الرحمن مخاطب بحكيم معتمد الملوك سيد علوى خان است اعضاى رئيسه و معده را قوت دهد و نور چشم را بيفزايد و مانع انصباب مواد است بمعده و امعا و حافظ اخلاط از تعفن و فساد و اختلاط سودا بروح و غلبهء سودا و مقوى باه و مجفف رطوبات معده و امعا و دماغ و اعصاب و هاضم و مشتهى طعام است و بوى دهان خوش كند و فرح و سرور اورد و ضعف دماغ و ماليخوليا و ساير امراض سوداوى را دافع است و منافع بسيار دارد و مجرب است اين نسخه بلكه جميع انوشداروهاى لؤلوى و لا سيما انوشداروى لؤلوى حكيم عماد الدين محمود مىباشد مقوى معده و اعضاى رئيسه و نافع از براى اصحاب وسواس سوداوى و ماليخوليا خصوص از براى اصحاب ماليخولياى مراقى و معدى و مىباشد در نهايت نفع مر انها را
صنعت آن
غنچهء كل سرخ منزوع الاقماع چهار مثقال مرواريد ناسفته يشب سبز بسد محرق مغسول كهرباى شمعى از هريك دو مثقال طباشير سفيد ساذج هندى پوست بيرون پسته پوست زرد اترج فادزهر معدنى خطائى كل ارمنى مغسول كل داغستانى ابريشم مقرض صندل سفيد بهمن سرخ بهمن سفيد شقاقل مصرى خولنجان از هريك سه مثقال سعد كوفى هيلبوا سنبل الطيب زرنب از هريك يك مثقال و نيم زرشك منقى هفت مثقال تخم خرفه مقشر چهار مثقال عنبر اشهب طلاى محلول از هريك نيم مثقال زعفران ورق نقره محلول از هريك يك مثقال شير امله منقى هفتاد و پنج مثقال فانيذ سنجرى عسل سفيد مصفى خوشبو نبات سفيد سه وزن ادويه يعنى از هريك به وزن مجموع ادويه امله را يك شبانروز در شير كاو بخيسانند و پس بشويند نيكو و آن را با زرشك منقى در نه رطل آب خالص بجوشانند تا بسه رطل برسد پس بيالايند و فانيذ و عسل و نبات را بكلاب حل كرده باتش ملايم بجوشانند و كف آن را بكيرند و چون ديكر كف نياورد صافى نموده در مطبوخ آمله داخل كرده بقوام اورند و ادويه را بان بدستور مقرر سرشته معجون سازند شربتى از يك مثقال تا دو مثقال
انوشداروى لؤلؤى ياقوتى نيز از اقتراح آن مرحوم
صنعت آن
مرواريد ناسفته ياقوت رمانى يشب كافورى عقيق يمانى بسد محرق مغسول مرجان قرمزى زمرد كهنه فادزهر معدنى خطائى ورق طلا ورق نقره عنبر اشهب كهربا فقاح اذخر مكى از هريك چهار دانك سنبل الطيب ورق كل سرخ سعد كوفى پوست بيرون پسته پوست زرد اترج طباشير سفيد صندل سفيد كل مختوم كل ارمنى ابريشم مقرض ساذج هندى دانه هيل از هريك يك مثقال شير امله منقى بيست مثقال آب امرود آب به شيرين از هريك چهل مثقال نبات سفيد عسل مصفى از هريك پنجاه مثقال دستور ساختنش آنكه شير امله را در يك رطل كلاب بپزند تا مهرا شود پس بمالند و بيالايند و ثفلش را دور كنند و آب امرود و آب به و نبات و عسل قدرى آب خالص داخل كرده بجوشانند كفش را بكيرند و در امله مطبوخ داخل كرده بقوام اورند و جواهر و فادزهر و كهربا را بكلاب صلايه كرده ذهب و فضه را حل كرده ساير ادويه كوفته و بيخته بان سرشته معجون سازند شربتى از دو درم تا سه درم
[ انوشداروى لؤلوى ديگر نيز از اقتراح آن مرحوم ]
انوشداروى لؤلوى ديكر نيز از اقتراح آن مرحوم مقوى اعضاى رئيسه است و از براى خفقان و جميع اقسام ماليخوليا خصوص مراقى و از براى ضعف دماغ و معده و كبد و احشا نافع است و بوى دهان را خوش كند و فرح آورد و مشتهى و مبهى است و روشنائى چشم را بيفزايد و منافع بسيار دارد
صنعت آن
غنچه كل سرخ چهار مثقال سعد كوفى سنبل الطيب از هريك سه مثقال مرواريد ناسفته يشب كافورى ياقوت رمانى عقيق يمانى بسد محرق مغسول مرجان قرمزى زمرد كهنه لعل بدخشى حجر فادزهر معدنى خطائى عنبر اشهب ورق طلا محلول ورق نقره محلول كهرباى شمعى درونج عقربى پوست بيرون پسته ابريشم مقرض كل كاوزبان زعفران فقاح اذخر خولنجان زرنب اسارون بسباسه از هريك يك مثقال پوست زرد اترج بهمن سرخ بهمن سفيد شقاقل مصرى دارچينى طباشير سفيد فرنجمشك صندل سفيد ساذج هندى كل ارمنى مغسول كل داغستانى دانه هيلبوا بادرنجبويه از هريك يك مثقال و نيم عنبر اشهب مشك تبتى از هريك نيم مثقال شير امله منقى شصت و پنج مثقال زرشك منقى هفت مثقال امله و زرشك را يك شبانهروز به آب حداد آن بخيسانند و بايد كه مقدار آب نه رطل باشد پس بجوشانند تا سه رطل آب بماند فرود آورده نيكو بمالند و بپالايند پس فانيذ سنجرى نبات سفيد رب به شيرين رب امرود از هريك نصف وزن اجزا عسل مصفى به وزن اجزا بكلاب حل كرده و باتش ملايم بجوشانند و كف آن را كرفته چون ديكر كف نياورد در آمله مطبوخ داخل كرده بقوام آورند و ادويه را بدستور مقرر بان بسرشند و در ظرف چينى نكاه دارند شربتى از يك مثقال تا دو مثقال
صنعت آن به نسخه ديكر
ياقوت رمانى مرواريد ناسفته يشب سبز بسد محرق مغسول كهرباى شمعى پوست زرد اترج اذخر مكى سليخهء سياه سنبل الطيب درونج عقربى ساذج هندى دانه هيلبوا ورق نقره محلول سعد كوفى اسارون تخم بادرنجبويه از هريك دو مثقال زعفران مصطكى طباشير سفيد كشنيز خشك بريان ورق كل سرخ ابريشم مقرض صندل سفيد عود قمارى خام از هريك سه مثقال قرنفل مشك تبتى خالص عنبر اشهب ورق طلا محلول از هريك يك مثقال شير امله منقى شصت مثقال قند سفيد عسل مصفى بالمناصفه سه وزن مجموع ادويه بدستور مقرر معجون سازند شربتى از يك مثقال تا يك مثقال و نيم
انوشداروى لؤلوى ديكر نيز از تاليف آن مغفور كه همان منافع دارد
صنعت آن
غنچه كل سرخ منزوع الاقماع چهار مثقال مرواريد ناسفته بسد محرق يشب سبز كهرباى شمعى از هريك دو مثقال طباشير سفيد ساذج هندى پوست بيرون پسته پوست زرد اترج حجر فادزهر معدنى كل ارمنى مغسول ابريشم مقرض صندل سفيد از هريك سه مثقال سعد كوفى دانه هيلبوا از هريك يك مثقال و نيم زرشك بيدانه هفت مثقال تخم خرفهء مقشر چهار مثقال عنبر اشهب طلاى محلول از هريك نيم مثقال زعفران ورق نقره محلول از هريك يك مثقال شير امله هفتاد و پنج مثقال فانيذ سنجرى عسل مصفى نبات سفيد هر سه سه وزن ادويه يعنى از هريك يك وزن ادويه مجموع امله را يك شبانهروز در شير كاو بخيسانند پس بشويند نيكو و با نه رطل آب آن را و زرشك را بجوشانند تا به سه رطل رسد پس بيالايند فانيذ و عسل و نبات را داخل كرده بقوام اورند شربتى از يك مثقال تا دو مثقال
[ انوشداروى از تاليف حكيم محمّد هاشم ابن محمد هادى العلوى ]
انوشداروى نيز از تاليف نواب غفران ماب يعنى حكيم محمّد هاشم ابن محمد هادى العلوى غفر اللّه لهما بنهايت مقوى اعضاى رئيسه است و از براى خفقان و ما ليخولياى مراقى و ضعف دماغ و معده و كبد نافع است و بوى دهان خوش كند و نشاط اورد و مشتهى است و منافع بسيار دارد و مجرب است
صنعت آن
غنچه كل سرخ چهار مثقال سعد سه مثقال مرواريد ناسفته يشب كافورى ياقوت رمانى عقيق يمانى بسد محرق مرجان قرمزى زمرد كهنه لعل بدخشى حجر بادزهر خطائى عنبر اشهب ورق طلاى محلول ورق نقره محلول كهربا شمعى درونج عقربى پوست بيرون پسته زعفران فقاح اذخر زرنب اسارون بسباسه باغى از هريك يك مثقال پوست زرد اترج دارچينى طباشير سفيد صندل سفيد ساذج هندى كل مختوم كل ارمنى مغسول ابريشم مقرض دانه هيلبوا از هريك يك مثقال و نيم امله شصت مثقال زرشك منقى هفت مثقال امله و زرشك را در نه رطل آب بجوشانند تا بسه رطل رسد پس فرود آورده بمالند نيكو و بيالايند پس فانيذ سنجرى و نبات سفيد و عسل مصفى و رب به شيرين و رب امرود از هريك به وزن مجموع ادويه داخل كرده بقوام اورند و سائر ادويه بدستور مقرر سازند و در ظرف چينى نكاه دارند شربتى