جهانيانيد ، دل در دين ما بنديد و دل درويشان مبنديد ، توكّل بر كرم ما كنيد ، روى به درگاه طاعت ما آريد ، دينپرست باشيد تا دنيا تابع شما شود ، خدمت شاه شاهان ( خداوند ) كنيد تا پادشهان جهان شما را خدمت كنند .
خدمت او كن مگر شاهان تو را خدمت كنند * چاكر او باش تا سلطان تو را گردد غلام
بدانكه ملك انسانيت جدا ، و ملك دلها جدا ، و ملك جهانها جدا است ، انسانيّت در دنيا ملك راند ، و دل در آخرت ملك راند ، و جان در عالم حقيقت ملك راند ، ملك آدمى در دنيا لهو است و لعب كه
أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ .
ملك دل دوستى از دو سو است كه
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
و ملك جان اين است كه :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ .
روىهاى شكوفان بسوى خداى مىنگرند .
آن عزيز راه گويد : فردا كه پرچم كبرياى خداوند به رستاخيز برند و
لِمَنِ الْمُلْكُ
گويد ، من از گوشهء دل خويش به دستورى او درى برگشايم و دردى از دردهاى او بيرون دهم ! تا گرد قيامت برآيد و
لِمَنِ الْمُلْكُ
گويد اگر كسى بر عزيز راه اعتراض كند كه بنده را چه رسد كه :
لِمَنِ الْمُلْكُ
گويد ؟ او گويد : او كه چون ما ضعفا و مساكين دارد ،
لِمَنِ الْمُلْكُ
گويد ! ما كه چون او پادشاهى مقتدر قهّار و جبّارى داريم چرا نگوئيم : امروز پادشاهى كه راست ؟ اگر او را چون ما بندگان است ما را چون او خداوند است ، كسى كه در حرم قرآن بار داده شده ، خلعت تشريف
لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ *
پوشد و شربت
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ
نوشد ، چنين كسى را چرا نرسد كه بر جهان خواجگى كند و شبانگاه و بامدادان گويد
لِمَنِ الْمُلْكُ ؟
« 1 »
جز خداوند مفرماى كه خوانند مرا * سزد اين نام كسى را كه غلام تو بود !
بگسلانم كَمَرِ گردون از قوّت خويش * چون به طرف كَمَرم نقش زنام تو بود
سورهء - 68 - قلم - 52 - آيه - مكى - جزو 29
تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوند جهاندار دشمنپرور به بخشايندگى و دستبخشاى به مهربانى .
1 -
ن ، وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ .
به دوات و قلم و آنچه مىنويسند سوگند .
2 -
ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ .
با آن نعمتى كه از خداوند به تو است تو ديوانه نيستى .
3 -
وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ .
و تو را مزدى ، ناكاستشدنى است .
4 -
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ .
و تو ( بر ادب پيغام ما ) بر خوئى بسيار نيكو هستى .
5 -
فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ .
آرى ، پس تو خواهى ديد و آنها هم ببينند كه :
6 -
بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ .
كه ديوانه و فتنه رسيده و فريفته از شما كيست ؟
7 -
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ .
پروردگار تو داناتر است به هركسى كه از راه راست گمراه شده و او داناتر است به يافتگان راه راست .
8 -
فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ .
پس تو ( اى پيغمبر ) بنگر ، كه دروغ زن گران را فرمان نبرى !
9 -
وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ .
دوست دارند كه تو به چيزى فرا ايشان آئى تا آنها هم فرا تو آيند .
10 -
وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ .
هر سوگند خوار دروغزن خوارشدهاى را فرمان مبر !
هامش
( 1 ) - از اين بيان و تعبير چنين فهميده مىشود كه مراد از ( عزيز راه ) پيغمبر اسلام است كه داراى اين مقام مىباشد .