از روى اشارت مىگويد : اى كسانى كه اندر روشنائى روز ، دولت آرام داريد ايمن مباشيد كه تاريكى شب محنت بر اثر است ، و اى كسانى كه اندر تاريكى شب محنت بىآرام بودهايد ، نوميد مباشيد كه روشنائى روز دولت بر اثر است !
سوره 25 آيه 63
63 -
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً .
آيه . خاصان بندگان خدا كسانى هستند كه خار اختيار از قدمگاه خويش بر كشند ، و سر نفس نصيب طلب به تواضع بيفكنند ، لاجرم به مقام عبوديّت رسند ، بندگان او به حقيقت ايشانند كه پيوسته در گزار فرمانند ، از نصيب پاك و از اختيار دور ، و از خواست خود بيزار ، در اين جهان هزاران عبد الرّحمن و عبد الرّزاق و عبد الوهّاب بينى كه يكى عبد اللّه نبينى ، بلى بنام بينى ولى بمعنى كمبينى ، بندگى آنان به نصيب آميخته و به حظّ خود آلوده ، او كه حق را به نصيب طلبد يا پرستد بنده نصيب است نه بندهء او !
بو على سياه مريد را گفت : اگر تو را گويند بهشت خواهى يا دو ركعت نماز ؟ تو بهشت اختيار مكن بلكه نماز را اختيار كن ، كه بهشت نصيب تو است و نماز خدمت او است !
موسى عمران كه هم سخن حق شد و نزد خداوند مكرم بود چون به نزديك خضر آمد دو بار بر او اعتراض كرد ، يكى براى كشتن غلام و ديگرى براى شكستن كشتى ! چون در آن سؤال نصيبى در ميان نبود خضر شكيبائى كرد ولى در سؤال سوم چون موسى به نصيب گرائيد و گفت : چرا از آنان كه ديوارشان استوار ساختى مزدى نخواستى ؟ - خضر گفت : اينك ساعت جدائى من از تو است ! اكنون كه به نصيب باز آمدى ما را با تو روى صحبت نيست زيرا كه در صحبت مزد شرط نيست !
پير طريقت گفت : خداوند صحبت نه مزدور است و مزدور به حقيقت مغرور است و تا مرد مزدور است از صحبت دور ! و تا امر را معظّم و نهى را محترم دارد غرقهء نور است . و عباد رحمن به حقيقت ايشانند كه بر ظاهر ايشان بند فرمان و در باطنشان نثار لطف رحمن است ، بند فرمان بر ظاهر نشان خائفان است و نثار لطف رحمن در باطن نشان مقرّبان است .
. . . وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً .
آيه . مصطفى ( ص ) فرمود : قومى از امّت خويش را در خواب يا در مكاشفات و منازلات ديدم كه اشخاص و اشباح ايشان هنوز دربند خلقت نيامده بود و امروز وقت ظهور ايشان نيست ، تا زمانى ديگر و روزگارى دگر كه ارادت دررسد . قومى كه من ايشان را دوست دارم و ايشان هم مرا دوست دارند ، جوانمردانيد كه پيوسته يكدگر را نيكى خواهند و آنچه دارند اگر مال و اگر جاه ، از يكدگر دريغ نكنند و حق و حظّ خود بگذارند و حقوق برادران فراپيش دارند ، رهبرانند كه به نور خدا پيش مىروند ، و به چراغ هدايت و شمع ايمان و نور يقين راه مىگذرانند ، و نرمنرم و آسان و بىآزار ميان مردم مىروند ، دلهاشان به ذكر خدا آرام گرفته ، مسجدهاشان به نماز و عبادت آبادان شده ، با پيران به حرمت و اجلال زيند ، با كودكان به رحمت و رأفت ، با همگان به مواسات و مراعات رفتار كنند ، توانگرانشان ننگ ندارند با درويشان نشينند و به عيادت آنان روند ، ضعيفان را بازجوئى كنند ، بيماران واپرسند . كسى پرسيد : اى رسول خدا ، چنين مردمانى با بنده و بردهء خويش خوشرفتارى كنند ؟ فرمود : نه چنان است ، كه ايشان بردگان و درم خريدگان ندارند ، و جز خويشتن كسى را در خدمت خويش ندارند . آنگاه حضرت اين آيت را
( وَ عِبادُ الرَّحْمنِ )
به خواند و فرمود : خواصّ بندگان و رهيگان رحمن ايشانند .
عيسى روح اللّه به سه كس برگذشت كه ضعيف و نحيف كشتهاند ، سبب پرسيد ؟ گفتند : از ترس آتش دوزخ