تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
آن مثلا اگر وزن مجموع مركب سى درم باشد و عدد شرباتش ده پس واحد را اخذ نمايند زيرا كه بسبب آن بده كه عدد شربات است چون نسبت سه است بسى كه وزن ادويهء است يعنى نسبت عشرى است پس مقدار شربت آن سه درهم باشد و اگر بالعكس باشد يعنى عدد شربات سى باشد و وزن مركب ده مقدار شربت آن ثلث درهم باشد زيرا كه ده را با سى نسبت ثلثى است و به بيان ديگر آنكه مقادير اوزان دراهم ادويهء مركب را بر عدد شربات آن تقسيم نمايند خارج قسمت همان مقدار شربت آن باشد مثلا عدد شربات موافق مثال مذكور در فصل قبل چهل و نيم باشد و اوزان ادويهء پنجاه و هفت درهم بالتقريب و خارج قسمت پنجاه و هفت بر چهل و نيم يكدرهم و ربع و ثمن درهم و ربع عشر مىشود بالتخمين پس مقدار شربت آن مفرّح مذكور همان يكدرهم و ربع و ثمن درهم و ربع عشر باشد و اگر اوزان ادويهء چهل باشد مثلا و عدد شربات پانزده پس مقدار شربت آن مركب يعنى خارج قسمت آن دو درجه و دو ثلث درجه باشد و بالعكس يعنى اگر اوزان ادويه پانزده و مقادير شربات چهل باشد خارج قسمت كه مقدار شربت مركب است يك ربع درجه و ثمنى مىشود جهت آنكه نسبت دو و دو ثلث به پانزده كه عدد شربات است همچون نسبت پانزده است بچهل كه اوزان ادويهء است و بر همين قياس و ترتيب قياس و ترتيب مقدار شربت هر مركبى را كه خواهند استخراج نمايند و اللّه اعلم بحقايق الامور

فصل نهم در بيان اعمار بعض ادويهء مفرده بالاجمال و الاختصار

بدانكه ادويهء مفرده از سه جنس بيرون نيستند يا معدنىاند يا نباتى يا حيوانى

[ در ادويه معدنيه ]

پس معدنى مختلف مىشود و عمرهاى انواع و اصناف انها بحسب شرافت رخست و تام التركيب و متلزز الاجزاء و لطيف بودن اجرام و جواهر انها و عدم آن مانند ذهب و حجر الماس و ياقوت و زمرد و امثال اينها از معدنيات كه مدّتى مديد باقى ميمانند و فاسد نميگردند و امّا نقره و معدنياتى كه بدان مشابه نباشند يعنى ناقص التركيب باشند مانند مس و آهن و اسرب و غيرها بسيار باقى نمىمانند و به زودى فاسد فانى ميگردند خصوص كه در آب و گل دفن نمايند و مدّتى در آن نمانند و اما زنجار پس ناقص مىشود و قوّت آن تا يك سال و رفته رفته باطل ميگردد و سفيداب قوّت آن تا شش سال باقى ميماند و مرتك كه مرداسنگ باشد قوّت آن تا سالهاى بسيار باقى مىماند و همچنين اقليميا و مرقشيشا و توتيا و امّا حجر فادزهر يعنى بادزهر معدّنى خطائى قندهارى و انواع خوشرنگ و خوشبوى املس آن نيز مدتى مديد قوّت آن باقى ميماند امّا لؤلؤ مدّت بقاى قوّت آن از آن كمتر است و امّا اطيان طيبة الروايح مانند طين داغستانى و مختوم و آنچه بدان هر دو ماند بقا و قوّت انها از لؤلؤ كمتر است و كل احجار و اطيان را چون بسايند و مدّتى بر انها بگذرد قوّت انها ضعيف و زائل ميگردد و رفته رفته مثل احجار و اطيان ديگر مىشوند بحسب مراتب خودها و آنچه صاحب رائحه است مادام كه رائحه بان باقى است قوى است پس بدستور ضعيف و باطل ميگردد و مثل سائر احجار و اطيان مىشود و اللّه اعلم فائدة بدانكه اكثرى برانند كه ماده و بسائط متطرقات زيبق و كبريت است پس هرگاه هر دو در نهايت خوبى جوهر و صفا باشند و كبريت در قوت ناريت صابغه و غالب باشد صورت ذهنى بر آن مركب از مبدأ فياض جل ذكره فائض ميگردد و ذهب تكون مىيابد و اگر زيبق غالب باشد با قوّت بارده صورت فضى مىيابد و فضه متكون ميگردد و چون اجزاء ردى الجوهر باشند و كبريت كمتر و با قوت مائيه باشد صورت قلعى مىپذيرد و هرگاه ردائت جوهر آن بيشتر باشد صورت اسربى مىيابد و اگر زيبق جيد الجوهر بود و كبريت ردى الجوهر كه مانع ظهور اسباب صابعه باشد بالتمام هرچند آن اسباب وافر باشند صورت نحاسى مىيابد و چون با اين حال اگر يبوست شديده بر آن غالب باشد صورت روى توتيا كه خارصينى نامند مىپذيرد و اگر كبريت جيد الجوهر و زيبق ردى الجوهر باشد با عدم اسباب صبغ حديدى بر او فائض ميگردد و اهل صنعت كيميا را عقيده آن است كه انقلاب بعضى به بعضى باعمال مخصوصه مدونه در كتب خود كه رفع بدى جوهر يك شود ممكن است اما شايد اين سخن توهمى بيشتر نباشد زيرا كه انقلاب حقايق محال است و همچنين احجار نفيسه غير متطرفه مانند ياقوت و الماس و زمرد و غيرها نيز اصل و ماده و بسائط زيبق و كبريت است باختلاف مراتب از صفا و كدورت و غيرها و اللّه اعلم و همچنين اگر زيبق جيد و نيكو باشد و ليكن كبريت ناصاف تركيب محكم و حافظ صورت نوعيهء خود مدّت مديد نمىتواند بود و اگر هر دو جيد و صافى باشند محكم التركيب گردد و حافظ صورت خود مديد مىتواند بود

[ در ادويه نباتيه ]

و امّا ادويهء نباتيه پس انها يا از قبيل صموغ و عصارات و يا ازهار و فقاح و يا البان و يتوعات و يا ادهان و يا اوراق و يا به زور و يا اغصان و يا اصول و لحا و قشور و امثال اينهااند پس صموغ مدّت بقاء قوّت انها تا سه سال است و عصارات از انها كمتر و امّا ازهار و فقاح كه گلها و شكوفها باشند و اوراق بحسب قوّت و ضعف خود يك سال نهايت تا دو سال قوّت انها قوى باشد پس ضعيف و باطل ميگردد و امّا البان و يتوعات مانند سقمونيا و فرفيون و افيون و امثال اينها پس سقمونيا قوت آن تا بيست سال مىماند و بعد از آن ضعيف ميگردد و رفته رفته باطل مىشود و فرفيون تا چهار سال و افيون پنجاه سال قوّت آن باقى مىباشد و زياده نيز گفته‌اند و بالجمله اكثر البان قوّت تا قريب بده سال باقى مىماند و اما ادهان پس بارده انها به زودى فاسد ميگردد خصوص رطبهء انها كه در يك دو سه اسبوع و حاره و رطبه يابسهء انها بمراتب يك سال تا دو سال پس فاسد و متكرج ميكردد و اما دهن بلسان پس آن از قبيل البان است و قوّت مدت مديد باقى ميماند و گفته‌اند هرچند كهنه‌تر شود جيد و قوىتر ميگردد و همچنين دهن كافور و دهن اذخر تا دو سال و امّا به زور پس انها مختلف مىباشند و آنچه از انها كثير الدهن مانند مغز گردكان و بادام و پسته و چلغوزه و نارجيل و كنجد و خشخاش و خيار و هندوانه و خربزه و كدو و امثال اينها است تا يك سال و آنچه قليل الدهن مانند حلبه و حرف و خردل و رازيانج و امثال اينها است دو سال يا سه سال بحسب حفظ و نگاهبانى از نم و رطوبت و خاك و باد و غيره باقى مىماند و امّا اغصان و لحاء و اصول و قشور پس مختلف مىباشند بقاء انها بحسب قوّت جوهر انها در صلابت و رخاوت و ضعف پس آنچه مانند قسط و زراوند و وج و درونج و زردچوبه و دارچينى و قرفه
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 515 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى