را مطالعه كردم و براى آنكه حقايق تفسير و لطائف تذكير آن بيشتر مورد استفاده باشد به بسط و تفصيل آن همّت بسته و بر آن سر شدم كه مرغ سخن را در آن فضا بالوپر بگشايم و نام آن را كشف الاسرار و عدّة الابرار نهادم . . . »
اين شرح در سال 520 هجرى يعنى چهل سال پس از فوت خواجه تأليف شده و خوانندگان عزيز كه به دقّت آن را مطالعه مىكنند پى به اهميّت آن برده و آن را با دو كتاب ديگر كه شرح داديم از يك منبع و يك اصل خواهند دانست و خلاصهء هر سه كتاب ، درس خداشناسى و ايمان به يگانگى او و پرستش او از راه عرفان است كه داراى سه ركن : شريعت و طريقت و حقيقت مىباشد و چگونگى سير و سلوك در آن راهها را مىنمايانند
4 - رسالهء انوار التحقيق :
اين رساله مشتمل بر مكالمات و مخاطبات و مواعظ كه داراى سه مقاله است . مقالهء اوّل داراى دو مكالمه و مقالهء دوّم داراى 12 مخاطبه و مقالهء سوّم داراى 12 مواعظ است و ما در اينجا چند نمونه از شعرها و نثر آن مىآوريم .
از مكالمهء اوّل در عشق به خداوند :
اى ز دردت خستگان را بوى درمان آمده * ياد تو مر عاشقان را راحت جان آمده
صد هزاران همچو موسى مست اندر گوشهاى * رَبِّ أَرِنِي * كو شده ، ديدارجويان آمده !
سينهها بينم ز سوز هجر تو سوزان شده * ديدهها بينم ز درد عشق گريان آمده
صد هزاران عاشق سرگشته بينم پراميد * در بيابان غمت اللّهگويان آمده
عاشقانت نعرهء الفقر فخرى مىزنند * بر سر كوى ملامت پاىكوبان آمده
پير انصار از شراب شوق خورده جرعهاى * همچو مجنون گِردِ عالم مست و حيران آمده
از مكالمهء دوّم در مناجات :
يا رب دلِ ما را تو به رحمت جان ده * درد همه را به صابرى درمان ده
اين بنده نداند كه چه مىبايد خواست * داننده توئى هرآنچه خواهى آن ده
يا رب زِ رَهِ راست نشانى خواهم * از بادهء آب و خاك جانى خواهم
از نعمت خود چو بهرهمندم كردى * در شكرگزاريت زبانى خواهم
يا رب تو مرا انابتى روزى كن * شايستهء خويش طاعتى روزى كن
زان پيش كه فارغ شوم از كار جهان * از هر دوجهان فراغتى روزى كن
اى لطف عميم تو خطاپوش همه * اى حلقهء بندگيت در گوش همه
بردار خدايا زِ كَرَم بار گناه * در روز فروماندگى از دوش همه
من بندهء عاصيم رضاى تو كجا است ؟ * تاريك دلم نور رضاى تو كجا است ؟
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشى * آن بيع بود ، لطف و عطاى تو كجا است ؟
آنجا كه عنايت خدائى باشد * فسق آخر كار ، پارسائى باشد
و آنجاى كه قهر كبريائى باشد * سجّادهنشين كليسيائى باشد
بادا كَرَمِ تو بر همه پاينده * احسان تو سوى بندگان آينده