تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
و معشوق دارند كه بىعائقى و مانعى و جداكننده از هم جدا نگردند و بعضى قاهر بعضىاند مانند سنك سنباده كه بواسطه آن جميع احجار را ميسايند و مىتراشند و مانند آهن آبدار كه اكثر احجار و فلزات را مىتراشند و سوهان ميكنند و حجر مقناطيس را بالت مسى مىبرند و مىتراشند و بقلم الماس بر جميع احجار نقش ميكنند و آنچه را ميخواهند و كبريت كه سياه‌كننده و سوزانندهء اكثر چيزها است كه به سبب رطوبت بورقى لزج منجمد خود بحرارت آتش كداخته به هرچه ميرسد ميچسپد و آن را با خود ميسوازنند و مكلس ميسازد و طبيعتى معين طبيعتى است مانند تنكار كه معين سبك و كداز طلا و نقره است و كبريت كه معين تكلس اكثر فلزات و احجار و مغنيسا و قلى معين كه از سنك‌ريزه و رمل است كه بواسطهء آن گداخته شيشهء صافى ميسازند و طبيعتى مزين طبيعتى است مانند نوشادر كه غوص مينمايد در اعماق اجساد و تنقيه اوساخ انها نموده زينت مىبخشد انها را و بوره و شبوب و زاجات و املاح مدبّره كه بدانها تصفيه و جلاى فلزات مينمايند و طبيعتى مفسد طبيعتى است مانند سرب كه مفسد ذهب است و زيبق مفسد كل فلزات و سركه مفسد عسل و طبيعتى كريزنده از طبيعتى است مانند حجر با غض انحل و طبيعتى با طبيعتى ممازج است مانند تاثير ادويه و اغذيه در اعضاى عليله و صحيحهء بدن حيوان و انسان كه كه هر عضوى از اعضاء دواى مخصوص به علت خود و غذاى لائق به حال خود را بمناسبت جذب مينمايند باستعانت قوت مدبرهء بدنيه و قوت ماسكه عضويه و قوّت دافعهء مرض و قوّت غاذيه و ناميه و مولد و همچنين سائر طبائع و چون اين امور بالاجمال دانسته شد پس اگر در هنكام اخذ و التقاط هريك از مولدات مناسبات و بودن كواكب منسوبه بدانها را در خانه و بيت الشرف و حظّ و اوج خود و بودن نظرات سعود بانها مراعات نمايند اولى است و همچنين در هنكام اعطاء بديكرى در توسعهء وقت و در هنكام ضيق و ضرورت باكى نيست عدم مراعات انها و بدانكه بر جمادات ترابيت و يبوست و بر نباتات ترابيت و مائيت غالب است با هوائيت و حرارت ضعيفه و بر حيوانات هر چهار قريب باعتدال و در انسان باعتدال فرضى طبى و بدانكه بعض نباتات و احجار باعتبار دو كيفيت خود منسوب به دو كوكب‌اند مانند پياز كه بحرارت و حدت بمريخ و به رطوبت بزهره منسوب است و افيون به برودت بزحل و به يبوست هم به دو و هم بعطارد و بسا است كه يك چيز به چند كيفيت مشترك منسوب به چند كوكب است مانند چوب چينى و جدوار و فادزهر نيز و هر دواى مركب القوى و كاهى مىباشد كه يك جنس و يك نوع بحسب جنسيّت و نوعيت منسوب بيك كوكب است بحسب اختلاف اوصاف و اشكال و غيرها بكواكب ديگر نيز و گاه مىباشد اجزاى بعض اشجار و نباتات باعتبار اختلاف كيفيات و الوان و خواص منسوب به چند كوكب كه بيخ آن منسوب بكوكبى و پوست آن بكوكبى و خار و برك و كل و ثمر و تخم و لحم و آب آن هريك بكوكبى مانند اترج و نارنج و شفتالوا و انبه و انار و امثال اينها و بدانكه تكون تار عنكبوت و كائنات جو نيز از تاثير كواكب مذكوره است بر اراضى و بحار و انهار و صعود ابخره و ادخنهء انها بحسب اختلاف مواد و قابليت مياه و اراضى مثلا آنچه در هوا قريب بر زمين كه بسبب غلظت هوا مانند تارهاى باريك از هم متفرق و يا مجتمع و درهم يافته شده در سقوف و كنج ديوارها و دروازها و بين شاخها و بركهاى اشجار و مغارات جبال و غيرها تكون يابد آن را نسج و تار عنكبوت نامند و آنچه صعود نمايد و بالا رود اگر اندك و لطيف و بران رطوبت غالب است بسبب اندك سردى مانند سردى اخر شبها و خصوصا سردى شبها زمستان رطوبت كشته با هوا نزول نمايد آن را طل و صقيع و شبنم نامند و اين نيز بحسب قلت و كثرت مادّه كم و زياده كم مىباشد در اراضى قريب به دريا و رطوبات زياده و در بعيده كمتر و اگر صعود نمايد تا بكرهء زمهريريه رسد اگر بران رطوبت و بخاريت غالب است بسبب سردى متراكم گشته دفعة فرود آيد و از تحريك فرود امدن آن رياح بتموج و حركت در آيد و اين نيز بحسب كثرت مقدار و قلت مادهء آن و سرعت فرود امدن و بطوى آن موجب كثرت و قلت رياح مختلف مىباشد و سبب طوفانها و بادهاى عظيم اين است و يا آنكه بعض اجزاى آن ابخره و ابر مستحيل به هوا گردد و لهذا ابرهاى خشك نمىبارد و يا آنكه كرمى بسيار به رطوبت بحار و انهار رسد و دفعة مائيت بسيارى منقلب بهوائيت گردد و تموج و حركت درآيد و سبب جزر و مد دريا را نيز بيك وجه انقلاب مائيت بسيار بهوائيت بسيار بمائيت گفته‌اند و آن ابخرهء متراكمه را سحاب و ابر نامند و چون متقاطر گردد و فرود آيد مطر و باران اكر بعد تقاطر و جدا كشتن در بين راه سردى بدان رسد و منجمد كشته فرود آيد آن را بر دو تكرك نامند و اگر قريب بانفصال سردى بسيارى بدان سد منجمد گردد و فرود آيد آن را ثلج و برف كويند و اگر دخانيت و يبس بران غالب است زياده صعود نمايد و بالاتر رود و بكرهء زمهريريه رسيده بسبب سردى سطح ظاهر آن متراكم گردد و حرارت كامنه در آن ادخنه در باطن آن بهيجان و جولان و حركت آيد از حركت آن صدائى آيد و سطح ظاهر خود را شكافته برايد با اوازى شديد آن را رعد نامند و اگر در آن اندك دهنيت و كبريتيت در حين شكافتن محترق گردد و از آن روشنى ظاهر شود آن را برق نامند و اينها نيز بحسب كثرت و قلت ماده مختلف مىباشند در زيادتى و كمى و اگر با آن ابخره و ادخنه كثيره دهنيت و كبريتيت غالب باشد بعد صعود و تراكم و انجماد حرارت كامنه در آن اشتعال يافته آن را محترق گرداند و از آن روشنى و صدائى ظاهر گردد و جرم سوخته كثيف آن بيفتد با بخارى كرم كبرتى كه بهرجا برسد بشكند و در زمين فرود رود و بخار آن به هر كه برسد متغير و مدهوش گرداند و احيانا هلاك سازد و آن در اجسام صلبهء ثقيله تاثير زياده است از اجسام رخوه خفيفه چنان كه اگر بشمشير در غلاف رسد غلاف آن را نسوزاند نشكند و تيغ آن را سوراخ كند و بخراشد و بر بدرهء زر كه برسد بدره را نسوزاند و زر را بكذارد و آن روشنى را برق و آن جرم ثقيل كثيف افتاده با صداى صاعقه نامند و اگر آن ابخره و ادخنه لطيف و با كبريتيت و دهنيت و غلظت بسيار است و ثقل و ارضيت ندارد بسيار به بالا صعود نموده و بتاثير حرارت و تحريك افلاك محترق كشته باشكال مختلفه ظاهر گردد بحسب قلت و كثرت ماده آن را نيازك و نيز شهاب و و ذوات الاذناب ذو زاويه و ستاره دنباله دار و امثال اينها كويند و اگر مادهء آن بسيار غلظت و كثرت دارد به زودى باتمام نرسد و به حركت شبانروزى فلك الافلاك حركت استطباعى نمايد و طلوع و غروب كند و مدتى بكشد تا آنكه باتمام رسد و اگر هوائيت بسيار و رطوبت اندك بران غالب باشد قدرى صعود نموده به طرف افق و خطها منحنى به شكل قوسها يكى بالاى ديگرى بالوان مختلفه ظاهر گردد بسبب تاثير شعاع افتاب در انها و تفاوت محاذات هريك از انها آن را قوس قزح نامند مانند ظهور الوان مختلفه از شيشهء بوقلمون در رويت قوس قزح اكثر در ايام ربيع و خريف كه باران كم باريده باشد اوائل و اواخر روز ظاهر ميكردد و كرهء زمهريريه بحسب اختلاف مناسبات اراضى مختلف مىباشد در قرب و بعد و امّا ابخره متكونهء مجتمعه در جوف زمين و خلل و فرج آن چون بسيار گردد و راه بدر شد نمايد لا محاله سطح زمين را بشكافد و بدرايد و از صدمه شكافتن آن اراضى متصله بدان به حركت در ايند و بلرزند خصوص كه زمين صلب خشك باشد و يا دامن كوه بود و در اراضى صلبه و دامن كوهها بسيار واقع مىشود و در اراضى رطبهء رخوه كمتر و اگر در نهايت كثرت است و صدمهء آن در كمال شدت متوالى و متواتر بعض عمارات و قريه‌ها و شهرها خراب كردد و منخسف شود و فرو رود و آن را زلزله و خسف نامند و اين‌جا بدين مقدار به هر يك هريك از مطالب مقاصد متصرفه و نجوميه و طبيعيهء متعلقه بمسائل طبيه اشاره نموده *

جدول منسوبات كواكب سبعه سياره متعلقه بعلم طب