تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة مقدمه 16

مساهمون:

صمقدمه ١٦
از بهر چه علت را جهودان حريص‌تر آمدند فرزندگانى از مغان / 11 ، به سبب آن را كان موضع بتان بودى / 34 ، اندر كشتىها همىروند اندر درياها فر روى آب از بهر سود آدميان را / 35 و 36 ، فريضه كردند فر شما كارزار فا دشمنان از بهر دين خداى را / 61 . . . * به كار بردن پسوند اومند : خردومندان / 36 ، حقومندتر / 70 ، حقومند / 79 . * وجه مصدرى گاه مرخم و گاه كامل ديده مىشود : فرياد رسيد نتوانند / 21 ، كه شد نتوانيد / 50 ، فايدتى ستدن / 91 * در به كار بردن افعال شيوه‌اى كهنه دارد : اگر شما مومن بوديدى گوساله نپرستيديدى / 9 و 10 ، پيش از خويشتن فرستاد ستند / 10 ، پيغامبر چنان گمان بردى كان حقّستى / 112 ، نخواهندى كافران از جهودان . . . كه فروفرستندى فر شما / 15 ، شما كه جهودانيد حاضر بوديد نزد يعقوب بدان وقتى كاو را مرگ آمد تا بدانستيدى كه به دين جهودى وصيت كرد / 25 ، جدا نكنيم ميان هيچ‌كس از پيغامبران كه به بهرى بگرويمى و به بهرى نگرويمى / 27 ، اى جبريل خواستمى كه خداى عز و جل مرا فاز قبله‌ى كعبه فاز گرداندى / 29 ، پيغامبر . . . سوى آسمان همىنگرستى و دعا همىكردى اوميد آن را كه وحى آيدى / 30 ، منكر و نكير گويند مرو را : مدانيا ، همچنين بوده بودى اندر سراى دنيا / 35 ، زمان ندهند مر ايشان را كه بياسايندى يا فاز اين جهان آيندى و توبه‌كنندى / 35 ، نخواهند كه بشنوند حق را . . . يا ببينند حق را يا خرد را كار بندندى / 38 ، هركه او قربان نيابد يا بهاى قربان كه بكندى . . . / 51 ، مايه ندارند كه بازرگانى كنندى و بروندى اندر زمين / 92 * ضماير مشترك را به تكرار و تأكيد به كار مىبرد : نگردد از ملّت ابراهيم مگر آن‌كسى كه خويشتن خويش را نشناسد / 25 ، هركه او از خودى خويش نيكى كند . . . خداى پذيرنده‌ى آنست / 34 ، اگر به خودى خويش بيرون شوند . / 76 . . .