تسليم كن ، و دل خويش با مهر و صحبت ما پرداز ، كه هر آن دل كه با مهر و صحبت ما آرام گرفت . ديگرى را در آن دل جاى نباشد .
جنيد را پرسيدند : دل كى خوش بود ؟ گفت : آن وقت كه او در دل بود ! عارف ديگرى را پرسيدند كه از كرامات خداوند با بندهء كدام بهتر است ؟ گفت : آنكه بنده دل را از غير خدا تهى دارد .
شيخ الاسلام انصارى گفت : او نه بذات در دل بود بلكه در دل ياد او بود و در سر مهر او ، در جان نظارهء او ، اول مشاهده ديدار دل است ، پس از آن نزديكى دل ، پس از آن وجود دل ، پس از آن معاينهء دل ، پس از آن استيلاء قرب بر دل ، پس از آن استهلاك دل در عيان كه از وراء آن عبارتى نتوان « 1 » !
سوره 26 آيه 5
5 -
وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ .
آيه . اگر كافران در اين آيات و در آيات قدرت و دلائل نبوّت و لطائف حكمت كه در آسمان و زمين آشكار است نظر كردندى ، صدق پيغمبران بر آنها ظاهر گشتى و از راه خلاف و شك و گمان برخاستندى ، لكن چه سود كه حكم ازلى و نبايست الهى راه نظر بر ايشان فروبست تا به يكبارگى اعراض كردند و پيغام رسان را دروغ زن گرفتند ! ازآنرو كه سزاوار درگاه نبودند و شايستگى وصال نداشتند !
پير طريقت گفت : در روى زمين نبايستهتر از او نيست كه پندارد كه بايسته است ، و ناپاكتر از او نيست كه پندارد كه شسته است ! اينچنين كس دو چيز مى دربايد : نيازى از تو و يارئى از او ، نيازمند را ردّ نيست و در پس ديوار نياز مكر نه ! عزيز او است كه به داغ اوست و بر راه او است كه با چراغ او است !
سوره 26 آيه 7
7 -
أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ .
آيه . آيا نمىبينند ؟ چندين نعمت كه ما در زمين از انواع گياهان و گلها و ميوههاى رنگارنگ بامزهء گوناگون و شكوفهها رنگ به رنگ رويانيديم .
كه آن همه نشانهاى قدرت او و آثار رحمت او و بيان حكمت او است كه فرمود :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً !
سوره 26 آيه 10
10 -
وَ إِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى .
آيه . موسى دانست كه فرعون مردى است مغرور و ناپاك و سرسخت .
و مىترسيد كه با وى كارى از پيش نرود ، بهانهاى پيش مىآورد و در سخن مىآويخت ! مانند كسى كه از كارى استعفا جويد ، همىگفت : پروردگارا ، من مىترسم مرا دروغ زن خوانند آنگاه دل من به تنگ آيد و زبانم به سخن نرود ! آنگاه گفت : خدايا ، اكنون كه ناچار از رفتن است و حكمى است حتمى ! پس برادرم را با من بفرست و با من شريك بساز در اين رسالت ، تا اگر اندوهى بايد كشيد با يكدگر بكشيم و اندوه و شادى ما باهم باشد ! بار خدايا ، فرعون را بر من حكم خونى است و ترسم كه مرا بكشند ! و بر اين نسق بهانهها مىآورد تا خداوند او را ايمنى داد و از يارى خود او را دلگرم كرد و وى را به تأييد خود نيرو داد و فرمود برويد : من با شما هستم ، يارى و نيرو و كفايت و رحمت از من است و دست و سلطنت با شما و من آنچه مىگوئيد و مىبينيد مىشنوم و مىبينم !
تفسير لفظى [ آيات 22 الى 68 ]
22 -
وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ .
و موسى به فرعون گفت : اين نيز تو را دستى است بر من كه منت نهى كه پدر و مادر و قوم مرا به بندگى گرفتى ! تا من در ميان شما باليدم و در دست تو برآمدم !
23 -
قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ .
فرعون گفت خداى جهانيان چه چيز است و خود كيست ؟
هامش
( 1 ) در بعضى بيانهاى عرفانى بجاى ( پير طريقت ) نام شيخ الاسلام انصارى يا شيخ انصارى نوشته شده كه همه جا مقصود همان خواجهء انصارى است .