همى امام خلق خواهم كرد / 23 ، همى پنهان كنند / 34
* صفت با موصوف گاه مطابقه مىكند :
بدادران شيرخوردگان / 3 ، يتيمان فى پدران / 4 ، بندگان روزهداران / 45 ، زنان دست فازداشتگان / 70 ، پيغامبران گذشتگان / 82
* گاه به جاى حرف ربط « و » ، « او » ديده مىشود :
چون بيامد سوى ايشان آن پيغامبر كه شناخته بودندش به نعت او صفت او منكر شدند او را / 7 ، آن جماعتى بودند كه رفتند ابراهيم او فرزندان او / 28 ، سبك نكنند روزى و ساعتى از ايشان لعنت او عذاب / 35
* حرف نفى گاه از فعل جدا نوشته شده :
نه اين دعا كنند / 10 ، نه فاز دارند / 18 ، نه فاز دارنده باشد مر ايشان را / 6 . . .
* به كلمات عربى « ى » مصدرى مىافزايد :
حريصى / 10 ، قادرى / 16 ، مؤمنى / 16 ، امامى / 65
* آوردن صفت تفضيلى مركّب :
گردن بردهتر / 19 ، منفعت ناكتر / 15 : نيكوتر نامنهندهتر / 27 ، خصومت گرتر / 56 ، دوستدارندهتر / 36 ، حقومندتر / 79 ، علامتكنندهتر / 27 . . .
* بر سر فعل نفى و نهى باى زينت يا تأكيد مىآورد :
بنرسد / 60 . . .
* بهكار بردن ضماير متصل به جاى ضماير منفصل :
چون حربى بيوفتادىشان . . . / 7 ، بگوييد كه يا ربمان بمران / 10 ، بياموزند همى جادوان از جادوى كه زيان داردشان اندران جهان و سود نداردشان اندرين جهان / 14 ، مهلت دهمان / 15 ، بشنويد كتاب خداى را و آنچه بفرمايدتان پيغامبر خداى / 15 ، زاد اسپرى شده باشدشان / 61 ، نگيردتان خداى . . . / 69 ، جز كه تان خداى بدان سوگندانى گيرد و عقوبت كند كه عقددل فران ببسته باشيد / 69 ، پند همىدهدتان به دو / 73 ، درازى عمر نرهاند مغ را و جهود را از دوژخ اگرشان بزيانند هزار سال / 11 . . .
* آوردن « را » پس از « از بهر » ، « به سبب » :
بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة مقدمه 15
مساهمون: محمد روشن
صمقدمه ١٥