تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
ترا خداى نگيرد به گناه آن كسهايى كه متابع نباشند مر ترا . آيهء 120
وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى .
و خشنود نباشند از ته جهودان و ترسا [ آ ] ن .
حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ .
تا كار نبندى به شريعت ايشان را و نماز نكنى ته قبلهء ايشان .
قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى .
و بگوى مر ايشان را كه دين خداى دين مسلمانى است ، و قبله‌ى خداى كعبه است .
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ .
و اگر ته كه محمّدى فرمان‌بردار ايشان باشى و به قبله‌ى ايشان نماز كنى سپس از ان كاگاهانيديم [ 23 ] ترا كه دين دين مسلمانى است ، و قبله كعبه است .
ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ .
نبود مر ترا جز از خداى عزّ و جلّ يارى دهى ، كت به رحمت خداى نزديك كند ، و نه فاز دارنده‌اى كت از عذاب خداى برهاند . مفسّران گويند : خطاب اين مر پيغامبر راست عليه السّلم ، و مراد ازو مر جمله‌ى مومنان راست . آيهء 121
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ .
پس بستود مر مومنان اهل توريت را ، عبد اللّه بن سلام را او ياران او را ، و گفت : آن كسها كه مر ايشان را ما علم توريت داديم ، مر توريت را همىخوانند به سزاى خواندن او ، اى به دو بگروند و حلال او را حلال دارند و حرامش را حرام دارند ، و نعت پيغامبر را عليه السّلم ازو بيان كنند .
أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ .
ايشانند كه بگروند به توريت . و بهرى گويند : ايشانند كه بگروند به محمّد عليه السّلم ، و مرورا مصدق دارند .
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ .
و هركه مرورا راست‌گوى ندارد از جهودان و جز از ايشان ، ايشانند زيان‌كاران بدين جهان و بدان جهان . آيهء 122
يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ .
يا فرزندان يعقوب ، از جهودان مدينه ياد كنيد كردارهاى مرا كه به جاى شما كردم .
وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ .
و نيز شما را فر همه اهل آن زمانه ، كاندرو بود موسى ، فزونى دادم به كرامتهايى . آيهء 123
وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً .
بترسيد از عذاب آن روزى كه هيچ كس مر هيچ‌كس را فرياد [ 24 ] رسيد نتواند از عذاب خداى عزّ و جلّ .
وَ لا يُقْبَلُ مِنْها
بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 21 | محمد روشن / مؤلف مجهول