ته كاموزندهاى كافر مشو به خداى ، و ماموز اين از ما ، و كار مبند اين را فر كسى از خلق خداى عزّ و جلّ ،
فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ [ 14 ] بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ .
بگيرند ازيشان به كار بستن ايشان آنچه جدا فگنيد به دو ميان مرد و زن از دشمناذگى ، فر فاز داشت مرد از زن .
وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ .
و جادوان و بهرى گفتند ديوان ، بدان جادوى كه بياموزند و كار بندند ، زيان نكنند كس را جز به علم سابق خداى .
و بهرى گفتند : جز به قضا و مشيّت خداى عزّ و جلّ .
وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ .
و بياموزند همى جادوان از جادوى كه زيان داردشان اندران جهان ، و سود نداردشان اندرين جهان جز آنكه تقدير كرده باشد خداىشان عزّ و جلّ .
وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ .
و دانند ديوان و جادوان كه هركه اختيار كند جادوى را فر ايمان ، نصيب نباشد او را اندر بهشت جاودان .
وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ .
و بد اختيار كايشان كردند مر تنهاى خويش را .
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ .
آيهء 103
وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ .
اگر خرد بودىشان ، و گفتند : اگر كار بستندى علم را ايشان .
آيهء 104
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا .
كلبى گويد و مقاتل : سبب آمدن اين آيت آن بود كه مؤمنان پيغامبر را گفتندى : راعنا يا رسول اللّه ، گوش دار سخن ما را يا پيغامبر خداى .
جهودان چو بشنيدند اين از مؤمنان ، يك فا ديگر گفتند : پيش ازين ما دشنام داديمى محمّد را به پنهان ، اكنون دشنام دهيم او را برابر او . و راعنا به لغت ايشان دشنام بودى . سوى پيغامبر آمدندى عليه السّلم و گفتندى : راعنا يا محمّد ، تا پيغامبر چنان گمان بردى كان حقستى ، تا يارى از ياران ، نام او سعد بن معاذ الانصارى بود ، بدانستى به لغت ايشان ، [ 15 ] گفت : يا دشمنان خداى ، هركه از شما پيغامبر را اين سخن بگويد ، گردنش بزنم . ايشان گفتند مر سعد را ، اينك شما مؤمنان همىگوييد اين سخن مر محمّد را عليه السّلم ، اگر ما بگوييم چه زيان دارد ؟ خداى عزّ و جلّ اين آيت بفرستاد و مر مؤمنان را نهى كرد و گفت :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا .
يا گرويدگان از