46 -
أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ .
يا بر رسانيدن پيغام از آنها مزد مىخواهى كه آنان چنين گرانبار گشتند ؟ !
47 -
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ .
يا علم غيب نزد ايشان است كه ايشان مىنويسند ؟
48 -
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ .
پس ( اى محمّد ) به حكم پروردگارت شكيبا باش و چون مرد ماهى ( يونس ) مباش آنگاه كه در حال پرغم و اندوهگين ما را خواند و ندا زد ! « 1 »
49 -
لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ .
اگرنه آن بود كه نعمت خداى را دريافت كرد ، خداوند او را از شكم ماهى به هامون رستاخيز مىافكندى و روز رستاخيز بر او سرزنش و نكوهش بود !
50 -
فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ .
پس خداوند او را بركشيد و برگزيد و او را از شايستگان ساخت .
51 -
وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ .
اگر كافران نزديك تو شوند ، چون قرآن بشنوند ! تو را به چشم زدن به زمين آرند و مىگويند :
او ديوانه است ( پس متوجّه آنها باش )
52 -
وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ .
درحالىكه اين صداى آواى جهانيان و شرف دو گيتى است .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 68 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
( باء ) اشاره به برّ و نيكوئى خداوند به اهل سعادت است ، ( سين ) اشاره به سابقهء رحمت به اهل جهالت است ، ( ميم ) اشاره به مقام محمود اهل شفاعت است .
برّ و نيكوئى خداوند آنست كه دل بنده را به نور معرفت بياراست و چراغ توحيد در آن بيفروخت ، سبق رحمت آنست كه در عهد ازل پيش از وجود آفرينش ، از بهر بندگان بر خود رحمت نوشت كه فرمود :
كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ .
مقام محمود آنست كه خداوند به مصطفى فرمود : از بهر شفاعت گناهكاران امّت ، فردا تو را در مقامى بر پا كنم كه همهء پيشينيان و پسينيان آن را بستايند كه فرمود :
عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً .
سوره 68 آيه 1
ن ، وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ .
( ن ) حرف تهجّى است و حرفهاى تهجّى ، لغات را اصل و كلمات را وصل و آيات را فصل است و همه دليل كرم و فضل ، بعضى مجمل و بعضى مفصّل كه از لطف اشارت و به مهر بشارت و گناه را كفّارت و دلهاى دوستان را غارت است ، آن حروف مايهء سخنان و پيرايهء سخنگويان است ، و فهم آن نشان موافقان و بار بر گردن مخالفان و خار در چشم بدعتگذاران است .
اعتقاد مؤمنان آنست كه اين حروف ، كلام خداوند است خداوندى كه او را علم و قدرت است ، علم او بىفكرت ، قدرت او بىآلت ، ملك او بىنهايت ، عنايت او بىرشوت ، عطاى او بىمنّت ، خداوندى كه
هامش
( 1 ) - اين آيت در جنگ احد نازل شد وقتى كه مشركان دندان پيغمبر را با سنگ شكستند و او خواست در حق آنها نفرين كند ! خطاب به پيغمبر رسيد كه مانند يونس كه در عذاب قوم خود شتاب كرد و گرفتار ماهى شد مباش ، كه اگر او مورد بخشش خداوند نشده بود ، تا رستاخيز ملوم و مورد سرزنش بود و تو شكيبا باش و شتاب در عذاب آنها مكن .