تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
چشمها ديدار او است ، بنام او كه ميعاد نوازشها ضمان او ، و آسايش جانها عيان او است ، بنام او كه منزل جوان مردان ، كوى او ، و مقصود عاقلان ، گفت‌وگوى او ، و نسيم وصل دمان ، از بوى او است .
بوى تو ، باد سحرگه به من آرد صنما * بندهء باد سحرگه ، ز پى بوى توأم .
پير طريقت گفت : خداوندا ، عظيم شأنى و هميشه مهربانى ، قديم‌احسان و روشن‌برهانى ، هم نهانى هم عيانى ، از ديده‌ها نهانى ، و جانها را عيانى ، نه به چيزى مانى تا گويم كه چنانى ، آنى كه خود گفتى و چنان كه خود گفتى آنى !

سوره 37 آيه 1

1 -
وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا .
گروهى از خداوندان تحقيق و تفسير گفتند : مراد از آن آيت ، صفّهاى فرشتگان است كه عالم علوى به وجود ايشان آراسته و آسمانها به ايشان منوّر گشته ، در هر آسمان از اينان صنفى ، و در هر زمره از ايشان وصفى ، بعضى در مقام خدمت در شعار حرمت ، و بعضى در مقام هيبت در دثار ( لباس ) مراقبت ! بعضى در حالت مجاهدت در تبسّم ارواح مشاهدت ! بعضى در جذب عشقى با دوست در ناز ، بعضى در جلب شوقى ، با حق در راز ! بعضى در مهره مهرى از فراق در گداز ! در عبادت ايشان قصور نه ، و در طاعت آنان فتور نيست . گروهى ديگر گفتند مراد صفت فرشتگان مخصوص بيت‌المعموراند كه رسول خدا در شب معراج در آسمان چهارم به آنجا رفت و صف هزاران فرشته را ديد كه همه از شربت وصل مست و مخمور ، از راست همىآمدند و طواف همىكردند و لبّيك همىگفتند و بجانب چپ همىگذشتند ، دربارهء اين فرشتگان نوشته‌اند : حضرت رسول شب معراج از جبرئيل پرسيد كه اين فرشتگان از كجا مىآيند و به كجا مىروند ؟ گفت : اى سيّد عالم ، جنود حق جز ذات بارى نداند ، هزاران سال است كه من همچون مىبينم كه مىآيند و مىگذرند ، نه آنها كه آمده‌اند پيش از اين ديده‌ام ! و نه آنان كه گذشته‌اند هرگز ديگرشان بازبينم ! ندانم از كجا آيند و به كجا شوند ! شگفت كارى و طرفه حالى اين است ! كه عاشقان در تك‌وپوى در كوى او ، و هزار شادى به بقاى آن جوان‌مردان باد كه جز از روى معشوق نسازند ! و جز با دوست مهرهء مهر نبازند !
اين جهان و آن جهان با هرچه هست * عاشقان را روى معشوق است و بس
گر نباشد قبلهء عالم مرا * قبلهء من كوى معشوق است و بس

سوره 37 آيه 4

4 -
إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ .
خداوند قسم بدين صفها ياد كرد كه خداوند شما يكى است ، در ذات يكتا و در قدر بىنظير و در صفت بىهمتا ، نه او را به كس حاجت ، نه كس را بر او حجّت ! اى محمد ، من دانم كه آن كافر ملحد ( بىدين ) مرا به سوگند باور ندارد ، و آن مؤمن موحّد بىسوگند باور دارد !

سوره 37 آيه 5

5 -
رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما .
آيه . خدا است كه آسمانها و زمين را آفريدگار و نگاهدار است ! با دوستان وفادار ، و مؤمنان را دوستدار است ، با عارفان كريم ، و با بندگان لطيف و نيكوكار است ، خداوند از روى اشارت مىگويد : آفريدگار بىعلت منم ، كردگار بىآلت منم ، قهّار بىحيلت منم ، غفّار بىمهلت منم ، ستّار هر ذلّت منم ! بيافرينم تا قدرت بينى ، دوزخ بنمايم تا عقوبت بينى ! بر صراط نگه دارم تا عنايت بينى ، گناهت بيامرزم تا فضل و رحمت بينى ، به جنّت رسانم تا كرامت بينى ، بر تخت نشانم تا عزّت بينى ، شراب دهم تا لذت بينى ، سلام كنم تا تحيّت بينى ، جلال جمال بردارم تا لقاء و رؤيت بينى .
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 303 | احمد بن محمد ميبدى