39 -
فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ .
آن روز ، گناه هركس را نپرسند جز از خود او ، نه از آدمى و نه از پرى .
40 -
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
آيا اين پرسشها را دروغ مىپنداريد ؟
41 -
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ .
در آن روز ، بدان و گناهكاران را شناسند ، و آنها را با موهاى سر و پاها گيرند ( و به دوزخ برند ) .
42 -
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
آيا اين كيفر گناهكاران را دروغ مىدانيد ؟
43 -
هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ .
اين است آن دوزخ كه گناهكاران دروغزن مىگرفتند و باور نداشتند ! .
44 -
يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ .
آنان ميان دوزخ و ميان آب سخت جوشيده مىگردند !
45 -
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
پس كدام نعمتهاى پروردگارتان را نااستوار و ناراست مىگيريد ؟
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 55 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ،
بنام عزيزى كه اقبال دوستداران بر سر گوى طلب به نعرهء عاشقان تو است ، و در درياى محبّت به سياحت و غوص جويندگان تو است ، و در ميدان بلا به تاختن شيفتگان تو است .
آن دل كه تو سوختى تو را شكر آرد * وان خون كه تو ريختى به تو فخر كند
اى جمالى ( و اى رحمانى ) كه سوختگان فراق تو ، ثنا و مدح تو را بر دفتر بىنيازى تو به خون حيرت نويسند ، و اى جلالى ( و اى رحيمى ) كه سرگشتگان تو در راه جلال تو منزلهاى حيرت بر فرق دهشت مىگذارند . آن كدام دل است كه آتش خانهء حيرت تو نيست ؟ و آن كدام جان است كه در چنگال باز قهر تو نيست ؟
ماها ، به كدام آسمانت جويم * سروا ، به كدام بوستانت جويم ؟
حورا ، به كدام خانومانت جويم * سرگشته منم كه من نشانت جويم !
لطيفه : اى راه طلب حق ، چه راهى ؟ كه قدمها در تو واله شد ، اى آتش محبّت ، چه آتشى ؟ كه دلهاى عالمى او را هيزم شد ! اى قبلهء ناگزير ، چه قبلهاى ؟ كه هركه روى در تو آورد ، دمار از جانش برآرى .
راه طلبت گر آشكارا بودى * هر مرحلهاى ز راه پيدا بودى !
گر راه تو افكنده به صحرا بودى * عشّاق تو زنّار چليپا بودى !
سوره 55 آيه 2 - 1
1 -
الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ .
آيه . آسان آسان نرسد دست هيچكس به حلقهء درگاه قرآن مگر به توفيق رحمن ، اگر كسى به اين دولت به يارى رحمن رسيدى ، آنكس محمد مصطفى خاتم پيغمبران بودى ! كه جلال و منزلت او را كس دارا نيست و خداوند در حق وى فرمود : خداى رحمان ، محمّد را قرآن آموخت
هرچند معلّمان به تعليم همىكوشند و استادان تلقين همىكنند و حافظان درس ، همى روان دارند ، اينها همه اسبابند ، و آموزندهء حقيقى خدا است .
زيرا : آدم صفى را دانستى اسمها آموخت كه فرمود :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها .