تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
دو درم زعفران بزر البنج افربيون از هريك يك دانك افيون يك طسوج كوفته بيخته بلعاب حلبه سرشته اقراص سازند هر قرصى نيم درم شربتى يك قرص و در نسخه ديكر بجاى افربيون پوست بيخ بيروج قيراطى داخل است

قرص منوم حار ديكر

صنعت آن

تخم شبت دو درم كل شبت مرمكى صافى بزر البنج سفيد ميعه سائله زعفران از هريك يك دانك افيون يك طسوج كوفته بيخته بلعاب بزر حلبه سرشته اقراص سازند

قرص منوم مسكن وجع

صنعت آن

مرمكى صافى افيون بزر البنج سفيد زعفران پوست بيخ لفاح كوفته بيخته با آب برك كاهو سرشته اقراص سازند و يك قرص را بر صدغين و عضو صاحب وجع طلا نمايند

[ قرص منوم نافع از استنباط شيخ الرئيس ]

قرص منوم از استنباط شيخ الرئيس نافع از براى جميع اوجاع اذن چون در روغن كل سرخ حل كرده در كوش چكانند

صنعت آن

زعفران چهار درم كندر ذكر نطرون از هريك سه درم افيون دو درم مرمكى يك درم كوفته بيخته بسركهء انكورى سرشته اقراص سازند

[ قرص منقول از قرابادين نجيب الدّين سمرقندى نافع از براى صداع بارد ]

قرص منقول از قرابادين نجيب الدّين سمرقندى نافع از براى صداع بارد و شقيقهء بارده و درد كوش بارد

صنعت آن

جندبيدستر فرفيون افيون ميعه سائله فلفل برك سداب فودنج خردل اجزاى متساوى كوبيده بيخته بدستور مقرر اقراص سازند و در وقت حاجت يك قرص را در روغنى كه مناسب باشد حل كرده در كوش چكانند در جانبى كه وجع است با پنبهء كهنه و بر پيشانى و شقيقه طلا نمايند

[ قرص نافع از براى صداع حار ]

قرص نافع از براى صداع حار كه درد را در ساعت تسكين ميدهد و زائل ميكرداند حرارتى را كه در سر از احتراق شمس حادث شده باشد

صنعت آن

صندل سرخ صندل سفيد از هريك پنج درم افيون يك درم زعفران نيم درم انزروت سفيد سه درم كوفته بيخته باب كشنيز تازهء سرشته اقراص سازند و بوقت حاجت باب كشنيز تر و آب كاهو تازه سوده بر سر طلا نمايند

قرص نافع جهت سرفه و اسهال با خون

صنعت آن

كثيرا طباشير سفيد نشاسته صمغ عربى كلنار فارسى كل سرخ زعفران تخم مورد شاخ كوزن سوخته خرنوب شامى تخم حماض دم‌الاخوين از هريك دو درم افيون خالص يك درم پوست بيخ انجبار كل ارمنى آرد كنار مازو از هريك يك درم و نيم ادويه كوفته و بيخته با آب برك بارتنك سرشته اقراص سازند شربتى نيم مثقال با لعاب بهدانه و لعاب بزرقطونا بنوشند

قرص نردى كه در جميع اورام آزموده است

صنعت آن

صندل سرخ فوفل شياف ماميثا سفيداب قلعى كل ارمنى بزر البنج مرداسنك حضض مكى بوش دربندى ريوند چينى از هريك جزوى بيخ لفاح افيون از هريك نيم جزو زعفران كافور خالص از هريك ربع جزوى باب برك كشنيز تازهء سبز سرشته بهئيات مهره نرد ساخته خشك سازند و عند الحاجت باب كشنيز تر و كلاب و سركه و مانند آن سائيده طلا نمايند و در امراض بارده و براى مبرود المزاجان كافور داخل نمايند و بدل آن جندبيدستر و قرنفل كنند

[ قرص نزله اين قرص نزلات بارده را نافع است ]

قرص نزله اين قرص نزلات بارده را نافع است و مانع انصباب انها است باعضا خصوص بمعده

صنعت آن

قرنفل راسن قرفة الطيب سك اصلى از هريك سه جزو زعفران دو جزو افيون پوست بيخ لفاح از هريك يك جزو سوده به آب سرشته اقراص سازند شربتى نيم درم با شراب خشخاش

قرص نزله بند

قلمى فرموده‌اند كه از تاليف حضرت ابويم قدس سره است مانع انصباب نزلات از سر باعضا است

صنعت آن

دم‌الاخوين انزروت حضض هندى نشاسته صمغ عربى مرمكى صافى صبر سقوطرى زرد سك اصلى رامك كلنار فارسى اقاقيا فوفل شياف ماميثا از هريك يك درم افيون زعفران از هريك نيم درم اجزا را كوفته بيخته بابى كه در آن برك مورد جوشانيده صافى نموده باشند سرشته اقراص سازند و در سايه خشك نمايند و در وقت حاجت يك قرص را به سفيدهء تخم مرغ سوده پوست پارهء كاغذ كه به شكل دراهم چيده و بسوزن انها را سوراخ بسيار نموده باشند ماليده بر هر دو شريان دو صدغ و بريافوخ بچسبانند

صنعت اين قرص به نسخه ديكر از املاى حضرت استادى ابويم قدس سره

حضض مكى بوش دربندى شياف ماميثا از هريك دو دانك انزروت سفيد مرمكى صافى صمغ عربى دم‌الاخوين برك مورد از هريك يك دانك افيون قيراطى زعفران طسوجى كوبيده و بيخته به سفيده تخم مرغ سرشته اقراص سازند و در سايه خشك نمايند هر قرصى مقدار دانك و بدستور نسخه قبل به كار برند

قرص نزله بند ديكر از متقدمين

كه منع انصباب نزلات از سر به چشم و كوش و حلق و سينه و شش و معده كند

صنعت آن

صبر سقوطرى زرد چهار دانك افيون زعفران از هريك يك دانك مجموع را كوبيده و بيخته باب برك مورد سرشته اقراص سازند و در وقت حاجت يك قرص را بسفيدهء تخم مرغ ساييده بدستور مذكور به كار برند

قرص نزله بند ديكر كه همين منفعت دارد

صنعت آن

برك مورد اقاقيا دم‌الاخوين انزروت قشار كندر شياف ماميثا از هريك دو مثقال شب يمانى يك مثقال افيون زعفران از هريك يك دانك كوبيده بيخته به سفيدهء تخم مرغ سرشته اقراص سازند و بوقت حاجت يك قرص را كه يك دانك باشد به سفيده تخم مرغ ساييدهء بدستور بر صدغين و يافوخ بچسباند

قرص نزله بند ديكر از متقدّمين كه همين منفعت دارد

صنعت آن

انزروت دم‌الاخوين صمغ عربى اقاقيا شياف ماميثا از هريك يك مثقال كل ارمنى چهار دانك بزر البنج حضض هندى از هريك دو دانك افيون زعفران از هريك دو طسوج كوبيده بيخته به سفيدهء تخم مرغ سرشته اقراص سازند و در سايه خشك كرده در وقت حاجت يك قرص را به سفيدهء تخم مرغ بسايند و بدستور مزبور بر صدغين و يافوخ بچسبانند

[ فصل در بيان ديگر تراكيبى كه اصل و عمود در آنها افيون است ]

و ايضا از آن جمله قطورات افيونى است

قطور مسكن صداع احتراقى هرگاه با التهاب و حرقت شديد باشد

صنعت آن

افيون زعفران كافور قيصورى از هريك طسوجى در دهن خلاف حل كرده در بينى و كوش بچكانند و در نسخه ديكر اين قطور زعفران داخل نيست

صنعت اين قطور به نسخه ديكر

افيون كافور قيصورى از هريك شعيره در روغن كل سرخ و شير دختران حل كرده در بينى و كوش بچكانند و در نسخه ديكر اين قطور كه در صداع دموى ذكر شده زعفران يك شعيره داخل است

قطور نافع از براى درد كوش كه درد را در ساعت ساكن كند

صنعت آن

عسل مصفى ده درم افيون زعفران از هريك يك درم هر دو را نرم سوده در عسل حل كرده سه قطره در كوش بچكانند

قطور ديكر مسكن درد كوش

صنعت آن

افيون يك درم شياف ابيض سه درم در روغن كل سرخ و سركه كهنه از هريك سه درم حل كرده نيم‌كرم سه قطره در كوش بچكانند

صنعت اين قطور به نسخه ديكر

افيون كازرونى يك درم شياف ماميثا دو درم شياف ابيض سه درم سوده بشير دختران حل كرده نيم‌كرم سه قطره از آن در كوش بچكانند

قطور ديكر مسكن درد كوش كه از سردى باشد و نافع است مر آن را

صنعت آن

افيون كازرونى جندبيدستر از هريك دو درم در دو من آب به‌پزند تا بقوام آيد و در شيشه نكاه دارند و در وقت حاجت روغن سوسن داخل كرده سه قطره در كوش بچكانند

صنعت اين قطور به نسخه ديكر

افيون جندبيدستر از هريك دو درم در دو استار ميفحنتج به‌پزند تا بقوام آيد در شيشه نكاه دارند و در وقت حاجت دو قطره آن را در دو قطره روغن سوسن داخل كرده در كوش بچكانند

و نيز از آن جمله قفطارغان است

بدانكه لفظ قفطارغان بفتح قاف و سكون فا و فتح طاى مهمله و الف و را و غين معجمه و الف و نون معرب كفتاركان است منسوب است بسوى كفتار كه ضبع است و اين معجون را به قفطارغان اكبر ناميده‌اند جهت آنكه در عسل مستعمل در آن مرقهء كفتار داخل است و اكبر براى آنكه اجزاى آن بسيار است و كفته‌اند كه از تراكيب اطباى هند است و حال آنكه نزد اطبا هند نامى از آن نيست و شايد قبل از اين بوده حال متروك شده باشد و فى الحقيقه معجونى است غريب از شليثا غريب‌تر و عجيب‌تر و اكثر حذاق اطبا در كتب خود ذكر