تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة مقدمه 18

مساهمون:

صمقدمه ١٨
واى باد آن كسانى را كه همىنويسند كتاب را به دستهاشان پس گويند اين از نزديك خداى است تا بخرند بدان بهاى اندك . ويل باد ايشان را از آنچه بنوشت دستهاى ايشان ، و ويل باد ايشان را از آنچه سازند كسب . بخش دوم - زيرنويس . ص 97 * * * آيهء 83 : چو ما پيمان گرفتيم فر فرزندان يعقوب . . . كه نپرستيد و بندگى نكنيد مگر ( متن : مر ) بار خداى را . . . و به جاى مادران و پدران نيكوى كنيد ، . . . و يتيمان فى پدران را و فى مادران . . . و نيز درويشان را . . . جهانيان را نيكو گوييد . متن . ص 4 كه گرفتيم پيمان فرزندان يعقوب كه : مه پرستيد مگر خداى را ، و به مادر و پدر نيكوى كنيد [ ن . ل : كردن ] ، و به خداوندان خويشى و يتيمان و درويشان ، و بگوييد مردمان را نيكوى . . . تفسير طبرى . ص 85 و چون بگرفتيم عهد فرزندان يعقوب كه نپرستيد مگر خداى را ، و به مادر و پدر نيكويى كردن ، و با خداوند خويشى و با يتيمان و با درويشان ، و گوييد با مردمان نيكو . . . بخش دوم - زيرنويس . ص 97 * * * آيهء 84 : چون فر شما حجت گرفتيم كه خون يكديگر مريزيد ، و يك مر ديگر را از شهرهاتان بيرون مكنيد ، پس شما مقر آمديد . . . متن . ص 5 كه گرفتيم پيمان شما : مه‌ريزيد خونهاى شما ، و مه بيرون كنيد تنهاى شما را از سرايهاى شما ، پس اقرار كرديد و شماييد حاضران . تفسير طبرى . ص 86 و چون بگرفتيم پيمان شما كه نه‌ريزيد خون يكديگر و نه بيرون كنيد يكديگر را از سرايهاى شما پس مقر شديد ، و شما بوديد حاضران . بخش دوم - زيرنويس . ص 97 آيهء 99 : * * * و ما فروفرستاديم زى ته . . . آيتهاى پيدا كرده . . . و جاحد نشوند . . . مگر شكنندگان عهد . متن . ص 12