تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
37 -
لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ كَذلِكَ سَخَّرَها لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ .
نه گوشت آن ( قربانيها ) و نه خون آنها به خداوند نمىرسد ، لكن راستى و پاكى و پرهيزكارى به او رسد ، بدين‌گونه ما آنها را زير دست شما نرم و آرام ساختيم تا خدا را به آنچه به شما داده به بزرگى ياد كنيد و نيكوكاران را بشارت دهيد .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 22 آيه 26

26 -
وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ .
آيه . خداوند مىفرمايد : ما ابراهيم را نيرو و اسباب و ابزار كار داديم و او را يارى كرديم تا خانهء كعبه را ساخت ، آنگاه به او گفتيم : ساختهء خود را مبين و توفيق و يارى ما را ببين ! جهد و كوشش خود را منگر ، بلكه عنايت و خواست ما را بنگر ! لطيفه : اى جوانمرد ، بنده را دو ديده داده‌اند تا با يكى صفات آفات نفس خود بيند و با ديگرى الطاف و عنايات و كرم حق بيند ! با يك ديده فضل او بيند و با يك ديده فعل خود بنگرد ، چون فضل او بيند ، افتخار كند ، و چون فعل خود بيند افتقار و نياز آورد ! چون گرم بيند در ناز آيد ، و چون عدم بيند در نياز آيد ! ( شبلى ) گاهى مىگفت : كاشكى مرا خراباتى بودى ! و گاهى مىگفت : كجايند فرشتگان آسمان تا پيش تخت دولت و سرير عزّت ما صف بركشند !
گه با كف پرسيمم و گه درويشم * گه با دل پرنشاط و گه دل ريشم !
گه باز پس خلق و گهى در پيشم * من بوقلمون روزگار خويشم
. . . وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ .
آيه . به زبان اهل اشارت ، مىگويد : دل خويش را يك‌بارگى با ذكر من پرداز و هيچ ديگرى را در آن راه مده ! كه دل پيرايهء شراب مهر و محبّت ما است ! و هر دلى كه صافىتر و رحيم‌تر ، آن دل به حضرت عزّت نزديكتر و محبوب‌تر است ، دل پادشاه نهاد تو است ، زينهار تا او را عزيز دارى و روى وى از تيرگىهاى هوا و هوس و شهوت نگاه دارى و به تاريكى و شهوت دنيا آلوده نكنى . به داود وحى آمد كه اى داود خانه‌اى را براى من پاكيزه كن تا بدان خانه آيم ! گفت : بار خدايا ، كدام جا و چه خانه‌اى گنجايش تو را دارد ؟ كه عظمت و جلال تو را شايد ؟ ندا آمد : آن دل بندهء مؤمن است ! گفت : خداوندا چگونه آن را پاكيزه كنم و پاك گردانم ؟ پاسخ شنيد : آتش عشق در او زن تا هرچه بما نسبت ندارد سوخته گردد ، آنگاه با جاروب حسرت بروب تا اگر بقيّتى مانده باشد پاك بروبد ! اى داود ، از آن پس اگر سرگشته‌اى بينى در راه طلب ما ، آنجاش نشان ده كه بارگاه قدس ما آنجا است !

سوره 22 آيه 27

27 -
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ .
آيه . حج دو حرف است ( حاء ) اشارت است به حلم خداوند و ( جيم ) اشارت است به جرم بنده ! بدين حال كه بنده گويد خداوندا ، آمدم با جرم خويش ، مرا بيامرز با فضل خويش ! لطيفه : كسى را ديدند دست به در پردهء كعبه زده و مىگويد : چو من كيست ؟ مرا خداوندى است كه چون گناه كنم نراند و نعمت بازنگيرد ! و اگر بازآيم بپذيرد و بنوازد ! و اگر روى به درگاه او آرم ، نزديك كند ، و اگر برگردم باز خواند و خشم نگيرد ! خداوند در تورات فرمود : بندهء من روزى من مىخورى و سپاس من نگزارى ! گناه مىكنى و از من شرم
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 91 | احمد بن محمد ميبدى