تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
ماه رمضان گرد آمده بود بدان وقتى كه حرام بود گرد آمدن فا زن به شب . پس پشيمان شد فران . سوى پيغامبر آمد عليه السّلم ، گريان ، و گفت : هلاك شدم يا رسول اللّه ، و هلاك كردم كس ديگر را . گفت : چه كردى يا عمر ؟ قصّه بكرد فا پيغامبر . اين آيت بيامد :
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ .
چو بپرسند ترا بندگان روزه‌داران من از پاسخ من و عفو من بدان جنايتى كه بكردند فر تنهاى خويش ، بگوى كه من نزديكم به پاسخ‌كردن و به گنه عفوكردن .
فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي .
پاسخ كنيد شما كه بندگانيد مرا بدانچه بخواندم شما را به دو از دين من و طاعت .
وَ لْيُؤْمِنُوا بِي .
و استوار داريد مرا بدان كه وعده كردم به اجابت مران را كه بخواند مرا به اخلاص . گفتند : مقر باشيد بدان كه من قادرم به پاسخ خوانندگان . [ 57 ]
لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ .
تا راه يابند ايشان بدان چيزىكه صلاح ايشان بود اندران بدين جهان و بدان جهان . آيهء 187
أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ .
به شأن عمر آمد اين آيت و به شأن صرمة بن انس ، كنيتش بود بوقيس . به اوّل مسلمانى چو روزه بگشادى مرد ، حلال بودى مرورا طعام و شراب و جماع تا نماز خفتن نكردى ، يا پيش از نماز خفتن نخفتى ، آن هنگام فروحرام شدى طعام خوردن و مجامعت‌كردن تا ديگر شب . شبانگاهى اين بو قيس بيامد سوى پيغامبر عليه السّلام ضعيف گشته ، پيامبر پرسيد مرو را : يا با قيس ، چه بودست كه شبانگاه چنين ضعيفى ؟ گفت يا رسول اللّه ، دى همه روز اندر خرماستان دولاب كشيدم . شبانگاه به خانه آمدم . زنم خواست كه مرا طعامى گرم بدهد . تا او طعام آورد ، مرا خواب برده بود ، و طعام و شراب فر من حرام گشته بود . و عمر را نيز بيوفتاد فا زن آنچه گفتيم . و كسهايى نيز مقرّ آمدند پيش پيغامبر عليه السّلم بدانچه رفته بود از ايشان فرايشان . اين آيت بيامد :
أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ .
حلال گرديد مر شما را اى مومنان گرد آمدن فا زنان تا شبانگاهان ماه رمضان پيش از خواب و سپس از خواب .
هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ .