تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣

سوره 28 آيه 29

29 -
فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ .
آيه . چون مدت قرارداد موسى با شعيب سرآمد ، او را آرزوى ميهن خاست و از شعيب دستور رفتن خواست و اهل خويش را برداشت با چند سر گوسفند كه شعيب او را داده بود و بسوى مصر روانه شد و فراراه همىرفت تا شب درآمد و موسى را پيك اندوه به درآمد و در آن شب ديجور به موسى رنجور ، فرمان آمد كه : اى راه از موسى پنهان شو ، اى ابر ريزان گرد ، اى اهل موسى نالان شويد ! موسى در آن حال ، شبى تيره و تاريك ! ابر مىباريد ، رعد مىغرّيد ، برق مىدرخشيد ، گوسفند از ترس مىرميد ، موسى آتش‌زنه برداشت و هرچند كوشيد آتش نديد ! آخر سوى طور نگاه كرد از دور آتشى بديد ، موسى بر سر درخت صورت آتش ديد و در دل خويش هم آتش عشق ديد ! آتشى بس تيز و سوزان ، و زبان حال مىگفت :
آتش به دل اندر زدى و نفت به جان * آنگه گو كه راز ما دار نهان !

سوره 28 آيه 30

30 -
فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ .
موسى سوختهء عشق ، غارتيدهء فقر ، ساعتى زير آن درخت بايستاد ، درختى كه در باغ وصلت و بيخش در زمين محبّت و شاخش در آسمان صفوت و بركش قربت بود و شكوفه‌اش نسيم روح و بهجت ، و ميوه‌اش :
إِنِّي أَنَا اللَّهُ -
منم خداى يگانه ! لطيفه : موسى زير آن درخت غرق صفات شد و فانى ذات گشت ! همگى وجود او گوش و تفرقت وى جمع گشته ، ناگاه ندا آمد كه منم خداى يگانه ! همان دم موسى شراب الفت نوشيد و خلعت قربت پوشيد و صدر وصلت ديد ، و گل رحمت بوئيد ! و به زبان حال شنيد :
اى عاشق دل سوخته اندوه مدار * روزى به مراد عاشقان گردد كار !

سوره 28 آيه 31

31 -
وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ .
آيه . آنگاه ندا آمد ، در دست چه دارى ؟ گفت : عصاى من است ، گفت : با اين عصا چه كنى ؟ گفت : چون خستهء مانده شوم بر آن تكيه كنم ، گفت : اى موسى عصا را بيفكن تا چه بينى ! چون عصا را افكند اژدهائى بزرگ ديد كه بسوى موسى نهيب برد ! موسى بترسيد و برميد فرمان آمد اى موسى ، ندانستى كه هركس به جز ما تكيه كند ، همه ترس و غم بيند ؟ پس ندا آمد اى موسى ، نترس و عصا را برگير و ايمن باش ، اى موسى عصا مىدار ، و مهر عصا در دل مدار ، و آن را پناه خود مگير . لطيفه : از روى اشارت ، خداوند به دنيادار مىگويد : دنيا مىدار ولى مهر آن در دل مدار و آن را پناه خود مساز ! كه دوستى دنيا سر همهء گناه‌ها است . اى موسى تو عصا را از شعيب به مردى گرفتى آن را كه افكندى اژدها يافتى و چون به امر ما برداشتى ، بنگر كه از آنچه معجزه‌ها بينى ! لطيفه : تفاوت موسى با مصطفى آنكه موسى از خطاب خداوند با اژدها بازگشت كه دشمن را شكست دهد ولى محمّد مصطفى شب معراج از خداوند بازگشت و براى امّت خود كه پيروز شوند نماز آورد ! و در آخر گفتند درود بر تو اى پيغمبر خدا ! او گفت درود بر ما و بر بندگان صالح خدا !

تفسير لفظى [ آيات 44 الى 75 ]

44 -
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ .