سورهء - 55 - الرحمن - 78 - آيه - مكى - جزو 27
تفسير لفظى [ آيات 1 الى 45 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ -
بنام خداوند فراخ بخشايش مهربان .
1 -
الرَّحْمنُ .
خداوند رحمن يعنى رحمكننده در دنيا و كسى كه :
2 -
عَلَّمَ الْقُرْآنَ .
قرآن خواندن و ياد داشتن و دانستن آن را آموخت .
3 -
خَلَقَ الْإِنْسانَ .
خدائى كه مردم را بيافريد .
4 -
عَلَّمَهُ الْبَيانَ .
خداوندى كه آدمى را آفريد و به او سخن گفتن آموخت .
5 -
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ .
( آفريد ) خورشيد و ماه ( كه در شبانروز مىروند ) به شمار معيّن در منزلها .
6 -
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ .
و ( آفريد ) درخت خرد و بزرگ كه خداى را سجده كنند .
7 -
وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ .
و آسمان را بالا برداشت و ترازو نهاد ( و داد فرمود ) .
8 -
أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ .
از بهر آنكه گزاف نكنيد در ترازو و نكاهيد و نيفزائيد .
9 -
وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ .
و فرمود : سنجش را به داد راست داريد ، و در ترازو مردم را زيان نرسانيد .
10 -
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ .
و زمين را براى جنّ و انس برنهاد .
11 -
فِيها فاكِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ .
در زمين ميوهها است و خرما بن خوشهها در غلاف .
12 -
وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ .
و ( آفريد ) دانه با كاه و با گل ( روزى مردمان ) .
13 -
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
پس به كدام نعمتهاى پروردگارتان تكذيب مىكنيد و نااستوار مىگيريد ؟ اى پريان و آدميان « 1 » .
14 -
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ .
آدمى را از سفال خام آفريد .
15 -
وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ .
و پريان را از آميغى از آتش آفريد .
16 -
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
پس كدام نعمتهاى خدايتان را نااستوار مىگيريد ؟
17 -
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ .
خداوند هر دو برآمدن خورشيد و هر دو فرورفتن آن !
18 -
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
پس كدام نعمتهاى پروردگارتان را ناراست مىگيريد ؟
19 -
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ .
( خداوند ) فراهم گذاشت دو دريا را تا هر دو بهم رسند ( به روايتى مراد درياى پارس و روم در مديترانه شرقى است ) « 2 » .
20 -
بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ .
ميان آن دو دريا حاجزى است از قدرت ( خداوند ) كه بر يكدگر زور نتوانند كرد !
هامش
( 1 ) - اين آيه 31 مرتبه تكرار شده گذشته از آنكه در ميان عربها تكرار در ميان سخن و بيان مطلب معمول است در اينجا هشت مورد آن بعد از ذكر شگفتيهاى آفرينش است و هفت مورد آن بعد از ذكر دوزخ و آتش و هفت مورد راجع به بهشت و قسمتهاى آخر راجع به دو بهشت ديگر است .
( 2 ) - چون پيش از اسلام درياى شرق مديترانه بنام درياى پارس بوده !