چهار يابس را كه بر دو قسمت نمايند خارج قسمت دو درجه مىشود پس آن مركب گرم در نيم درجه و خشك در دو درجه باشد و امّا اگر اجزاى مركب هم در مقادير شربات و هم در كيفيات مختلف و متفاوت باشند پس طريق اسهل و اقرب بصواب و يقين بمعنى ظن غالب طريقهايست كه منسوب است بحذاق الاطبّاء و آنچنان است كه هر دوائى كه چند مقدار شربت آن داخل تركيب باشد مثلا دو شربت با سه شربت و يا چهار شربت و همچنين هريك از انها به همان نسبت مذكوره ادويهء متعدده فرض نمايند مانند آنكه آنچه دو شربت باشد دو دوا و آنچه سه شربت باشد سه دوا و همچنين و به همان دستور و نسق حساب كنند و اقلّ را از اكثر اسقاط نمايند اگر مساوى نباشند و درجهء انحراف مزاج آن را دريابند و اگر متساوى باشند آن مركب معتدل باشد يعنى اگر درجات كيفيات حرارت با برودت و همچنين رطوبت با يبوست متساوى نباشند و درجات حرارت مثلا پنج باشند و برودت سه و يا بالعكس اقل را كه سه است از اكثر كه پنج است اسقاط نمايند و تتمه كه دواست بر عدد اجزا تقسيم نمايند خارج قسمت همان درجه مزاج آن مركب باشد و اگر متساوى باشند معتدل خواه فاعلتين باشند كه حرارت و برودت است و خواه منفعلتين كه رطوبت و يبوست است چنانچه ذكر يافت مانند برشعثا به نسخ شيخ الرئيس كه مركب از افيون و بزر البنج سنبل الطيب و فلفل سفيد و عاقرقرحا و فرفيون و زعفران است كه هفت دوا بار باشند و وزن هريك از بزر البنج و فلفل سفيد بيست مثقال و افيون ده مثقال و زعفران پنج مثقال و فرفيون و سنبل الطيب و عاقرقرحا هريك يك مثقال است و مقدار شربت بزر البنج دودانگ است كه ثلث مثقال بود پس آن شصت شربت باشد و فلفل كه يك مثقال است بيست شربت بود و افيون يك دانگ كه سدس مثقال است شصت شربت باشد و زعفران كه يك مثقال است پنج شربت و فرفيون كه نيم دانگ است دوازده شربت و سنبل الطيب كه نيم مثقال است دو شربت و عاقرقرحا نيز بدستور دو شربت باشد پس مقادير شربات كل اجزاء كه هر شربتى را دواى علىحده فرض كرده شود يكصد و شصت يك مىشود و امّا كيفيت و مزاج بزر البنج بارد يابس در سيّوم و افيون بارد يابس در چهارم و فلفل سفيد و عاقرقرحا هر واحد حار و يابس در سيّوم و فرفيون حار و يابس در چهارم و سنبل الطبيب حار و يابس در دويم و زعفران حار در دويم و يابس در اوّل است پس كل كيفيات بارده چهارصد و بيست و حاره يكصد و بيست و هشت و يابسه پانصد و چهل و سه و چون اجزاى حاره كه اقل است از بارده كه اكثر است اسقاط نمايند باقى از اجزاى بارده و صد و نود و دو مىماند و اين را كه بر سمى عدد ادويهء كه يكصد و شصت و يك است تقسيم نمايند خارج قسمت يك درجه و سه ربع درجه و نصف عشر و ربع عشر بارد مىشود بالتقريب و يابسه را كه تقسيم نمايند سه درجه و ربع و ثمن مىشود بالتقريب پس اين مركب در دو درجه الّا نصف عشر و ربع عشر بارد و يابس در سه درجه و ربع و ثمن و خمس ثمن باشد بالتخمين و مانند اين مفرح بارد مؤلف از گل سرخ و نيلوفر از هريك ده درم و مرواريد و بسد و كهربا و لسان الثور و طباشير و صندل سفيد و صندل سرخ و خشب الكدر از هريك سه درهم بهمن سفيد و بهمن سرخ و تخم فرنجمشك و تخم كاسنى و تخم خيار بادرنگ و تخم خيارزه از هريك دو درم و كافور نيم مثقال است كه جمله هفده دوا باشند و امّا امزجهء انها پس گل نيلوفر و تخم خيار بادرنگ و تخم خيارزه هريك بارد و رطب در دويم و مرواريد بارد و يابس در دويم و صندل سفيد بارد در سيوم و يابس در دويم و طباشير و صندل سرخ هريك بارد در دويم و يابس در سيوم و بسد بارد در اول و يابس در دويم و كافور بارد و يابس در سيّم و گل سرخ و خشب الكدر هر يك گرم در اول و خشك در دويم و به همين
و فرنجمشك هر يك گرم و خشك در دويم و لسان الثور حار و رطب در اول و تخم كاسنى مائل بحرارت يابس در دويم و كهربا معتدل و يابس در دويم و بقولى بارد در اول است
و امّا مقادير شربات انها
پس از گل سرخ پنج درهم است و ده درهم آن دو شربت باشد و از گل نيلوفر سه درهم است پس سه شربت و ثلثى باشد و از مرواريد نيم مثقال است پس تقريبا چهار شربت باشد و از بسد يكدرهم است پس سه شربت باشد و از لسان الثور دو درهم يك و نيم شربت و از كهربا نيم مثقال تقريبا چهار شربت و از طباشير يكدرهم سه شربت و از صندل سفيد يك مثقال تقريبا سه درهم آن دو شربت باشد و از صندل سرخ نيم مثقال است تقريبا چهار شربت و از خشب الكدر يك مثقال است تقريبا دو شربت باشد و از بهمن سفيد و بهمن سرخ هريك يكدرهم است پس هريك دو شربت باشند و از فرنجمشك دو درهم است يك شربت باشد و از تخم كاسنى دو درهم است يك شربت باشد و از خيار بادرنگ و خيارزه هريك پنج درم است تخمينا ثلث شربت باشد و از كافور يك دانگ است سه شربت باشد پس اجزاى حاره چهارده و نيم و بارده چهل و نه و رطبه نه و يك سدس سدس و يابسه هفتاد و نه شدند و عدد شربات سى و هشت و نيم و چون اجزاى حاره را كه اقل است از بارده كه اكثر است وضع نموده شود باقى سى و چهار و نيم بارده مىماند و همچنين اجزاى رطبه كه اقل است از يابسه كه اكثر است چون وضع نموده شود هفتاد يابسه باقى ميماند و چون اجزاى بارده باقيه را بر عدد شربات تقسيم نموده شود خارج قسمت بالتخمين يك درجه الا يك عشر مىشود و همچنين اجزاى يابسه باقيه را كه بر سى عدد ادويهء قسمت كرده شود خارج قسمت دو درجه الا يك عشر درجه مىشود بالتخمين پس اين مفرح بارد در يك درجه الا يك عشر درجه و يابس در دو درجه الا يك عشر بالتخمين يابس باشد و بر همين قياس و ترتيب هر مركبى را كه خواهند درجات كيفيات آن را معلوم نمايند بدانكه چون امر مقادير شربات ادويه اكثر تخمينى و قلت و كثرت آن بحسب امزجهء اشخاص در قوت و ضعف و اسنان و فصول و بلدان مختلف مىباشد لهذا شيخ الرئيس ابو على بن سينا رحمه اللّه تعالى در مفردات قانون و ديگر اطباى متقدمين متوجه قيد و ذكر انها نشدهاند و همچنين تحقيق درجات كيفيات انها نيز و اللّه اعلم بحقائق الامور
فصل هشتم در بيان طريق استخراج مقادير شربات مركبات
بدانكه هر مركبى را كه خواهند مقدار شربت آن را معلوم نمايند بايد كه اولا تحقيق و تشخيص اوزان و عدد شربات آن نمايند و جزوى از وزن مركب اخذ نمايند كه نسبت آن جزو بمجموع وزن مركب چون نسبت واحد باشد بعدد شربات آن