تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
- * - 31 -
لا ظَلِيلٍ وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ .
كه نه سايه‌دار و نه خنك است و نه از زبانه و تف آتش بازدارنده است ! - * - 32 -
إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ .
آن زبانهء آتش مانند كاخى بلند شراره مىافكند . - * - 33 -
كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ .
گوئى كه شتران سياهند - * - 34 -
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ .
تفسير آن گذشت - * - 35 -
هذا يَوْمُ لا يَنْطِقُونَ .
آن روزى كه هيچ‌كس سخن نگويد - * - 36 -
وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ .
و به آنها اجازهء عذرخواهى داده نمىشود - * - 37 -
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ .
تفسير آن گذشت - * - 38 -
هذا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْناكُمْ وَ الْأَوَّلِينَ .
آن روز روز داورى است كه شما را باهم آورديم و كسانى كه پيش از شما بودند - * - 39 -
فَإِنْ كانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ .
اگر شما را دستانى است بسازيد ، يا سازى مىتوانيد با من پيش آريد بياوريد - * - 40 -
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ .
تفسير آن گذشت - * - 41 -
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَ عُيُونٍ .
پرهيزكاران در سايه‌هاى چشمه‌هايند - * - 42 -
وَ فَواكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ .
و ميوه‌ها از هرچه مايل باشند ( آماده دارند ) - * - 43 -
كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
( به آنان گويند ) بخوريد و بياشاميد ، گوارا باد بر شما به سبب آن كردار نيك كه در دنيا مىكرديد - * - 44 -
إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ .
ما نيكوكاران را اين‌چنين پاداش دهيم - * - 45 -
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
تفسير آن گذشت - * - 46 -
كُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِيلًا إِنَّكُمْ مُجْرِمُونَ .
( به كافران گويند ) بخوريد و روزگارى اندك برخوردار باشيد كه شما گناهكارانيد - * - 47 -
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ .
تفسير آن گذشت . - * - 48 -
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ .
و چون به دروغ زنان گفته شود كه نماز گزاريد ، نماز نكنند - * - 49 -
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ .
واى بر دروغ پنداران در آن روز ( تكرار آيات قرآن حكمت بسيار دارد ) - * - 50 -
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ .
پس از اينكه به قرآن نمىگروند به كدام سخن خواهند گرويد ؟

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 77 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بسم الله كلمه‌ايست كه هركس آن را بگويد ، خوشى و بهجت دنيا و آخرت دارد و هرگاه اين كلمه بر دل كسى مسلّط و مستولى شود او را از هر كارى غير از ياد خدا باز مىدارد و هرگاه در گفتن آن مواظبت كنيد و مداومت دهد ، از هر هول و ترسى ايمن باشد . بنام خدائى كه بر پادشاهان پادشاه است و پادشاهى وى نه به حشم و سپاه است ، دوربين و نزديك‌دان و از نهان آگاه و به هر چيز بينا و به هرگاه آگاه و به هر كار دانا ، چه بانگ بلند او را ، چه راز دل ، چه روز روشن ، چه شب سياه . بنام او كه از لطف به مشتاقان خود مشتاق است ، و از نيك خدائى اوست كه با بندگانش عهد و ميثاق است .
آب و گل را زهرهء مهر تو كى بودى اگر ؟ * هم به لطف خود نكردى در ازلشان اختيار !
اگرنه به لطف بودى ، كه يارستى كه ياد او به خواب اندر بيند ! و اگرنه عنايت او بودى ، كه توانستى به حضرت او رسيدن ! پير طريقت در مناجات خويش گفت : الهى ، كدام زبان به ستايش تو رسد ؟ كدام خرد صفت تو را برتابد ؟ كدام شكر با نيكوئى تو برابر آيد ؟ كدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد ؟ خدايا ، از ما هر كرا بينى ،