تا آنكه آمد اندروماخس ثانى پس او زياده كرد بر آن اقراص افاعى و سى و دو دواى ديكر چنانچه ذكر يافت پس كرديد اجزاى آن هفتاد جزو سواى اقراص و شراب و عسل هفتاد جزو سواى اقراص و شراب و عسل هفتاد و پنج جزو و استمرار يافت ميان مردم از غير تغيير و تبديل تا آنكه رسيد اين نسخه بجالينوس پس او تغيير داد آن را بحسب اوزان و اوضاع چنانچه ان شاء اللّه تعالى در بيان نسخ آن مذكور خواهد شد
فصل در بيان تركيب نمودن اين ترياق و نكاه داشتن و زمانى كه بعد از ساختن آن ميتوان استعمال نمود
اول ببايد دانست كه واجب است بر كسى كه تركيب ترياق فاروق و همچنين كل ادويه خصوصا كبار انها مىكند ممارست و شناخت هريك از مفردات آن را در جميع بلاد از اول روزى كه ميرويد تا روز بلوغ آن بلكه تا روز فساد آن به جهت آنكه عقاقير متغير ميكردد اطوار انها و بسيار ديده شده كسانى را كه ميشناختند كياهها را بكل انها فقط پس هرگاه موسم كل انها ميرفت زائل ميكرديد معرفت ايشان مران دواها را و بايد كه اختيار كرده شود عقاقير تازه جيد مختار هريك را از مكانى مخصوص كه مختار است درين تركيب چون برى و نهرى و بستانى و جبلى و از بلاد مخصوصه بدانها چون مرمكى و جنطياناى رومى و ريويد چينى و كل سرخ فارسى و سنبل هندى و ناردين اقليطى چنانچه در ذكر ادويه مفرده تفاصيل مختار هريك از ادويه را ذكر كردهايم و بايد كه نباشد ادويه اين تركيب كهنه پوسيده فاسد شده و چون اين معنى معلوم شد پس بدانكه محتاج است اجزاى اين مركب بسوى مزاجى محكم پس واجب است تدقيق نظر در تفريق ميان دوائى كه متحمل كوبيدن بسيار باشد مانند زنجبيل و ميان آنچه متحمل كوبيدن بسيار نباشد مانند به زور بسبب لطافت انها و همچنين هريك از صموغ و كندر پس هريك از ادويه را موافق حال آن بايد كوبيد و نيز بدانكه آن اجزا يا اصولاند يا خشب يا به زور و اوراق و ازهار فايده بدانكه در ادويه مركبه بعضى از ادويه مىباشند كه انها بمنزله عمود و اصلاند از براى آن مركب كه اكر حذف كرده شوند باطل ميكردد نفع و فائده آن مركب و عمود و اصل در اين ترياق به نسخه اندروماخس ثانى كه بالفعل متداول است ميان اطبا لحوم افاعى است و لهذا مسمّى بترياق الافاعى كشته و اما پيش از اندروماخس ثانى عمود و اصل در آن حب الغار بوده چنان كه بيان كرده شد پس اكر در ترياق اندروماخس ثانى لحوم افاعى را حذف كنيم مطلقا و يا بدل كنيم بدواى ديكر و داخل كنيم در آن دوائى كه مفسد لحوم افاعى باشد چون عسل بلادر كه مفسد هر لحم است و بسبب فساد لحوم افاعى كه اصل و عمود است درين ترياق فاسد ميكردد جميع اجزاى اين تركيب چه هرگاه يك جزو فاسد درايد در اجزاى صالحه همه را فاسد ميكرداند و باطل ميكردد عمل و فائده آن و ادويه ديكر كه اصل و عمود نيستند اكر حذف يا بدل كرده شوند و يا زياده و كم كردانند انها را ضرر بعمود و اصل نميرسد چنان كه مثلا اكر زياده كنيم درين ترياق جوزبوا را هر آينه نيست جريمه عظيم و اكر چه اولى و انسب در اين ترياق آن است كه بهيج نحو در آن نه در عمود و نه در سائر اجزا و نه در اوزان ادويه بزيادتى و نقصان نسخه اندروماخس ثانى تصرفى كرده نشود بلكه جميع اجزاى آن را به همان وزن كه نوشته مرتب نمايند بدون آنكه مجموع را بر همان نسبت زياده كنند يا كم كنند چه شايد كه اين مزاج تركيبى كه بر آن فائض شده است تابع همين اجزا بعينه به اين اوزان مخصوصه باشد چون خواص طلسمات بلكه در جميع مركبات كبار مذكوره از قدماى حكما كه اكثر انها بوحى و الهام ايشان را حاصل شده هيچ نحو در انها تغييرى بايد كه راه نيابد و اكر چه بسا باشد كه بعضى تصرفات بكشد بسوى فائده و ليكن موقوف است به تجربه صحيح و بقياس مستقيم و اما بدون تجربه آن را استعمال نمىتوان نمود و طريق كوبيدن انها آن است كه اجزا را از هريك جداجدا در هاونى كه باطن آن كروى باشد و سر آن تنك آن مقدار كه همين دسته در آن داخل تواند شد و سطح ته دسته با سطح هاون مماس باشد به نحوى دوا را بكوبند دوا را بكوبند كه از اجزاى مسحوق در حين كوبيدن كرد برنخيزد و برنياورند دوا را از هاون تا كردان ساكن نشود پس بهپزند دوا را در منخلى كه از مو بافته باشند و دوا در وسط منخل باشد كه اكر كردى از آن برخيزد باز در منخل نشيند نه آنكه بيرون رود و بهپزند دوا را بحركتى لطيف بر روى نطعى و معتبر نيست اوزان ادويه كه محتاجاند بكوبيدن و پختن مكر بعد از كوفتن و بيختن بسا باشد كه محتاج بكذاشتن دوا بعد از كوبيدن در افتاب باشند بسبب نم
و رطوبتى كه داشته باشد پس چون خشك شود آن را نرم بكوبند و بپزند بدستور مذكور و بايد كه محافظت جميع اين امور را به قدر امكان بكنند و چيزى از انها را مهمل و معطل نكذارند و اما هرگاه بوده باشند آن اجزا عصارات و ربوب و صموغ پس يابس انها را سه روز قبل از تركيب بايد كه نيم كوفته در شراب يا عسل مصفى يا آنچه انها در آن حل شوند بخيسانند و روز چهارم كه روز تركيب است بپالايند كه خشب و چيزى كه مخلوط بانها باشد جدا كردد و اما رطب انها در روز تركيب حل كرده بپالايند قلقطار محرق را در روز تركيب يا شراب سحق نمايند كه محلول كردد و اما اجزاى مائع آن كه عسل و شراب و روغن بلسان است در پاتيل نقره يا طلا كرده يا مس تازه قلعى كرده بر روى آتش اخكر ملايم كذارند در روز تركيب تا مخلوط شوند پس انها را از پاتيل براورده اجزاى مسحوقه را در آن پاتيل كنند و تسقيه آن نمايند بادويهء محلوله و عسل مخلوط با شراب و روغن بلسان در افتاب و بمسواطى كه از چوب بيد باشد يا بروغن بلسان چرب كرده باشند برهم زند تا مستحكم شود اما در نهايت استحكام و سطبرى پس روى آن را بصوفى يا منديلى بپوشند و بزنند بر آن هر روز دو صد ضربه بعد از آنكه در افتاب كذاشته تا كرم شده باشد و بعضى كفتهاند كه هر چهل روز و جالينوس كفته كه هر هفت روز يا چهل روز يا دو ماه پس آن را نكاه دارند در ظرفى كه قوتهاى ادويه ساقط نشود و نكردد خشك مانند سفال بىلعاب و ظرف چوبى و فاسد نكردانند آن را بسبب حرارت چون ظرف زجاجى و چينى و بهترين ظروف از براى نكاه داشتن آن ظرف طلا است پس ظرف نقره پس زجاجى و اكر ظرف چينى يا كره سفال سبز كه سر آن را به چيزى كه از برك خرما يا از خيزران بافته باشند بنوشند و هر دو ماه يك روز سر آن را بكشايند تا ترويح نسيم بارد بان برسد و حسن فوائد بسيارى منافع آن وقتى بظهور ميرسد كه صبر كنند بر آن تا اجزاى ممتزج مزاج ثانوى پيدا كنند و فعل كنند دواها بعضى در بعضى و هريك از اجزا قوت خود را عطا كنند بديكرى و هريك از اجزا تداخل كند در ديكرى پس هر معجونى كه عقاقير آن زياده باشد محتاج است در پيدا شدن مزاج ثانوى در آن بمدتى اكثر از براى فعل و انفعال و تداخل اجزا و شك نيست در آنكه مزاج كرفتن اجزاى اين ترياق زياده است بر سائر مركبات بسبب كثرت اجزا و لهذا نهى كرده اندروماخس ثانى از استعمال آن پيش از ده سال و شش ماه و بعضى از اطبا تجويز استعمال آن در سال چهارم كردهاند و بعضى كفتهاند كه سال پنجم استعمال آن جائز نيست و اما جالينوس و متاخرين تا اين زمان استقرار يافته راى ايشان بر آنكه جائز است استعمال آن بعد از شش ماه و بعض متاخرين كفته كه آن را بعد از شانزده ماه استعمال توان كرد شيخ الرئيس كفته كه بعد از چهار سال استعمال توان نمود و محمود بن الياس كفته كه قومى استعمال ميكنند اين ترياق را بعد از كذشتن پنج سال از تركيب آن و بهتر آن است كه استعمال كرده شود بعد از