تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
آسان آيد از قربان با اشتر يا گاو يا گوسپند ، بفرستيد به مكه .
وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ .
و شما كاندر حرميد از حاجيان ، مويها مستريد و ز حرم بيرون ماييد تا قربانهاتان به مكه نرسد ؛ چو قربان به مكه رسد ، فر ان ميعادى كه نهاده باشيد ، سر بستريد ، و آن هنگام دگر سال آن حج را قضا كنيد .
فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ .
و هرآن كسى كاز شما بيمار بود ، يا اندر سر او گزنده بود كه مرورا برنجاند ، و شكيبايى كرد نتواند ، تا قربان او به مكه برسد سر بسترد .
فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ .
فروواجب بود كفارت آن را كه روزه دارد سه روز ، يا صدقه دهد گندم مر شش درويش را سه صاع ، هردرويشى دو من ، يا هردرويشى را [ 65 ] چهار من جو ، يا چهار من خرما ، يا چهار من ميويز ، يا قربانى بفرستد به مكه ، تا آنجا قربان كنند و گوشت او به درويشان مكه بدهند ، و ز انجا نخورد ازين سه كفارت ، هركدام خواهد بكند اختيار او را .
فَإِذا أَمِنْتُمْ .
چو بيم دشمن از شما بشود ، و ز بيمارى عافيت يابيد و هنوز ايام حج مانده باشد ، بگزاريد مران را كه مه قصد كرده باشيد به حج يا عمره .
فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ .
كلبى گفت : و هركه او حرم كرد به عمره‌ى اندر ماه شوّال و ذو القعده ، و بيايد به مكه مر حج را هم اندران سال ، اين كس متمتع بود فرو آنچه آسان شود از قربان اشتر يا گاو يا گوسپند ، قربان كندش به مكه ، و گوشت او به درويشان دهد . و بو سهل گفت : و هران كسى كه منفعت گيرد به زنان و به بوى خوش به مكه به بيرون آمدن از عمره كه گرفته اندر ماه حج يا وقت حرم گرفتن حج فرو آنچه آسان آيد از قربان .
فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ .
و هركه او قربان نيابد يا بهاى قربان كه بكندى به مكه ، واجب شود فرو كه روزه دارد سه روز اندر ايّام حج ، پيش از روزهء عرفه .
وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ .
و فرو هفت روز ديگر كه روزه بدارد چو فاز خانه فاز آيد ؛ و اگر خواهد به راه اندر بدارد .
تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ .
آن ده روز باشد تمام كفارت آن را كه نيافت قربان . ابن عبّاس گفت : آن ده روز تمامى مر حج او را و تمام نباشد حج و عمره جز به دو .
ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ .
اين حكم مران كسى را كه نه