تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
22 -
فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ .
در بهشتى بالا بلند ( و برگزيده ) آرميده . 23 -
قُطُوفُها دانِيَةٌ .
كه خوشه‌هاى ميوه بهشت نزديك دست چيننده است . 24 -
كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ .
( گويند ) بخوريد و بياشاميد گواراى وجود ، آن به سبب آن كردارهائى و كارهائى است كه در روزگار پيش فروفرستاديد . 25 -
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ .
اما كسى كه نامه‌اش به دست چپ او داده‌اند ، مىگويد : اى كاش مرا نامه ندادندى ! 26 -
وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ .
و كاشكى من شمار كارهاى خود را نمىدانستم ! 27 -
يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ .
اى كاش هميشه مرا مرگ بود كه چنين روزى نمىديدم . 28 -
ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ .
مال و دارائى من مرا امروز به كار نيامد ! 29 -
هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ .
توان و قدرت و سلطهء من تمام شد ( عذر من بپذيريد ) . 30 -
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ .
( گويند ) او را بگيريد و دستهاى او را بر گردن او بنديد . 31 -
ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ .
آنگاه او را به آتش رسانيد و بسوزانيد . 32 -
ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ .
پس از آن ، او را در زنجير هفتاد بازو ببنديد . 33 -
إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ .
زيرا كه او به خداى بزرگوار نگرويده بود . 34 -
وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ .
و بر غذا دادن به فقير و سير كردن گرسنگان نمىانگيخت . 35 -
فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ .
پس امروز او را هيچ دوست و حامى و ياور نيست . 36 -
وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ .
و نه در آنجا خوراكى و غذائى است مگر آنچه از چركيها و پليديها است . 37 -
لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ .
كه نخورند از آن خوراك مگر خطاكاران و گناهكاران . 38 -
فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ .
پس سوگند مىخورم به آنچه مىبينيد از آفريده‌ها در روى زمين و از نعمتهاى ظاهرى . « 1 » 39 -
وَ ما لا تُبْصِرُونَ .
و سوگند مىخورم به آنچه نمىبينيد از آفريده‌ها در زير زمين و از نعمتهاى باطنى ! « 1 » 40 -
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ .
سوگند مىخورم كه اين گفتار فرستادهء راست‌گوى پاك مقام است . 41 -
وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ .
و نه سخن شاعر است ! چون شما اندك مىگرويد ! و اندك درمىيابيد و كمتر ايمان مىآوريد ؟ 42 -
وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ .
و اين سخنان نه سخن كاهن است و شما اندك پند مىپذيريد . 43 -
تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ .
اين سخنان فروفرستاده از سوى خداوند جهانيان است . 44 -
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ .
و اگر رسول خدا ، جز از گفتهء ما سخنى فرا نهادى . 45 -
لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ .
ما هرآينه دست او را به سختى مىگرفتمى و مىبستمى . 46 -
ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ .
آنگاه رگ دل او را بگسستمى و ببريدمى . 47 -
فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ .
و هيچ‌يك از شما بازدارندهء عذاب از او نيست !
هامش
( 1 ) - كلمهء ( لا ) در هر دو آيه ( زايد ) شناخته شده كه بسيار در آيهء سوگندها معمول است .
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 552 | احمد بن محمد ميبدى