تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
عليه السّلم ، عبد اللّه بن جحش و ياران او ، و گفتند كه يا رسول اللّه ، اوميد دارى مر ما را كاين غزو بپذيرد از ما خداى عزّ و جلّ ؟ اين آيت بيامد : آيهء 218
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ .
آن‌كسهايى كه بگرويدند به يگانگى خداى عزّ و جلّ و هجرت كردند از مكه به مدينه و كارزار كردند فا كافران اندر طاعت خداى عزّ و جلّ .
أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ .
آن مردمان همى اميد دارند آمرزش خداى و بهشت او .
وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
و خداى عزّ و جلّ آمرزگارست مر ايشان را بدان كارزار كه كردند فا كافران اندر ماه حرم . و مهربان است فرايشان بدان كه رخصت داد مر ايشان را به قسمت غنيمت ايشان . نخستين غزوى اين بود مر مومنان را اندر مسلمانى . و از پس او غزو بدر بود . مهتر كافران به حرب بدر عتبة بن ربيعه بود . و سپس او غزو بنى نضير بود اسپس حرب بدر به يك سال . و مهتر كافران آن روز بو سفيان بود . و اسپس از آن بدر صغرى بود ، و ز پس از آن حرب احزاب بود ، و اسپس از آن حرب احد به دو سال ، كنده كنده بود پيغامبر عليه السّلم گرد مدينه ، و مهتر كافران بو سفيان بود . وز پس از ان حرب حديبيه بود فا اهل مكه . صلح كرد پيغامبر عليه السّلم . پس غزو خيبر بود ، سپس از ان پس پيغامبر عليه السّلم ديگر سال عمره برد به مكه اندر ماه ذى القعده ؛ آن را عمرة القضا خواندند . و سپس از ان فتح مكه بود [ 82 ] اسپس هجرت به هشت سال و نيم . فا پيغامبر ده هزار مرد بود . وز پس ازو غزو طايف بود پس غزو تبوك بود . پس پيغامبر عليه السّلم حج كرد ، و آن حج را حجة الوداع خواندند . و سپس از آن فازگشت به مدينه آمد و دو ماه بزيست . پس مرورا وفات آمد عليه السّلم اندر حجره‌ى عايشه ، روز دوشنبه ماه ربيع الاوّل . و هم اندران مكان فرونماز كردند و هم آنجا مرورا به گور كردند ، صلّى اللّه عليه . آيهء 219
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ .
اين آيت به شأن عمر آمد رضى اللّه عنه . مى خوردن اندران وقت حلال بود . عمر دعا كرد و گفت : يا رب ، مراد خويش بنماى مر ما را اندر مى .