81 -
أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ .
آيا خدائى كه آسمانها و زمين را آفريده قادر نيست كه مانند آنها را آفريند ؟ آرى ، او است آفريدگار بسيار آفرين دانا .
82 -
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ !
فرمان خدا اين است كه چون چيزى را اراده كند ( بخواهد ) آن را گويد : باش پس مىباشد !
83 -
فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ .
پس پاك و منزّه است خدائى كه پادشاهى همه چيزها به دست او است و بازگشت همه چيز بسوى اوست .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 36 آيه 55
55 -
إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ .
آيه . شغل بهشتيان آن روز ( در بهشت ) سماع است ، بنده مؤمن در بهشت آرزوى سماع كند ، خداوند اسرافيل را فرستد تا در سمت راست او ايستد و قرآن خواند و داود را فرستد تا در سمت چپ او ايستد و زبور خواند ! بنده سماع همىكند تا وقت او خوش باشد ، جان وى فرا سماع آيد و دل وى فرا نشاط آيد ، از تن زبان ماند و بس ! و از دل نشان ماند و بس ! و از جان عيان ماند و بس !
اى جوانمرد ، از تن سماع نيايد كه دربند برترى است ، از دل سماع نيايد كه رهگذرى است ، از جان سماع آيد كه نه اينجائى است ! تن سماع نكند كه خود به دردى است ، دل سماع نكند كه روز كرد است ! جان سماع كند كه فردا فرد است !
جويندهء تو هم چو تو فردى بايد * آزاد ز هر علت و دردى بايد
گفتهاند : شغل بهشتيان ده چيز است : ملكى كه در آن عزل نه ! جوانىاى كه در آن پيرى نه ، صحتى كه در آن بيمارى نه ! عزّتى كه با آن ذلّتى نه ! راحتى كه با آن شدّتى نه ! نعمتى كه با آن محنتى نه ! بقائى كه با آن فنائى نه ! حياتى كه با آن مرگى نه ! رضائى كه با آن سخطى نه ! و انسى كه با آن وحشتى نيست !
پير طريقت گفت : اين شغل در بهشت شغل عامّهء مؤمنان است ، امّا مقرّبان مملكت و خاصان حضرت مشاهدت از مطالعهء شهود و استغراق وجود يك لحظه هم با نعيم بهشت نپردازند و به زبان حال همىگويند :
روزى كه مرا وصل تو در چنگ آيد * از حال بهشتيان مرا ننگ آيد !
لطيفه : چون خلايق از عرصهء قيامت بروند ، خاصّان بر جاى مانند و نروند ! فرمان آيد كه شما نيز به بهشت رويد و ناز و نعيم بهشت بينيد ! گويند كجا رويم كه آنچه مقصود ما است ما را اينجا حاضر است ؟ !
سوره 36 آيات 57 و 58
57 و 58 -
لَهُمْ فِيها فاكِهَةٌ وَ لَهُمْ ما يَدَّعُونَ سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ .
در بهشت علاوه بر ميوه و آنچه كه از جانب خداوند رحيم ميل دارند ( حاضر ) ، درود بر بندگان مؤمن و ضعيف باد ، بدانكه درود خداوندى دوگونه است : باواسطه و بىواسطه ، سلام باواسطه توسط مصطفى است كه خداوند فرمود : اى محمد ، چون مؤمنان نزد تو آيند بگو سلام بر شما « 1 » خداوند براى شما بر خود رحمت نوشته ! سلام بىواسطه ، چون روزگار زندگى بنده به سر رسد و بر يد مرگ دررسد ، در آن دم بازپسين به فرشتهء مرگ فرمان رسد كه تو بر يد حضرت مائى و به فرمان
هامش
( 1 ) اشاره است به آيهءوَ إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ