سوره 21 آيه 69
69 -
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً .
آيه . اصحاب معرفت و اهل حقيقت را در اين آيت رمزى ديگر است .
گفتند اين آتشى است كه در جان خليل تعبيه بود ، چون نمرود او را در منجنيق نهاد ، خليل نيز سرّ خويش در منجنيق مشاهدت نهاد و اين آتش خواست كه آتش نمرود را خاموش كند ، ندا آمد : اى آتش ، بر آتش نمرودى سرد باش ! كه ما حكم كردهايم كه آتش نمرودى گلستان پرگل و شكوفه شود و كرامت خليل و معجزهء او را ظاهر سازيم .
لطيفه : لطيفهاى بشنو از اين شگفتتر ! نفس تو بر مثال نمرود است و هواى نفس آتش است ، و آن دل سوختهء تو خليل است ، نفس آتش هوا برافروخته ، و دل را با زنجير مكر و غل شهوت در منجنيق معصيت نهاده و به آتش هوا انداخته ، هنوز يك گام نارفته كه عقل چون شيفتگان به چاكرى دل مىآيد و مىگويد آيا تو را حاجتى است ؟ دل مىگويد : امّا مرا به تو حاجتى نيست ! اى عقل ياد دارى كه تو را گفتند بيا ، آمدى ، گفتند برو ، رفتى . گفتند تو كيستى ؟ از جواب فروماندى ! آن روز راه به خود ندانستى امروز مىخواهى به من راه نمائى ! ! ندانستى كه چون دل به آتش هوا فروآيد فرمان : « اى آتش هوا ، سرد بر دل ابراهيم باش كه او خود سوختهء محبّت ما است ! » فرود آيد ! !
تفسير لفظى [ آيات 78 الى 86 ]
78 -
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ .
ياد كن ( اى محمّد ) داود و سليمان را كه داورى كردند در كشتزار كه گلّهء گوسفندى در شب آن را چريده بود و ما شاهد و گواه داورى كردن آنها بوديم .
79 -
فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ .
پس ما قضيّه را به سليمان فهمانديم و هر دو را حكمت و علم داديم و كوهها را براى داود نرم و فرمانبردار كرديم كه كوهها و مرغان با داود مرا مىستودند و تسبيح مىكردند ، و ما بر آنچه از نيكوكارى توانا بوديم كرديم .
80 -
وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ .
ما داود را زره ساختن از بهر شما آموختيم ، تا شما را از گزند سخت ( دشمنتان ) نگاهداريم ، پس آيا شما سپاسگزاريد ؟
81 -
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عالِمِينَ .
و باد را براى سليمان نرم و فرمانبردار كرديم كه به امر او با شتاب به شام كه زمين مبارك است مىرفت و ما هميشه به همه چيز دانا هستيم .
82 -
وَ مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذلِكَ وَ كُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ .
و از ديوها او را غوّاصان داديم كه از دريا ( مرواريد و مرجان و بسّد ) براى او بيرون مىآوردند و جز آن هر كار ديگر كه مىخواست مىكردند ! و ما همهء كارهاشان را براى ايشان نگاه مىداشتيم .
83 -
وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ .
و ياد كن ايّوب را كه خدا را آواز داد كه به من گزند رسيده و تو بخشايندهترين بخشندگانى !
84 -
فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ .
پس درخواست او را پذيرفتيم و گزندى كه به او بود باز برديم ، و كسانش و آنچه داشتند به او باز داديم ، براى بخشايش از سوى ما و ياد بودى براى پرستندگان ( امّت محمّد ) .
85 -
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ .
و ياد كن اسماعيل و ادريس و ذو الكفل كه همه از شكيبايان بودند .