كه شراب بايد كه كهنه شود و اقلش بايد كه سه ساله باشد تا مائيت از وى بالكليه به تحليل رفته باشد و موجب تغيير و تعفين نشود و بنابراين امور مذكوره فراقليس حكيم عسل را باز اعاده نمود و پياز عنصل و آرد كرسنه را با شراب كهنه ممزوج ساخته قرصى كه الحال بقرص اسقيل اشتهار دارد راست كرده و آن را بعد از بسيار خشك ساختن يك جزو اعتبار نموده داخل كردانيد و چون صد سال از عمر حكيم فراقليس كذشت او نيز داعى حق را اجابت نموده بعد از فوت وى بيست سال فوثاغورس طبيب ظاهر شد و اوازهء حكمت او در بلاد يونان انتشار يافت و رياست اهل علم آن زمان به او تعلق كرفت و او بعد از تامل و تدبر تمام در تصرفات حكماى اربعه سابقه اصل ترياق اربعه اندروماخس را پسنديد اما چون قسط و مر با طبيعت تر نزديك بهم بودند بعوض قسط زراوند داخل ساخت چه زراوند در سموم هوام و ادويه سميهء قتاله نفع تمام دارد و الآن اين ترياق اربعه متعارف و متداول است و چون فوثاغورس طبيب در سن هفتاد سالكى وفات يافت بعد از وى بهفتاد سال ديكر مارينوس حكيم پيدا شد وصيت فضائل و كمالات او در اطراف و اكناف بلاد يونان اشتهار تمام يافت او بعد از تامل و تدبر بسيار نه دواى ديكر كه عبارت از سنبل الطيب و فراسيون و فلفل سياه و دارفلفل و فقاح اذخر و مقل ازرق و حرمل و اسطوخودوس و مشكطرامشيع باشد بر تركيب فراقلبس اضافه نمود و مجموع ادويه مفرده هفده شد و با قرص اسقيل وارد كرسنه هيجده اكر آن هر دو را يك جزو اعتبار كنند و اكر اجزاى قرص را هريك علىحده اعتبار نمايند با شراب بيست جزو مىشود و با عسل پست و يك جزو خصوصيات هريك ازين ادويه تسعه كه مارينوس حكيم اضافه كرده بر واقف اسرار طب مخفى و مستور نخواهد بود و مع هذا در كتب ادويه به تفصيل مسطور است اما سنبل الطيب پس بسبب آنكه مفتح است و مشكطرامشيع به جهت آنكه مدر قوى حتى آنكه مخرج جنين است و اذخر دافع سم و مقوى معده است و اسطوخودوس منقى دماغ و دافع سم و مقوى دماغ و معده و قلب است و باقى ادويه بعضى ممد و بعضى مصلح و نيز انها را اثرى در رفع سميت و تقويت اعضاى رئيسه و حفظ ارواح و قوى است و چون از عمر مارينوس صد سال كذشت او نيز بحكماى سابق پيوست و بعد از فوت او به دويست سال صيت حكمت و كمال و دانائى بماغنيس حمصى عالم را فرو كرفت و راى دورانديش او بعد از تامل و تدبر در ترياق مارينوس برين قرار كرفت كه قرص اندر و خورون كه يكى از حكماى بلده اندرخورون كه جهت دفع سموم ساخته و از آن نفع بسيار يافته بود بر ترياق مارينوس اضافه كند ليكن چون در آن قرص بعضى ادويه ترياق مارينوس بوده ماغنيس وزن آن ادويه را از قرض كم كرد و آنچه در آن تركيب نبود وزن آن را افزود بر هفده ادويهء مذكوره بيست دواى ديكر كه آن تخم كرفس و كماقيطوس و ميعه سائله و انيسون و حماما و ناردين و قلقطار محرق و ايرسا و تخم شلجم و زوفاى يابس و ورد يابس و صمغ البطم و فطراساليون و زنجبيل و جعده و اشق و سورنجان و قردمانا و جاوشير و دوقو باشد اضافه كرد كه مجموع ادويه سى و هفت باشد با قرص اسقيل كه مركب از دو جزو است سواى عسل و ازينجا ظاهر شد كه آنچه از بعضى حكماى متاخرين مثل ابن حبل كه در مختار خود آورده كه مبدع اين ترياق ماغنيس است كه او را ماغنيوس نيز مينويسند و متمم و مكمل آن اندروماخس و همچنين در زيل مسائل حنين بن اسحاق كه از ملحقات خواهرزاده او خنش بن اثم بن اعظم است نيز ابداع اين ترياق را به ماغنيس منسوب داشته سهو محض است و منشاى آن عدم بليغ و تفحص تام است چنانچه ابن ابى صادق در شرح مسائل حنين تصريح بان نموده و چون از عمر ماغنيس نود سال كذشت او نيز سفر اخرت اختيار كرده بياران سابق پيوست و بعد او و به صد و بيست سال اندروماخس ثانى كه متمم و مكمل ترياق فاروق است در زمان اسكندر ذو القرنين ظاهر شد و در بيست سالكى
صيت كمال او عالم را فرو كرفت و او بعد از تامل و تدبر تام در ترياق مذكور چنانچه از كتب معتبره قدماء چنين معلوم مىشود كه اندروماخس ثانى مدّت پانزده سال در باب تصرف در ترياق مذكور هميشه متفكر مىبود تا آنكه بعد از پانزده سال ديكر رايش بران قرار كرفت كه كوشت افعى را بواسطه تجربهء چند كه درين مدت او را در باب كوشت افعى حاصل شده بود چنانچه عنقريب بتفصيل مذكور خواهد شد با سى و سه دواى ديكر كه عبارت از قنه و موووج و اسقورديون و طين مختوم و رب السوس و تخم رازيانه و نانخواه و ورق ساذج هندى و صمغ عربى و حب بلسان و روغن بلسان و بيخ كبر و هوفاريقون و مصطكى و سيساليوس و كماذريوس و حرف بابلى و فودنه كوهى و فنجنكشت و هوفاقسطيداس و ريوند و غاريقون و شيح جبلى و سكبينج و اقاقيا و كندر و افتيمون و فوه و عصاره لحيه التيس و جندبيدستر و قفر اليهود و قنطوريون دقيق است اضافه بايد كرد و مجموع ادويهء مفرده دقيق است اضافه بايد كرد و مجموع ادويه مفرده هفتاد مىشود به غير از اقراص ثلثه كه عبارت از قرص اسقيل و قرص اندروخورون و قرص افعى است كه اندروماخس ثانى بان اضافه نموده و عسل و چون اندروماخس ثانى به نود سالكى رسيده فوت شد بعد ازو به صد پنجاه سال جالينوس ظاهر شد و او هرچند خواست كه در ترياق فاروق تصرفى بزيادتى و يا نقصان كند از خوف آنكه مبادا بعد از تصرف در آن آثارى كه الحال بر آن مترتب است مختل كردد نتوانست تصرف كرد اما مظهر منافع او جالينوس بود اكر چه قاضى صاعد اندلسى در طبقات الاسم اظهار منافع آن را نيز نسبت باستاد جالينوس اليانوس حكيم ميكنند و ميكويند كه در زمان اليانوس استاد جالينوس در مدينه انطاكيهء روم طاعون حادث كشت چون اليانوس در انطاكيه بود بسى مردم را بترياق فاروق از شر آن طاعون خلاص نمود چه هركه پيش از مرض ترياق فاروق خورده بود مطلقا آسيبى به او راه نيافت و آنها كه بعد از مرض خوردند بعضى خلاص شدند و بعضى چون مرض بر ايشان استيلا يافته بود هلاك شدند و چون جالينوس در هشتاد و هفت سالكى وفات يافت بعد ازو تا اين زمان هيچ احدى را مجال تصرف در ترياق فاروق نبود
[ سه تجربه حاصل شده در باب ادخال گوشت افعى درين ترياق ]
ببايد دانست كه اندروماخس ثانى را در باب ادخال گوشت افعى درين ترياق سه تجربه حاصل شده بود كه از آنجا به روى يقين شد كه كوشت افعى در دفع سموم نهايت قوت دارد چنانچه هيچ دواى ديكر در آن باب به او نمىتواند رسيد
[ تجربه اول ]
يكى از آن تجربات ثلاثه آن بود كه برادر اندروماخس ثانى مرد سياح و سيار بود اتفاقا روزى در اثناى سير و سياحت خواب برو غلبه كرد و در پاى درختى بخواب رفت ناكاه افعى از سوراخى برامده دست او را بكزيد و او از هول هرچه تمامتر بيدار شده دانست كه او را افعى كزيده غشى و اضطراب عظيم عارض او شد با وجود آن حالت تشنكى بر وى غلبه كرد نكاه كرد ديد كه نزديك بان درخت كوى است كه قدرى آب صاف در آن جمع شده از شدت تشنكى رفته قدرى از آن آب نوشيد به مجرد آب خوردن قلق و اضطراب او تسكين يافت و به حالت اصلى بازآمد چنانچه كويا هيچ مار او را نكزيده بود او از آن حال متعجب ماند با خود كفت ايا درين آب چه خاصيت بود كه يك جرعه از آن دفع زهر اينچنين مارى نمود بنابراين چوبى برداشت و آن را برهم زد ديد كه دو افعى باهم اويخته در آن آب مردهاند و از شدت كرمائى افتاب مهرّا شدهاند چون از آنجا بركشت و اين حكايت را به برادر خود اندروماخس نقل كرد اندروماخس متفطن شد كه كوشت افعى مقاومت بسم خود مىكند و او را از اعضاى رئيسه ادمى دور مينمايد
[ تجربه دوم ]
و دويم از تجربات ثلاثه كه اندروماخس