تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
و ده سال به جهت آنكه افعال و قوتهاى آن ظاهر ميكردد و تمام مىشود بعد از كذشتن اين زمان و ليكن سزاوار آن است كه استعمال كرده نشود پيش از كذشتن هفت سال بران بدر الدين قلانسى كفته كه ادراك ترياق فاروق چنانچه صاحب كامل الصناعه ذكر كرده اكثرش بعد از دوازده سال و اقلش بعد از هفت سال است و بعضى بعد از پنج سال كفته و اطباى زمان بعد از هفت ماه يا هشت ماه تجويز كرده‌اند و بدانكه كردانيده‌اند مزاج اخلاط اجزا را بعد از كوبيدن حل كردن مانند هاضمه از براى غذا و نكاه داشتن آن در ظرف مذكور مانند قوّت ماسكه اعضا مر غذا را در بواطن اعضا مدتى كه فعل قوت مغيره در آن تمام شود و بكردد مستعد از براى حصول صورت عضوى در آن و ترك دوا در آن ظرف مدتى جهت آن است كه تداخل نمايند اجزا در يكديكر و فعل نمايند و منفعل كردند از يكديكر و حاصل كردد آن را مزاجى ديكر غير مزاج اجزا كه بان مزاج مستعد فيضان صورت نوعيهء ثانويه شود كه از آن صوب افعال و خواصى كه متوقع است بظهور رسد و بدانكه مزاج ثانوى اين معجون تا سى سال بسيار كرم است مانند جوانان پس ميكردد مانند كهل تا شصت سال پس ميكردد قوّت آن ضعيف مانند شيوخ و در اين حال مانند معاجين كبار است شيخ الرئيس كفته كه از براى ترياق فاروق زمان طفوليت و ترعرع و شباب و كهولت و شيخوخت و موت مىباشد پس ميكردد طفل بعد از شش ماه تا يك سال پس شروع مىشود به ترعرع و تزايد پس ميرسد به اول سن و قوّت بعد از ده سال در بلدان حاره و بعد از بيست سال در بلدان بارده پس بانحطاط ميرسد بعد از بيست سال يا بعد از چهل سال پس حكم ترياق فاروق از آن منسلخ ميكردد يا بعد از شصت سال پس ميكردد مانند يكى از معاجين كبار كه درجهء قوت آن از ترياق فاروق پست است و واجب است كه بياشامد كسى كه آن را افعى كزيده باشد از تازهء قوى آن و در سائر مواضع جائز است استعمال غير تازه قوى آن و محمود بن الياس شيرازى كفته كه ترياق فاروق حديث مانند شباب قوى است در افعال خود تا سى سال و بعد از آن جيد است در افعال خود آن افعالى كه محتاج مىباشيم بانها تا شصت سال و كوتاهى در افعال آن راه نمييابد در اين مدت و بعد شصت سال ضعيف ميكردد و نمىآيد از آن افعالى كه مطلوب است از آن از دفع سموم و نهوش و اكر عمل كند عملى ضعيف خواهد نمود و ميكردد مثل معاجين كبار و نفع ميدهد از براى امراضى كه نفع ميدهد از براى انها معاجين كبار و هرچند كهنه‌تر شود ضعيف‌تر مىشود تا وقتى كه قريب به يكصد سال رسد و آن زمان هيچ افعال از آن نمىآيد ميكردد مثل ميت و اما حديث قواى وى استعمال كرده مىشود از براى نهش افاعى و حيات و كلب كلب و كزيدن هوام و خوردن سموم ادويه قتاله به جهت آنكه مضرت حادث ازينها شديد است پس ازين مىباشد محتاج بدواى بسيار قوى در غايت قوت

فصل در ذكر نسخ معتبره اين ترياق

بدانكه نسخه اين ترياق كه شيخ الرئيس در قرابادين قانون ذكر كرده و در قرابادين قانون ذكر كرده و در قرابادين مارستان عسكرى شاپور كه تاليف بعجمى است آورده كه اين نسخه را جالينوس از اندروماخس ثانى نقل كرده اين است

صنعت آن

اقراص اسقيل چهل و هشت مثقال اقراص افاعى بيست و چهار مثقال اقراص اندروخورون فلفل سياه افيون جيد از هريك مثل وزن اقراص افاعى يعنى بيست و چهار مثقال دارچينى بيك نسخه دوازده مثقال و نسخه ديكر بيست و چهار مثقال غنچه كل سرخ منزوع الاقماع دوازده مثقال تخم شلغم برى اسقورديون يعنى ثوم برى بيخ سوسن آسمانجونى يعنى ايرساغاريقون هش سفيد انثى رب السوس روغن بلسان از هريك به وزن كل سرخ يعنى دوازده مثقال مر صافى مكى زعفران زنجبيل ريوند چينى بنطافلن فودنج كوهى فراسيون فطراساليون اسطوخودوس قسط تلخ فلفل سفيد دارفلفل و نقطاماين يعنى مشكطرامشيع كندر فقاح اذخر صمغ البطم سليخه سياه سنبل هندى جعده از هريك شش مثقال ميعه سائله تخم كرفس سيساليوس تخم ثالسقيس كه آن را به عربى حرف ابيض كويند و بپارسى تخم سپندان سفيد نانخوا كماذريوس كمافيطوس عصاره هيوفاقسطيداس يعنى عصاره لحيه التيس سنبل رومى ساذج هندى موجنطيانا بزر رازيانج طين مختوم قلقطار محرق حماما وجّ تركى حبّ بلسان هيوفاريقون فوصمغ عربى قردمانا انيسون اقاقيا از هريك چهار مثقال دوقوبا زرد قفر اليهود جاوشير قنطوريون دقيق زراوند طويل جندبيدستر سكبينج از هريك دو مثقال و بروايتى بدل زراوند طويل زراوند مدحرج است اما جندبيدستر و سكبينج از هريك بروايت ديكر چهار مثقال است عسل مصفى ده رطل شراب عتيق ريحانى حار دو قسط جمله ادويهء اين نسخهء شصت و چهار جزو است سواى عسل و شراب سه جزو مركب كه سه قرص باشد و شصت و يك جزو مفرد و كفته شده كه اين نسخه جالينوس است كه تصحيح كرده و حذف كرده از نسخه اصلى اندروماخس ثانى نه جزو كه آن حب الغار و مقل ازرق و عود بلسان و اشق و سورنجان و حرمل و مصطكى و بيخ كبر و شيح ارمنى است و ظاهر است كه جائز نباشد حذف چيزى از انها و بعضى اطبا حذف سواى سورنجان را جائز نداشته‌اند خصوص حب الغار چنان كه سابق معلوم شد كه آن اصل و عمود كل اجزاى اين ترياق است و سائر اجزا بر حب الغار كه اصل و عمود است افزوده شده و اما اين نه جزو پس وزن حب الغار شش مثقال و مصطكى و شيح ارمنى و مقل ازرق و عود بلسان از هريك چهار مثقال و اشق و بزر حرمل و بيخ كبر از هريك دو مثقال است و اكر سورنجان داخل كنند وزن آن يك مثقال اين است اجماع قول در اجزاى ترياق افاعى كه تلخيص كرده شد از قريب به پنجاه كتاب و شيخ الرئيس رحمة اللّه تعالى كفته كه بهترين نسخهاى ترياق افاعى نسخه اصلى اندروماخس ثانى است كه ذكر يافت و بسيارى از اطبا مثل جالينوس و غير او زيادتيها و كميها بر نسخه اندروماخس كرده‌اند نه از براى ضرورتى كه واجب كردانيده باشد ايشان را بران و نه از براى حاجتى قوى كه محتاج ساخته باشد ايشان را بران امر و ليكن داعى شد ايشان را بر آن آنكه ذكر و نام ايشان بلند شود و از براى آنكه باقى ماند از ايشان اثرى در ترياق فاروق همچنان كه باقى ماند از اندروماخس ثانى پس كفته كه اعتقاد من آن است كه حركت نبايد داد چيزى را كه بحسب تجربه منحج باشد بسبب آنكه شايد آن مزاج حادث از آن اوزان مقرره مقتضى خاصيتى باشد كه به تجربه از آن يافته شده پس هرگاه حركت داده شود از وزنى كه آن وزن مقتضى مزاجى خاص بود كه تابع آن مزاج بود خاصيتى خاص كه به تجربه از آن يافته شده هر اينه آن خاصيت خاص كه تابع آن اوزان است نخواهد ماند كما لا يخفى اخلاط اين ترياق به نسخهء ديكر كه شيخ رئيس در قانون ذكر كرده اقراص اسقيل چهل و هشت مثقال اقراص افاعى اقراص اندروخورون فلفل سياه دارفلفل از هريك بيست و چهار مثقال غنچهء كل سرخ خشك منزوع الاقماع اصل السوس بيخ سوسن آسما اسمانكونى يعنى ايرسا و تخم شلغم برى و اسقورديون و افيون خالص جيد دارچينى غاريقون هش سفيد انثى از هريك دوازده مثقال عود بلسان روغن بلسان از هريك ده مثقال فلفل سفيد ريوند چينى مرمكى صافى قسط تلخ زعفران سليخه سياه فراسيون مشك طرامشيع سنبل الطيب فقاح اذخر فودنج جبلى كندر ذكر جعده اسطوخودوس فطراساليون و آن تخم كرفس كوهى ماقيدونى است صمغ البطم مصطكى رومى زنجبيل ذو خمسة الاوراق از هريك شش مثقال تخم كرفس كمافيطوس