تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
آب بپزند تا به نصف رسد فرود آورده بمالند و بپالايند و نيم من عسل صافى داخل نموده بقوام اورند و ادويه را بان معجون سازند شربتى دو درم و نيم تا سه درم

معمار الابدان

ابدان را باعتدال دارد و سوء المزاج انها را زائل سازد و تقويت بخشد

صنعت آن

پوست هليله زرد پوست هليله سياه امله منقى طباشير روغن بادام شيرين از هريك دو توله فلفل سفيد فلفل سياه زنجبيل فلفل مويه دارفلفل مغز خيارشنبر مصطكى از هريك سه توله نبات مصرى با عسل دو نيم اثار بطريق متعارف معجون سازند

فصل در بيان مفرحات اهليلجى

مفرح نافع از براى ماليخوليا مراقى

صنعت آن

هليله سياه امله منقى از هريك دو جزو كل كاوزبان بادرنجبويه ورق كل سرخ بهمن سرخ بهمن سفيد كشنيز خشك مقشر ابريشم مقرض از هريك يك جزو كوفته بيخته با شراب سيب شيرين سه وزن مجموع ادويه معجون سازند شربتى سه درم با كلاب و عرق بيدمشك و عرق كاوزبان

مفرّح اهليلجى مسمّى به دانش‌بخش

قلمى فرموده‌اند كه از تراكيب بندهء موفق بتوفيق الملك المنان محمد هاشم المخاطب بخطاب حكيم معتمد الملوك سيد علوى خان است بنهايت مقوى دماغ است و موجب ذكاى فكر و ذهن و زائل‌كننده بلادت و رعونت و حمق عارضى است

صنعت آن

پوست هليله كابلى هليله سياه پوست بليله امله منقى از هريك بيست درم اسطوخودوس بادرنجبويه كاشم از هريك ده درم اذخر مكى فرنجمشك دارچينى عذبه عود هندى صعتر فارسى كبابهء چينى كندر مصطكى سنبل الطيب ابريشم مقرض ايرسا نمام درونج عقربى مغز نارجيل از هريك هفت درم زرنباد زنجبيل نشارهء عاج از هريك پنج درم صمغ عربى علك البطم از هريك سه درم عنبر اشهب دو درم جدوار خطائى ورق طلا و اكر بجاى ورق طلا طلاى مكلس كنند ميكردد اقوى مشك تبتى موميائى دارابجردى از هريك يك درم كوفته بيخته مصطكى و علك البطم و موميائى و عنبر را در روغن بادام شيرين و روغن مغز پسته هر دو چهل درم كداخته ادويه را كوفته بيخته بان روغن چرب نموده بعسل مصفى سه وزن مجموع ادويه بسرشند شربتى يك مثقال تا دو درم

مفرّح بارد اهليلجى

قلمى فرموده‌اند كه اين نيز از اقتراح احقر العباد است و مجرب است از براى ماليخولياى مراقى و سائر اقسام ماليخوليا و جميع امراض سوداوى و توحش و خفقان حادث از سوداى محترق از صفرا و خون و يا از سوداى طبيعى وقتى كه حرارت غالب باشد و فرموده‌اند كه يكى از بنى اعمام احقر را علت ماليخوليا مراقى عارض كرديد و مشار اليه را كلانتر شولستان بود و بسبب انتقال خدمت فرصت آمدن بشيراز نبود و مدت سالى كشيده زمان مرض مشار اليه و علاج بسيار نموده فائده بر آن علاجات مترتب نشده بود پس آمد بشيراز و فيما بين احقر و مشار اليه خلت و دوستى بسيار بهم رسيده و در آن اوان عمر احقر هفده يا هجده سال بود و شوق بسيارى در معالجه مرضى داشتم خصوص در معالجهء خلان و دوستان پس متوجه كرديدم بعلاج ايشان پس عطا نمودم در اول امر مرضى داشتم خصوص ايشان را منضجات سودا منضجاتى معتدل و بعد از ظهور علامات نضج در قاروره و بسائر اعراض عطا نمودم ايشان را حب لاجورد با معجون نجاح به نسخه جمهور با ماء الجبن متخذ از سكنجبين افتيمونى كه هفته حب و معجون را شب ميدادم و صبح در ماء الجبن مزبور فلوس خيارشنبر و شيرخشت حل كرده صافى نموده روغن بادام شيرين در آن چكانيده مىنوشيد كه در عرض چهل يك روز پنج مرتبه مسهل نوشيد و اكثر مسهل را قى ميكرد و با وجود آن عمل خوب مىكرد پس ازين مسهلات چند روزى ايشان را استراحت فرموده شروع نمودم به دادن هليله مربا هر روز يك عدد با دو دانك لاجورد بيست روز و اكثر اين ايام قى سوداوى عنيف مينمود و برمى آمد بقى چيزى مثل اجر كوبيده و زرنيخ نيم كوفته و قطعات چون نصف نخود و ماش و كوچكتر با فضولى بسيار حاد پس بعد از بيست روز عطا نمودم با ايشان اين مفرح را كه از اقتراح احقر است كه تركيب شده بتوفيق و يارى ملك اكبر با اشربه مقوّيه مانند شراب سيب و شراب رمان منفع و شراب سفرجل و شراب فواكه و شراب صندل حامض با كلاب و عرق كاوزبان و عرق بيدمشك و تخم بالنكو و تخم بادروج پس زائل كرديد آن مرض به كلى

صنعت آن

مرواريد كبار غلطان ناسفته كهرباى شمعى زعفران از هريك چهار دانك كافور قيصورى دو دانك لاجورد مغسول حجر ارمنى مغسول بادزهر معدنى خطائى صندل سفيد طباشير سفيد بهمن سرخ بهمن سفيد خيربوا ورق كل سرخ اسطوخودوس كل كاوزبان بادرنجبويه از هريك يك مثقال پوست هليله كابلى هليله سياه از هريك سه مثقال امله منقى پنج مثقال مغز تخم كدو پنج مثقال تخم خرفهء مقشر پانزده مثقال زرشك منقى ده مثقال نعناع خشك ابريشم مقرض كل نيلوفر سر بنفشه از هريك دو مثقال شراب سيب شراب فواكه از هريك بيست و پنج مثقال عسل مصفى ده مثقال قند سفيد به قدر حاجت همه را با كلاب و عرق بيدمشك و عرق كاوزبان حل كرده بقوام اورند و جواهر را با آب ترنج صلايه نموده ورق طلا ورق نقره محلول از هريك چهار دانك عنبر اشهب نيم مثقال مشك تركى دو دانك با سائر ادويه كه كوفته بيخته باشند بدستور مقرر معجون سازند شربتى دو درم تا سه درم

[ مفرّح معتدل ]

مفرّح معتدل نيز از استنباط آن مرحوم نافع از براى توحش و وسواس سوداوى و ماليخوليا و خفقان سوداوى

صنعت آن

مرواريد ناسفته ياقوت رمانى كهرباى شمعى بادزهر معدنى خطائى ابريشم مقرض ورق نقره محلول از هريك دو مثقال لعل بدخشى ورق طلا از هريك يك مثقال لاجورد مغسول حجر ارمنى زعفران عنبر اشهب مشك تبتى از هريك يك مثقال و نيم كل كاوزبان برك كاوزبان پوست بيخ كاوزبان از هريك چهار مثقال فرنجمشك بادرنجبويه بهمن سرخ بهمن سفيد درونج عقربى طباشير خيربوا قاقلهء كبار كل نيلوفر افتيمون ورق كل سرخ تخم خرفهء مقشر از هريك سه مثقال امله منقى پوست هليله كابلى هليله سياه زرشك منقى از هريك ده مثقال تخم خشخاش كشنيز خشك مقشر مغز تخم كدو از هريك پنج مثقال قرنفل مصطكى نارمشك تخم فرنجمشك تخم بادروج تخم بالنكو از هريك دو مثقال و نيم شراب سيب رمان شراب سفرجل آب ليمو كلاب عرق بيدمشك عرق كاوزبان عرق بهار نارنج از هريك سى مثقال نبات سفيد فانيذ سنجرى از هريك يك‌صد و پنج مثقال عسل سفيد خوشبو مصفى بيست و پنج مثقال بقانون مقرر در مفرحات ياقوتيه تركيب نمايند و در ظرف چينى نكاه دارند و بعد از چهل روز استعمال نمايند شربتى يك مثقال

فصل در ذكر معاجين نجاح

بدانكه معاجين نجاج از فروع اطريفلات است اطبا كفته‌اند بهتر آن است كه ساخته شود اين معجون در ايلول ماه رومى سامرى شارح قانون كفته كه معجون نجاح تركيبى نيكو است و منافع بسيار دارد و از آن جمله نفع است از براى دماغ و ماليخوليا و ابو سهل مسيحى كفته كه معجون نجاح نافع از براى ماليخوليا خصوص مراقى آن و ابن الياس كفته كه هرگاه بوده باشد ماليخوليا از سوداى محترق از صفرا نافع است صاحب آن را تنقيهء دماغ بمعجون نجاح و نيز اكر ماليخوليا از سوداى محترق از سوداى طبيعى باشد نافع است صاحب آن را آشاميدن معجون نجاح مرة بعد اخرى و سيد اسمعيل كفته كه معجون نجاح به نسخه جمهور مقوّى بفاريقون و حجر ارمنى نافع است مر صاحب ماليخوليا را آشاميدن آن هر روز و نيز كفته كه معجون نجاح نافع است از براى ماليخوليا بنهايت نفع خصوصا معدى را و اين معجون انفع مسهلات است و از براى