تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مقتضى رحمت نيست و عام با خاص متساوى داشتن در حكمت روا نيست ، بلكه مقتضاى رحمت و حكمت آنست كه هركس را بر وفق و سزاى او شربتى دهند و بر وفق حسن سعى و كوشش او راه رسيدن او را به مقصود آسان كنند !

سوره 26 آيه 193

193 -
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ .
آيه . جبرئيل ، پيك حضرت ، بريد رحمت ، پيغام رسان حق ، چون پيغام گزاردى ، گاه به صورت فرشته بودى و گاه به صورت بشر ! اگر وحى و پيغام ، بيان احكام شرع و ذكر حلال و حرام بودى ، به صورت بشر آمدى ! و ذكر قلب در ميان نبودى ، باز چون وحى پاك و حديث محبّت و عشق و اسرار و رموز عارفان بودى ، يا ذكر دل دلارام بودى ! جبرئيل به صورت فرشته روحانى و لطيف درآمدى ! تا به دل رسول خدا پيوستى و اطلاع اغيار در آن نبودى ! لطيفه : بدانكه دل را حالها است ! و مقامها ! اول مكاشفه پس از آن مشاهده پس از آن معاينه ! پس از آن استيلاى نزديكى و تقرّب بر دل ! پس از همه استهلاك در نزديكى ! - پس تا در مكاشفه و مشاهده است ، جبرئيل در ميان گنجد ، ليكن چون به معاينه و استيلاى قرب رسيد جبرئيل و ديگرى در نگنجد ! كه گفته‌اند :
جبرئيل آنجا گرت زحمت كند خونش بريز * خون بهاى جبرئيل از گنج رحمت بازده !

سوره 26 آيه 214

214 -
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ .
آيه . ( اى محمّد ) چون بر سر كوى وعيد و تهديد باشى و خلق را انذار كنى ، نخست خويشان و نزديكان خود را بيم نماى و ايشان را گوى كه اگر در دين با ما موافق نباشيد قرابت و نسبت من شما را سودى ندهد ، كار ايمان و معرفت دارد نه خويشاوندى و قرابت ! چنان كه پسر نوح كه با بدان بنشست خاندان نبوّت را گم كرد ! و پدر ابراهيم چون در دين با او موافق نبود ، نبوّت وى به كار او نيامد ! چنان كه خويشان رسول چون به دشمنى او ميان بستند و زبان به طعن گشودند اين آيه آمد :

سوره 26 آيه 216

216 -
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ .
( اى محمّد ) اگر آنها بر تو عصيان آرند ، و از پذيرفتن حق سركشى كنند ، تو نيز دل در ايشان مبند و بگو از گفتار و كردار شما بيزارم . ( اى محمّد ) نهاد آنان نه از آن طينت است كه نقش نگين تو پذيرد و آنها به پروانهء كوته‌نظر مانند كه گرد شمع شب افروز خويشتن سوز ، مىگردد و از وصال نور او غرور سرور در سر كرده ! مىپندارد كه در كار نيك فرجام است ، ولى از خطر آنگاه آگاه شود كه ذرّه‌اى از شرار شعاع شمع به نهاد او راه يابد و يك سر تباه و نابود گشته و فداى هوس باطل گردد ! اين بيگانگان و از حق بازماندگان هم ، آنگاه عاقبت كار خويش بينند و فرجام كار بر آنان روشن شود كه : 202 -
فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ .
آيه . اين است خطاب به محمّد درباره كافران و بيگانگان ، اما خطاب به او در حق دوستان و اولياء حق اين است كه : 215 -
وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ .
( اى محمّد ) بال رحمت و رأفت بگستران و اين دوستان و درويشان كه بر پى تو راست رفتند ، و جان و دل خويش را به مهر و دوستى تو بپروردند ، ايشان را در پناه خويش گير و چشم از ايشان برمگردان كه من كه خداوندم در دل ايشان مىنگرم . !

سوره 26 آيه 217

217 -
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ .
آيه . ( اى محمّد ) ، اى درّ يتيم ، ما تو را از ته درياى ژرف قدرت بيرون آورديم و بر جهانيان جلوه‌گر ساختيم ، تا همه عالم از جمال تو رنگى گيرد ، همه را بهر تو آفريديم و تو را بهر خود