تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
ظُهُورِهِمْ .
بهرى ازيشان سپس پشت افگندند كتاب خداى را عزّ و جلّ از توريت ، اى به دو كار نكردند و نعت پيغامبر را ازو پنهان كردند .
كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ .
چنان كه ايشان نشناسندى نعت ترا و صفت ترا اندر توريت . آيهء 102
وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ .
و فرمان‌بردارى كردند مران را كه بخوانده بودند و بنبشته بودند ديوان ، و پنهان كرده بودند از جادويها و نيرنجها اندر خانهء خزينهء سليمان عليه السّلم ، و زير تخت سليمان اندر [ 13 ] آن چهل روز كه بشده بود ملك از سليمن . پس آن را برون آورده بودند به فرمان ايشان جادوان ، و دعوى كرده بودند كه سليمان مملكت خويش را اندرين جادوى داشتى ؛ و دروغ گفته بودند فر سليمن پيغامبر عليه السّلم . خداى عزّ و جلّ پاكى سليمن و فىعيبى او ياد كرد بدين جايگاه اندر قرآن مر پيغامبر را عليه السّلم ، تا فر خواند فر جهودان ، تا بيان گشت مر ايشان را راستى نبوّت پيغامبر عليه السّلم . گفت :
وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ .
و پنهان نكرد آن جادويها سليمن جز كه ديوان فرمودند به پنهان‌كردن آن جادويها زير كرسى سليمن . و گفتند نيز : و كافر نشد پيغامبر خداى سليمن عليه السّلم به جادوى كار بستن فر مسلمانان ، جز كه ديوان بودند كافران كه همىآموختند و آموزند مر جادوان را جادوى .
وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ .
و همىآموزند نيز آن ديوان مر جادوان را به آنچه مبتلا كردند مران دو فريشته را از كار بستن بندها و نيرنجها ؛ و ايشان فاز داشته‌اند به ناحيت بابل به كوهى از كوهها به نزديك كوفه ، اندر عذاب خداى عزّ و جلّ ؛ نام يكى است هاروت و ديگر ماروت .
وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ .
و هركه از جادوان زى ايشان شود كه خواهد كه بياموزد ازيشان ، ايشان صفت نكنند مر كسى را تا نخست پند ندهندشان و نگويندشان كه ما مبتلاايم به كار بستن اين بندها و نيرنجها ، و گفتند نيز بليّتيم « 1 » 3 مر آدميان را آن را كه اين بياموزد از ما ،
هامش
( 1 ) . در مقدمهء مصحح از « بليّتيم » سخن گفتيم .
بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 13 | محمد روشن / مؤلف مجهول