خانومان خود را تهى گذاشتند به سبب ستمى كه كردند و در اين كار نشانى و عبرتى است براى قومى كه مىدانند .
53 -
وَ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ .
و ما كسانى كه ايمان آوردند و پرهيزكار شدند رها ساختيم و نجات داديم .
54 -
وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ .
ياد كن ( اى محمّد ) لوط پيغمبر را كه به قوم خود گفت : آيا كار زشت مىكنيد و شما خردمندان و بابصيرتيد ؟
55 -
أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ .
آيا شما به كامرانى با مردان مىگرائيد ؟ فرود از زنان ! شما قومى نادانيد .
جزو بيستم :
56 -
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ .
پس پاسخ قوم لوط نبود جز آنكه گفتند : طايفهء لوط را از شهر بيرون كنيد زيرا آنها مردمانى هستند كه پاكيزه و باپرهيزند .
57 -
فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ .
پس لوط و كسان او را نجات داديم جز زنش كه از بازماندگان در عذاب بود .
58 -
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ .
ما برايشان بارانى ( از عذاب ) باريديم كه بسيار باران بدى براى پند ناگرفتگان بود ! .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 27 آيه 38
38 -
قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها .
آيه . اين آيات بينات دليل روشن و برهان راست بر درستى و راستى كرامتهاى اولياء خدا است ، كه اگرنه از روى كرامت بودى و از خصائص قدرت الهى ! كجا به عقل صورت بندد يا در وسع و توانائى بشر باشد ؟ كه عرشى بدان عظيمى و مسافتى بدان دورى به يكچشم بهم زدن حاضر گردد ! مگر كه ولىّ خدا دعا كند و پروردگار جهانيان دعاى وى را اجابت و تخت او را حاضر سازد ، بر آنگونه كه ميان تخت بلقيس و كاخ سليمان زمين درنوردد ! و مسافت كوتاه كند ! و اين جز در قدرت حق و تواناى مطلق نيست و همه دليل بر كرامت اولياء حق است !
در آثار آوردهاند كه چون محمّد مصطفى از دنيا برفت زمين نزد خدا ناليد و گفت از اين پس پيغمبرى تا آخر زمان بر من راه نرود ! زيرا خاتم پيمبران از دنيا برفت ، خداوند فرمود : از ميان امّت محمّد مردانى پديد آرم كه دلهاى ايشان بر دلهاى پيغمبران باشد و آنان همگى همان صاحبان كرامات هستند و بدانكه كرامتهاى آنان به معجزههاى پيغمبران مربوط و ملحق و وابسته است ! چه اگر پيغمبرى در دعوى خود راستگو نباشد ، كرامت بر كسانى كه از او پيروى كنند و امت او باشند ظاهر نمىگردد ! !
فرق معجزه با كرامت ، بر پيغمبر واجب است كه بطور يقين دعوى پيغمبرى كند و مردم را به دين خود بخواند و اظهار معجزه كند ، ليكن بر ولى واجب است كه بطور يقين و قطع دعوى ولايت نكند و خلق را به خود نخواند