به شش و مصلحش عسل است
[ مضرتها و منافع ايرسا در بيماريها ]
امراض الراس
صداع
چون بيخ سوسن اسمانكونى را بسايند مخلوط به سركه و روغن كل نمايند و ضماد كنند بر سر نافع است از براى صداع طلا طلاى در مجربات خود آورده كه چون ورق ايرسا را بكوبند و آب آن را افشرده سعوط بان نمايند سه روز متوالى قطع شقيقه مىكند باذن الله تعالى
اختلاط الذهن
ابقراط كفته كه خوردن ايرسا نيكو ميكرداند ذهن را
سهر
اندروماخس كفته كه هرگاه آشاميده شود از آن مقدار هفت درم با ماء العسل اسهال بلغم غليظ و صرهء سودا مىكند خواب مىآورد
فزع الاطفال فى النوم
آشاميدن طبيخ ايرسا اطفال را دافع فزع ايشان است در خواب
نسيان
اسحق كفته كه آشاميدن آن نافع است از براى نسيان ابقراط و جالينوس كفتهاند كه مىافزايد در حفظ و نافع است از براى نسيان
سكته
ايرسا خوردن آن نافع است از براى سكته تميمى كفته كه كل ايرسا نافع است از براى سكته چون ضماد كرده شود بر سر
صرع
آشاميدن آن نافع است از براى صرع
فالج و استرخا
ابقراط كفته كه نافع است از براى فالج سر يا ابن ماسويه كفته كه اصل آن و كل آن هرگاه آشاميده شوند با آب مىباشند نافع است از براى استرخا جالينوس كفته كه ايرسا نافع است از براى فالج خصوص دهن آن
تشنج
از خواص آن نفع است از براى تشنج جالينوس كفته كه اصل سوسن اسمانكونى نافع است از براى تشنج خصوص روغنى كه آن را در آن پخته باشند و نيز كفته نافع است از براى تشنج خوردن جرم آن و همچنين آشاميدن آب طبيخ آن و ابن صهار بخت كفته كه چون آشاميده شود اصل ايرسا با شراب ريحانى نافع است از براى تشنج امتلائى و مالق كفته هرگاه طبيخ كرده شود با شراب و آشاميده شود نافع است از براى تشنج و بيخ آن و كل آن هر دو نافعاند از براى تشنج و روفس كفته كه چون اصل ايرسا را كوبيده در زيت داخل كرده كرم نموده تمريخ بان نمايند نافع است از براى تشنج و آشاميدن ايرسا نافع است از براى تشنج امتلائى
اختلاج
جالينوس كفته كه آشاميدن طبيخ اصل ايرسا نافع است از براى اختلاج
خدر
ابن زهر كفته كه شراب ايرسا زائل مىكند خدر را رازى كفته كه آشاميدن هريك اصل ايرسا و برك آن و كل آن نافع است از براى خدر
رعشه
آشاميدن اصل ايرسا نافع است از براى رعده و رعشه
[ جوارش ايرسا ]
جوارش ايرسا تاليف نيقولاوس منقول از قرابادين افندى صالح چليپى حكيمباشى سلطان قيصر روم نافع از براى سرفه و ضيق النفس از اخلاط غليظه در سينه و آلات نفس
صنعت آن
بيخ ايرسا هشت درم فودنج خشك زوفاى خشك اصل السوس از هريك شش درم كثيرا مغز بادام شيرين مغز بادام تلخ مويز منقى فستق رومى دارچينى زنجبيل فلفل خرماى منقى از هريك سه درم اصطرك بخور مريم از هريك دو درم شكر سليمانى سفيد مصفى به قدر كفايت بقوام آورده ادويه را بدستور مقرر بان بسرشند شربتى يك مثقال
[ حب ايرسا تنقيهء بلغم از جميع اعضا نمايد ]
حب ايرسا تنقيهء بلغم از جميع اعضا نمايد خصوص از اعضاى صدر و رئه و نافع است از براى ضيق النفس بلغمى و سعال بلغمى
صنعت آن
شحم حنظل ثلث درمى غاريقون هش سفيد نيم درم رب السوس فراسيون زوفاى خشك از هريك ثلث درمى تخم ابخره ايرسا از هريك نيم درم كوفته بيخته باب حب سازند جمله يك شربت كامل است
[ ربيد ايرسا ]
ربيد ايرسا نافع است از براى فساد معده و اجتماع ماى اصفر در بطن كه عبارت از استسقاى زقى باشد و نافع است تليين بطن را
صنعت آن
ايرسا بيست و چهار درم فلفل سياه بيست درم زنجبيل انجدان از هريك دوازده درم انيسون مصطكى رازيانه از هريك چهار درم نانخواه تخم كرفس از هريك هشت درم كوفته بيخته بعسل مصفى سه وزن ادويه بسرشند شربتى از آن مقدار يك ملعقه
دهن ايرسا
تدهين به اين دهن نافع است از براى صداع و سهريكه بسبب رطوبت بورقى در دماغ باشد بعد از استفراغ بحب ايارج و تمريخ بان نافع است تشنج رطب امتلائى را و نيز تمريخ بقيروطى فراگرفته از دهن ايرسا با ميعه سائله زائل مىكند خدر را و نيز نافع است از براى اختلاج و خدر آشاميدن آن تمريخ به آن و استسقا خواب مىآورد خوابى نيكو و نيز سعوط به آن نافع است سهر عارض مر مشايخ را و ايضا شرب آن جهت كشودن افواه عروق و بواسير و رفع سميت فطروبنج و غيرها و يك اوقيه آن مسهل قوى و غرغرهء آن با ماء العسل جهت خشونت قصبهء رئه مفيد
صنعت آن
مانند صنعت دهن انجدان است و ذكر يافت
[ قرص ايرسا ]
قرص ايرسا فالج و تشنج و عرق النساء را سود دارد و صلابت سپرز را بكدازد محمّد بن ذكريا كفته كه چون اين قرص را مطحول با سكنجبين بخورد سه روز متوالى صحت يابد
صنعت آن
ايرسا چهار درم فلفل سنبل الطيب اشق از هريك يك درم اشق را در سركه انكورى تند حل كنند و باقى ادويه كوفته بيخته بان سرشته اقراص سازند شربتى يك درم تا يك مثقال با آنچه مناسب باشد
قرص ايرسا به نسخه معتبر نافع از براى طحال و اورام كبد
صنعت آن
ايرسا چهار درم فلفل سفيد اشق عصاره زرشك ريوند چينى از هريك يك مثقال تخم كاسنى مقشر تخم خرفهء مقشر مغز تخم كدو از هريك يك مثقال و نيم طباشير سفيد دو مثقال و نيم اجزا را كوفته بيخته بكلاب سرشته اقراص سازند و در سايه خشك نمايند شربتى يك مثقال
قرص ايرسا به نسخهء شفائى سپرز را نرم سازد
صنعت آن
ايرسا چهار درم فلفل سفيد سنبل الطيب اشق از هريك دو درم اشق را در سركه انكورى تند حل كنند و باقى ادويه را كوفته بيخته به آن بسرشند و اقراص سازند شربتى دو درم با سكنجبين اهرن كويد طبيبى كه اين قرص را ساخت ميكويد كه من خوكى را سه روز اين قرص دادم پس او را بكشتم سپرز او را نيافتم و اين نسخه با نسخه محمد بن ذكريا برابر است الا آنكه آنچه آنجا يك درم است در اينجا دو درم است
[ لعوق ايرسا ]
لعوق ايرسا ربو و سعال مزمن را كه با رطوبت باشد نافع است
صنعت آن
ايرسا نيم كوفته زوفا خشك از هريك بيست درم در سه رطل آب بجوشانند تا چون يك رطل آب بماند صافى نموده با يك رطل قند سفيد بقوام اورند هر صبح ده درم و شام ده درم لعوق نمايند
كتاب الباء الموحدة
باب البآء مع الالف
بادزهر حيوانى
بفتح باى موحده و الف و سكون دال مهمله و فتح راى معجمه و ها و راى مهمله در اخر و كاه حذف ميكنند دال را و ميكويند بازهر و كفتهاند اصل آن بازكزهر است كاف را بدل كردند بادزهر شد و كاه با را بفا بدل ميكنند و فادزهر ميكويند كه معرب بادزهر باشد و كفتهاند كه اصل آن بادزهر است كه زاى اول را بدال بدل كردهاند و كاه دال را نيز حذف مينمايند و به فارسى پازهر بباى عجمى ميكويند و بادزهر در لغت عجم بمعنى دافع و مقاوم سم است چنانچه ترياق بيونانى به همين معنى است و بنابراين بحسب لغت اطلاق بادزهر و ترياق هر دو بر هر دواى مفردى و مركبى كه مقاومت با سموم نمايد ميتوان كرد بالاشتراك و ليكن بحسب اصطلاح اكثر از اطبا بادزهر اسم دوائى است مفرد حجرى كه از جوف حيوانات و يا از معادن اخذ مينمايند مانند بادزهر حيوانى و معدنى كه بالخاصيت و بالطبع به صورت نوعيه خود حرارت غريزيه و روح و دل را از مضرت و اذيت سموم حاره و بارده محافظت مينمايد و ترياق اسم مركبى است مصنوع كه همين اثر بخشد مانند ترياق فاروق و مثروديطوس و آنچه قريب به اين هر دو باشد در خواص و فوائد مذكوره و بر ادويه مفرده نباتيه نافعه در امور مذكوره را ترياقيه نامند و بعضى از اطبا لفظ ترياق را از مركبات بر غير ترياق فاروق و لفظ فادزهر را از مفردات بر غير فادزهر حيوانى و معدنى اطلاق نمينمايند و اين دو اسم را مخصوص به اين دو دوا ميدانند و پس از مفردات و آن سنكى است كه در شيردان اكثرى از حيوانات مثل بز كوهى و كاو كوهى و ميمون يافت مىشود و بعضى كفتهاند در زهرهء آن تكون مييابد و اصل آن است كه متصل