كنار آنها با فاصله .
قرائت ما با « آن سنگ » كه پس از اين در متن مىآيد ، سازگارست .
( 509 ) 20 / 23 « وقت قتال » ، « بينداخت » .
حركتگذارى به قلمى ديگر ( متأخّر ؟ ) است .
( 510 ) 20 / 23 « بر جالوت آمذ » .
« جالوت » در دستنوشت چندان روشن نيست ؛ از قرائتم مطمئن نيستم .
( 511 ) 20 / 25 « خذاى - تعالى - » در دستنوشت كاملا روشن نيست .
( 512 ) 20 / 28 « مملكت » .
« مملكت » : پادشاهى ، سلطنت ، شهريارى .
« مسعود ملك آنكه نبودهست و نباشد * از مملكتش تا ابد الدّهر جدايى » ( منوچهرى ) .
« اين مملكت خسرو تأييد سمائيست * باطل نشود هرگز تأييد سمائي » ( منوچهرى ) .
( نقل گزينشگرانه از : لغتنامهء دهخدا ) .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٤٨