تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
آيهء 107
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
اهل تفسير گفتند : و ندانى كه خداى تبارك و تعالى ، مر او راست خزاين آسمانها و زميها ؟ كلبى گفت : خزاين آسمان روزى است و باران ، و خزاين ز مى نبات است ؛ و زجّاج گفت : و ندانى كه مر خداى راست عزّ و جلّ تمامى قادرى فر همه چيزىكه خواست و خواهد . و خداى داند صلاح اهل آسمان و زمين بدانچه بفرمود بندگان را به دو از كاركردن به ناسخ و ايمان آوردن به منسوخ .
وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ .
و نيست مر شما را بجز از خداى كسى كه قيام كند مر كارهاى شما را به دين و دنيا ، و نه مانعى كه مر شما را فاز دارد از بلاها . آيهء 108
أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ .
ابن عبّاس گفت : رئيسى بود از رئيسان « 1 » مكّه ، نامش عبد اللّه بن ابى اميّه المخزومى بود . سوى پيغامبر آمد عليه السّلام وا جماعتى از قريش ، و مرو را گفت : يا محمّد ، به خداى كه نگروم كه ته « 2 » رسول اويى تا اندر مكّه چشمه‌هاى آب روان نكنى ، يا ترا بوستانى نباشد از خرماستان [ 17 ] و انگورستان اندر ميان آن جويهاى روان ، يا نردبانى بنهى و فرشوى به آسمان . و ما استوار نداريم فر شدن ته به آسمان ، تا نامه‌اى نارى و نخوانى فرما ، تا خداى را او فريشتگان را نارى گوا فر آنچه همىگويى كه اين حق است . اين آيت بيامد :
أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ .
شما كه مكّيان‌ايد همىخواهيد كاز پيغامبر شما آن طلب كنيد كه قوم موسى طلب كردند از موسى ، ديدار خداى و سخن گفتار خداى عزّ و جلّ .
وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ .
و هر آن كسى كاو اختيار كند جهودى را فر مسلمانى و كافرى را فر مومنى .
فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ .
گم كرد راه صواب و دين مسلمانى را . آيهء 109
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ .
آرزو كردند و خواستند بسيارى از جهودان مدينه .
لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ كُفَّاراً .
كه مر شما را به شك افگنندى اندر دين شما ، تا مرتد
هامش
( 1 ) . در متن : ريسان . ( 2 ) . ته - تو .