تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
بفرمودم‌تان زندگانى است ، و آن آن بود كه كشنده از كشتن فاز ايستد ، از بيم آن را كاو را قصاص كنند اندران بقاء او بود و بقاء جز او .
يا أُولِي الْأَلْبابِ .
يا خردمندان از آدميان .
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ .
تا بپرهيزيد از ريختن خون از بيم قصاص . آيهء 180
كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً .
فريضه كرد خداى فر شما ، چو نزديك آيد يكى را از شما مرگ اگر مال دست فاز دارد .
الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ .
وصيّت‌كردن مر مادر را و پدر را و خويشان .
بِالْمَعْرُوفِ .
به مقدار فى اسراف .
حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ .
واجب است وصيّت فر مومنان كه وصيّت كنند چنان كه بفرمودشان خداى عزّ و جلّ . [ 53 ] مفسّران گفتند : وصيّت مادر و پدر منسوخ شد بابت ميراث . پيغامبر گفت عليه السّلم : وصيّت روا نيست مر ميراث‌خواره را . و همه مفسّران گفتند كه خير اندرين آيت خواسته است . قتاده گفت : اگر هزار درم دست فاز دارد ، وصيّت كند . و ابن عبّاس گفت : هركه شست دينار دست فاز ندارد ، وصيّت نبود فروواجب . آيهء 181
فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ .
و هران كسى از وصيان كه بگرداند اندرز مرده را سپس از آنكه شنوده باشد از وى .
فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ .
بزه آن فر آن كسها كش بگردانند .
إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
خداى شنواست مر اندرز مرده را ، و داناست به عدل و جور مرده . آيهء 182
فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً .
و هران كسى كاز وصيان بداند كه وصيّت‌كننده ميل كردست اندر وصيّت يا جور كردست . كلبى گفت و مقاتل : جنف جور بود و اثم خطا بود . و مجاهد گفت و سدى : جنف خطا بود و اثم عمد بود .
فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ .
ميان ميراث‌خواران از پس مرگ او صلح كند ، و آن را كه از سيك زيادت كردست فاز سيك فاز آرد .
فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ .
و فر وصى بزه نى اندر آنچه كند .
إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 42 | محمد روشن / مؤلف مجهول