جُزْءاً .
پس بنه فر هركوهى ازين چهار كوه ازين چهار مرغ بهرى .
ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً .
پس بخوانشان تا بيايند زى ته « 1 » پويان .
وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ .
و بدان يا ابراهيم كه خداى عزّ و جلّ قوى است اندر پادشايى خويش ، و تواناست فر هرچه خواهد از حكم خويش . و عقوبتكننده است مران كسها را كه مرورا استوار ندارند به يگانگى او ، و حكيم است ، حكم كرد زندهكردن خلق سپس مرگى و اللّه اعلم .
[ 114 ]
آيهء 261
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ .
ابن عبّاس [ گفت ] : اين آيت به شان عثمن آمد و عبد الرّحمن بن عوف . عثمن گفت : به غزو تبوك هركه را ساز و نفقهى جهاد نيست آنهمه فر من . و عبد الرّحمن بن عوف چهار هزار درم بياورد سوى پيغامبر عليه السّلم و گفت : يا رسول اللّه ، مرا هشت هزار درم بود . چهار از وى فاز داشتم مر خويشتن را و عيالان را ، و چهار هزار خداى را فام دادم .
پيغامبر گفت مرورا : خداى عزّ و جلّ بركت كناد فر آنچه بدادى و فر آنچه بماند . اين آيت بيامد ، گفت : صفت آنكسهايى كايشان خواستهى خويش را به كار بردند فر درويشان از بهر جستار خشنودى خداى را عزّ و جلّ و جستن ثواب او را ، چو صفت دانهها كه بكاشته باشند اندر زمين ، بروياند از خويشتن هفت خوشه ، اندر هرخوشهاى از ان هفت خوشه صد دانه . همچنين خداى عزّ و جلّ بفزايد ثواب آن كسى كه او نفقه به روى او كند ، مر هريكى را هفتصد مكافات دهد .
وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ .
و خداى بفزايد نفقه آن را كاو خواهد تا به دو هزار هزار و افزونى مران كسى را كه صدقهى او بپذيرد .
وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ .
و خداى عزّ و جلّ تواناست به افزودن آن او داناست به نفقات بندگان او به نيّتهاشان ، پس به شأن ايشان بيامد نيز .
هامش
( 1 ) . ته - تو .