تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
بكيرند پس كوشت را در روغن كاو سرخ كرده و مصالح حاره چون دارچينى و زيره و هيل و كشنيز و قرفة الطيب در پارچه كتانى بسته در آن اندازند و آب و نمك و پياز به قدر حاجت داخل كرده به‌پزند تا مهرّا شود پس در آن برنج داخل كرده زياد به‌پزند تا مهرّا شود پس در آن برنج داخل كرده به‌پزند و در اخر آب اترج و قند سفيد داخل كرده دو سه جوش ديكر داده فرود آورده بكشند و استعمال نمايند و درين قليله اكر خواهند برنج داخل نكنند و به غير برنج پخته با چلاو و يا نان بخورند و اكر خواهند بجاى برنج از بقول و ارديات و فواكه چون كدو و اسفاناخ و چغندر و يا كلم يا شلغم يا زردك يا بادنجان يا سيب شيرين يا به شيرين داخل نمايند و هريك رنك علىحده مىشود با چلاو و يا با نان بخورند و كاهى از آب اترج و قند اترج پلاو و يا مطنجن پلاو ساخته استعمال مينمايند و استعمال اترجيه و اترج پلاو و مطنجن پلاو و آب اترج و قند در وقت كرمى و حرارت مزاج موافق است

دستور حل نمودن لؤلؤ در آب اترج بطريقى كه شيخ داود ذكر كرده

بكيرند آب اترج را و در شيشه كرده مرواريد ناسفته سوده در آن داخل كرده در حمام بكذارند تا زمانى كه لولو حل كردد مطلق در آن جرم لؤلؤ نماند و اين محلول نافع است از براى جميع سموم و امراض اعضاى رئيسه و جهت زحير مجرّب است چون با اشربه مناسبه بنوشند و اكر مرواريد مفرحات را به اين دستور حل نمايند و همچنين سائر جواهرات را بهتر است

ترياق كشف الهموم

معتدل مائل بحرارت و قوتش تا بيست سال باقى ميماند و شربتش تا سه مثقال است منقى دماغ و بادزهر سموم و مقوى باه است و جهت جنون و صرع و ماليخوليا با آب مرزنجوش استعمال نمايند و به جهت فالج و لقوه و امراض بارده دماغى و عسر البول و سنك مثانه با آب بزر كرفس و آب ترب و جهت ضيق النفس و سرفه و نفث الدم و خفقان و ضعف معده كه از حرارت باشد با آب كاسنى تازه و اكر برودت باشد با كلاب و جهت استسقا و صلابت طحال و يرقان و قولنج باب مطبوخ انيسون و جهت بواسير و امراض معده با آب عناب جهت مفاصل و نقرس با آب مطبوخ بيخ كبر و رازيانه و جهت سموم و جذام با شيره تازه دوشيده و جهت بهق و برص با ماء العسل بنوشند و طلا در امراض مذكوره و جهت اورام نافع است

صنعت آن

پوست زرد اترج تخم مقشر اترج برك اترج از هريك ده مثقال حب الغار جنطبانا سنبل الطيب مربا فلن كه خرنبل است عود هندى از هريك هفت مثقال زرنب درونج عقربى اطريلال بهمن سرخ بهمن سفيد انيسون از هريك سه مثقال مرواريد ناسفته چهار مثقال زمرد كهنه كهرباى شمعى از هريك دو مثقال بادزهر معدنى خطائى دو مثقال و يك دانك عود هندى را در بيست و شش مثقال كلاب بسايند و بادزهر را بان صلايه كرده هفت روز بكذارند و مرواريد و جواهر سائيده را در شيشه كرده آب ترنج رسيده به روى انها كرده آب ترنج رسيده بر روى انها كرده سر آن را محكم نموده در حمام بكذارند تا حل شوند و بعد از حل شدن در عود و بادزهر اندك‌اندك ريخته برهم زنند و بعد از آن با جميع ادويه در عسل مصفى بقوام آورده كه بر سر آتش باشد داخل كنند و آتش آن مقدار باشد كه به جوش نيايد پس فرود آورده در ظرف نقره يا چينى نكاه دارند و شش ماه در جو كذاشته پس استعمال نمايند

ترياق حب اترج جهت سموم مشروبه و ملدوغه مشترك النفع است

صنعت آن

تخم اترج مقشر ده مثقال كوفته بيخته وزن كرده با انجير كوبيده آن مقدار كه بان بسرشند سرشته شربتى ده مثقال

اقراص ترياقى حماض اترج جهت صفرا و تشنكى مفرط و قطع قى و دفع سموم نافع است

صنعت آن

نبات سفيد كوبيده اندكى آب داخل كرده بر آتش بسيار ملايم كذارند تا كداخته شود پس اندك آب ترنج تازه داخل نمايند تا چاشنى كه خواسته باشند درست شود و بقوام آيد بر سنك يا سينى مس تازه قلعى كرده يا نقره بريزند تا بسته شود و به‌برند و نكاه دارند و به كار برند و اكر خواسته باشد در هريك رطل از نبات سفيد مقدار يك مثقال مرواريد ناسفته در آب ترنج بدستور مذكور حل كرده از آب ترنج جوارش سازند و يك مثقال عنبر اشهب در روغن پسته كداخته داخل نمايند مىباشد اقوى در تقويت و دفع سموم

فصل در بيان جوارشاتى كه اصل و عمود در انها قشر زرد اترج است

[ جوارش اترج مقوّى معده است و طعام را هضم كند ]

جوارش اترج مقوّى معده است و طعام را هضم كند و اشتهاى طعام اورد و رياح را دفع كند و بوى دهان خوش سازد و نافع است از براى لقوه

صنعت آن

پوست زرد اترج خشك كرده سى درم قرنفل جوزبوا دارفلفل خيربوا دارچينى خولنجان زنجبيل از هريك يك درم مشك تبتى خالص يك دانك و در نسخه ديكر مشك دو دانك است بعسل مصفى سه وزن ادويه معجون سازند اين نسخه از شيخ الرئيس است و در نسخهء ديكر فلفل و دارفلفل داخل نيست و وزن مشك دو دانك و در نسخهء ابن جزله وزن پوست اترج سه درم است و اين صحيح است شربتى دو درم مزاج نسخه شيخ الرئيس كرم و خشك است در اول درجهء سيوم

[ جوارش پوست زرد اترج ]

جوارش پوست زرد اترج منقول از قرابادين تركى افندى صالح چلسپى مقوى هاضمه و اعضاى رئيسه و معده و محلل رياح است

صنعت آن

پوست زرد اترج بيست درم قرنفل عود هندى دارچينى بسباسه خولنجان از هريك دو درم زنجبيل قاقله از هريك يك درم پوست خربزه مسمّى بدسلنبويه كه بهندى كچرى و عوام كرمى نامند ده درم مشك تبتى خالص نيم درم عسل مصفى به قدر كفايت بدستور مقرر جوارش سازند

جوارش اترج مقوى دل و معده و دافع سودا و معين بر هضم كيموس است

صنعت آن

پوست زرد اترج پوست بيرون پسته شيطرج هندى كبابهء چينى عود غرقى خام از هريك دو درم قرنفل دارچينى سيلانى كل فوفل سليخه سياه دانهء قاقله صغار دانه قاقله كبار عود بلسان تخم فرنجمشك از هريك يك درم مشك تبتى خالص ورق نقره محلول از هريك يك مثقال زعفران يك درم و نيم عسل سفيد سه وزن مجموع ادويه عسل را بقوام آورده ادويه كوفته پخته بان سرشته معجون سازند شربتى تا دو درم

[ جوارش اترج مقوّى عصاب و دماغ و معده ]

جوارش اترج قلمى فرموده‌اند كه از استنباط بندهء محتاج بفضل ربّ الغنّى محمد هاشم العلوى است مقوّى عصاب و دماغ و معده است و مجرب النفع است در جميع امراض عصبى خصوصا از براى استرخا و فالج

صنعت آن

بكيرند شير امله منقى سى مثقال و يك شب در عرق بهارنارنج و عرق افرنجمشك از هريك يك‌صد و پنجاه مثقال بخيسانند و روز ديكر بجوشانند تا مهرا شود و از پالايش بكذرانند و عسل مصفى سه صد مثقال داخل كرده بقوام اورند پس بكيرند پوست زرد اترج ده مثقال از خرمكى اسارون انيسون نانخواه بهمن سفيد دارچينى سعد كوفى طاليسفر فوفل سليخه ورق كل سرخ قاقله كبار هيل بواقرفه الطيب كاشم كندر مصطكى رومى از هريك سه مثقال جوزبوا دارفلفل فلفل سياه سنبل الطيب عود هندى قرنفل از هريك دو مثقال زعفران عنبر اشهب مشك تركى از هريك يك مثقال جندبيدستر جدوار خطائى از هريك چهار دانك كوفته پخته بان بسرشند شربتى يك مثقال تا دو درم

[ حلواى اترج ]

حلواى اترج بهترين حلواها است مقوى احشا و موافق محرورين است

صنعت آن

پوست اترج تازه يا خشك كرده را بعد از دور كردن زردى بيرون و دفع بقيه تلخى آن اكر باقى مانده باشد بجوشانيدن در آب مكرر و نرم بكوبند و طبخ نمايند با آب و قدرى كلاب تا مهرّا شود و آب آن