تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
9 -
يا مُوسى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .
فرمود : اى موسى ، آنچه هست آن منم ، خداى توانا و دانا . 10 -
وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى لا تَخَفْ
اى موسى ، عصاى خود را بيفكن ! چون عصا را افكند ديد مانند مار مىلرزد و مىجنبد ! موسى به عقب برگشت ( از ترس ) و بازپس نيامد ( و عقب ننگريست ) ندا آمد : اى موسى ، نترس !
إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ .
من آنم كه فرستادگان به نزديك من نبايد بترسند ! 11 -
إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ .
مگر كسى كه گناه كند ( مانند موسى كه آدم كشت ! ) پس از آن بدى را به نيكى بدل كند كه در آن صورت من او را آمرزنده و مهربانم . 12 -
وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ .
دست خود را در جيب ( زيربغل ) كن تا سپيد بىپيسى بيرون آيد ! ( برو ) با نه نشان و آيت بسوى فرعون و كسان او كه آنان مردمى فاسق و از اطاعت بيرون هستند . 13 -
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ .
پس چون نشانهاى ما به ايشان روشن و آشكار آمد ، آنان گفتند : اين سحر و جادوى هويداست ! 14 -
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
آنان منكر آيات شدند درحالىكه دلهاشان آنها را درست و يقين مىدانست و از روى ستمگرى و برترى چنين بودند ! پس تو ( اى محمّد ) بنگر به عاقبت و فرجام تباه‌كاران و مفسدان !

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 27 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ .
اللّه نام خداونديست كه آيات او دلائل توحيد است و رايات او نشانهاى تفريد ، و اشارات او شواهد شريعت است و بشارات او علامات حقيقت ! مصنوعات نشان قدرت او است و مخلوقات بيان حكمت او ! موجودات بر وجود او برهان ، بدون زيادت و نقصان ! هرچه در وهم تو آيد كه وى آنست ! نه آنست ، بلكه خالق آنست !

سوره 27 آيه 1

1 -
طس .
طاء اشاره به طهارت قدس خداوند و سين اشاره به سناى عزّ و جلال او است و خداوند به طهارت قدس خود و به سناى عزّت و جلال خود سوگند ياد مىكند كه هركس به من اميد رحمت دارد نوميدش نكنم ، و هركس به من طمع مغفرت دارد ردّش نكنم ، هرچه بنده را اميد است ، فضل من برتر از آنست و هرچه از بنده تقصير است بىنيازى من برابر آنست . پير طريقت گفت : اى جوان‌مرد ، بدان كه كار خدا را بنا بر بىنيازى است و تقصير بنده بنا بر ضعف و بيچارگى است ! او ضعيفان و بيچارگان را دوست دارد . در خبر است كه موسى از خداوند پرسيد از ميان آفريدگان ، دوست تو كيست تا منهم او را دوست بدارم ، ندا رسيد اى موسى ، هر درويش شكسته و كوفته و زير بار حكم ما فرسوده ، دوست من است و مؤمنان آنان را عزيز شمرند ، چه كه ايشان برداشتگان لطفند و بركشيدگان فضل ! و چون روز قيامت شود از جانب خداوند ندا رسد كه كجايند كسانى كه در دنيا درويشان را به ديدهء شفقت و محبّت نگريستند ؟ و به ايشان احسان كردند ، برويد در بهشت