كيست ستمگارتر و گردن بردهتر و به خداى كافرتر از ان كسها [ 20 ] كه فاز داشتند مومنان را از يادكردن خداى به يگانگى اندر مزكت بيت المقدس ، و جهد كردند اندر ويرانكردن او .
أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِينَ .
آن كسها كاين صفت ايشان است از ترسا [ آ ] ن نبود مر ايشان را كه اندر مزكت بيت المقدس شوند سپس نبوّت محمّد عليه السّلم مگر به پنهان از بيم كشتن ، پس مكافات ايشان ياد كرد اندرين جهان و آن جهان فر فعل بدشان . گفت :
لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ .
مر ايشان را اندرين جهانخوارى و رسوائى .
كلبى گفت : خوارىشان اندر اين جهان آن بود كه گشاده شود اندر مسلمانى سه شارستان بزرگ از شارستانهاى ايشان ، قسطنطينه و روميه و عموريه ، و بكشند مبارزان ايشان را .
وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ .
و مر ايشان را [ است ] اندران جهان عذاب بزرگتر از عذاب اين جهان ، آتش جاودانه .
آيهء 115
وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ .
كلبى و مقاتل گفتند : مردانى از ياران پيغامبر عليه السّلم به سفر بودند ، بدان وقت كه نماز سوى بيت المقدس كردندى . و روزى ابرناك بود و ميغ گرفته بود ؛ و وقت نماز فراز آمد . تحرّى كردند قبله را . بهر [ ى ] سوى مشرق نماز كردند ، و بهرى سوى مغرب .
چو آفتاب پيدا آمد ، بدانستند كه نماز نه سوى قبله كردند . به مدينه آمدند و پيغامبر را بياگاهانيدند . اين آيت فرود آمد .
وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ .
گفت مر خداى راست جايگاه آفتاب فرآمدن و آفتاب فروشدن . از شرق تا غرب همه خداى راست ، از هر سوى كه روى گردانيد اندر نماز ، خداى آنجاست .
مجاهد گفت و ضحّاك : آن قبلهء خداى است ، اى آن نماز شما رواست ، سپس از ان كه تحرّى كرده باشيد .
إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ .
[ 21 ] خداى عزّ و جلّ فراخ كرد فر مومنان اندر كار قبله ، و تنگ نگرفت فرايشان . و داناست به نيّتهاى دلهاشان .
آيهء 116
وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ .
مقاتل گفت : به شأن ترسا [ آ ] ن نجران آمد ، به مدينه آمده بودند و گفتند : عيسى پسر خداست ، لعنهم اللّه . خداى عزّ و جلّ حكايت كرد اندر قرآن دروغهاى ايشان ، و رد كرد فرايشان ، و خود را بستود و گفت :