تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
و بدلش تمر هندى و اما اجاص جنكلى پس آن مجفف است و مطبوخ آن در كلاب قابض و صمغ الو كه آن را به فارسى صمغ فارسى نامند كرم‌تر از صمغ عربى بيبوسس كمتر از آن است و مفتت حصاة و جهت سرفه نافع و اكتحال آن جهت حدت بصر و ضماد آن با سركه جهت قوبا و جوشش بدن اطفال مفيد است

اجاصيّه

غذاى موافق است از براى محرورين و اصحاب صفرا و قى صفراوى و تشنكى و تبهاى صفراوى و اصحاب صداع و خارش بدن و بيايد دانست كه اجاصيه اقسام است قسمى آن است كه برنج را در آب به‌پزند و الوى تر يا الوى خشك هركدام كه باشد بجوشانند و صافى نموده آب الو را با شيرهء بادام شيرين اضافه نموده چند جوش ديكر داده به كار برند و اكر اسفناج يا خرفهء تر يا كدو داخل نمايند بهتر است و اكر ماش مقشر يا برنج نيز باشد خوب است و اين مزورهء اجاصيه را در وقت حمى و شدت حرارت استعمال بايد نمود قسمى ديكر آن است كه كوشت بره يا بزغاله يا كوشت طيور يا مرغ بچه يا خروس و چون مرغ و خروس جوان يا دراج و كبك و تيهوج و امثال اينها قطعات نموده در آب و نمك و پياز به قدر حاجت جوشانيده و كف آن را بكيرند پس آن كوشت را از آب براورده با روغن كاو و پياز حلقه كرده و قدرى از مصالح حاره چون دارچينى و زيره و هيل داخل نموده سرخ نمايند پس آب به قدر حاجت داخل كرده در پارچه قدرى دارچينى و زيره و هيل داخل نموده سرخ نمايند پس آب به قدر حاجت داخل كرده در پارچه در پارچهء قدرى دارچينى و زيره و هيل داخل نموده سرخ نمايند پس آب به قدر حاجت داخل كرده در پارچهء قدرى دارچينى و كشنيز خشك و دانه هيل و قرفة الطيب بسته در آن اندازند و بپزند چون كوشت قريب بپخته شدن رسد آب الو به قدر حاجت داخل كرده بپزند تا به قدر حاجت پخته شود فرود آورده با نان و يا با چلاو بخورند و اكر خواهند ترش يا شيرين شود يعنى چاشنىدار مقدارى كه چاشنى آن مطلوب باشد زردالوى خشك كرده كه آن را قيصى نامند يا انجير داخل نمايند و اكر خواهند فى الجمله متانتى بهم رساند كفى برنج را كوبيده در اول طبخ داخل نمايند و اكر اندكى زعفران داخل نمايند از براى اوردن تفريح موافق است و اكر خواهند درين اجاصيه از بقول مثل اسفاناخ و خرفهء تازه و ترشه و برك چغندر و بيخ چغندر ورق كرده در وقت طبخ داخل نمايند مناسب است و اين غذا موافق است از براى امزجه صفراويه و ملين طبع است و تسكين مزهء صفرا ميدهد محمد بن ذكريا در كتاب اغذيه المرضى كفته كه هرگاه صداع حار ساكن شود و قوّت در بدن بسيار باشد بكن تغذى با جاصيه با كوشت دراج و طيهوج و چوژه مرغ كه در آن سيب و به داخل كرده باشند

[ اجاصيه برنك ديگر كه مليّن طبع است ]

اجاصيه برنك ديكر كه مليّن طبع است و مطفى مرهء صفرا و كاسر حدت خون و نافع براى حميات حاره

صنعت آن

بكيرند الوخريفى ترش و در آب بجوشانند و بمالند و بپالايند و بپالايش پس داخل كنند در آن ابازير مقلو بروغن بادام شيرين و كشنيز خشك كوفته برآن بپاشند و تناول نمايند و اين اجاصيه نافع است صداع بمشاركت قلب را بسبب سوء مزاج دموى قلب را بسبب سوء مزاج دموى قلب چون استعمال كرده شود بعد از فصد

آش اجاص

صنعت آن

كوشت را قطعات نموده با آب و نمك و قدرى پياز بجوشانند و كف آن را بكيرند پس با قدرى روغن كاو آن را سرخ نمايند و آب داخل كرده بپزند تا كوشت پخته شود و قدرى برنج كه آن را شسته و خيسانيده باشند نيز داخل نمايند و چون برنج پخته شود آب آلوى تازه در آب پخته يا آب الوى خشك در آب پخته پالوده با قدرى نعناع تازه و نمك به قدر حاجت داخل كرده آن مقدار بجوشانند كه ترشى الو در جرم برنج نفوذ كند پس فرود آورده كشيده بخورند

ربّ اجاس

سرد و تر و ملين طبع و مسكن حرارت و تشنكى و تبهاى كرم صفراوى و التهاب مواد و در سائر اثار مثل آب اجاص است

صنعت آن

بكيرند آب الوى تر و باتشى بسيار ملايم بپزند تا بقوام آيد و احتياط كنند بوقت طبخ كه نسوزد و به كار برند و اكر قدرى شكر سفيد يا قند يا نبات داخل نمايند عند الطبخ بد نيست و در حمياتى كه در غايت قصوى نباشند در حدت كه بحران آنها هفتم و يازدهم است بايد كه بعوض غذا اشربهء غذائيه دهند چون رب اجاص و مانند آن

[ سكنجبين سفرجلى اجاصى ]

سكنجبين سفرجلى اجاصى نافع است از براى صداع يابس وقتى كه با حرارت مزاج باشد به جهت آنكه در اين علت تقويت معده واجب است از براى تقويت هضم به جهت آنكه اكر هضم قوى باشد غذاى بسيار از براى بدن متولد مىشود و كثرت غذا موجب ترطيب است پس ضرور است در ادويهء ايشان چيزى مثل آب سفرجل يا رب آن پس اكر با اين قبض باشد ناچار است از تليين پس ضرور است كه ادويه مثل اجاص يا تمر هندى باشد و ازين جهت سكنجبين سفرجلى اجاصى نافع است ايشان

صنعت آن

بكيرند آلوى سياه نيم من و بشويند و در دو رطل آب و دو اوقيه كلاب يك شب بخيسانيد پس بجوشانند تا يك رطل آب بماند صافى نموده يك رطل شكر صافى و يك رطل آب به شيرين داخل كرده بجوشانند و كف آن را بكيرند پس باز صافى نمايند تا دود شكر نماند پس پنج استار من تبريزى سركه انكورى داخل كرده در ديك سنكى باتش ملايم بجوشانند تا بقوام آيد پس فرود آورده سرد كرده در شيشه نكاه دارند شربتى دو اوقيه

فصل در بيان شرابهائى كه اصل و عمود در انها اجاص است

[ شراب اجاص ساده ]

شراب اجاص ساده سرد و تر و ملين طبع و مسكّن تشنكى و صداع صفراوى و دردهاى حار و اسهال است قرشى كفته كه اين شراب نافع است صداع حار را ليكن بايد كه استعمال كرده شود با شراب نيلوفر يا شراب بنفشه به جهت آنكه دماغ از ترشى آن متضرر نشود كه موجب زيادتى صداع شود پس لازم است كه تدارك ضرر آن به چيزى كه در آن تليين و لزوجت و مسكّن صداع حار باشد كرده شود و نيز كفته كه آشاميدن شراب اجاص با لعاب بزرقطونا در حالت قبض طبيعت نافع است صداع حار را و محمود بن الياس كفته كه آشاميدن شراب اجاص با كلاب مىباشد مفيد مر صداع حار را و بسا باشد كه در علاج صفراوى غير مستحكم كافى باشد آشاميدن شراب اجاص به تنهائى يا با اندك سقمونيا و بنوره باشد محتاج بدواى ديكر

صنعت آن

بكيرند الوى سياه يا الوى بخارائى هركدام كه باشد و شسته در آب بخيسانند پس بجوشانند تا مهرا شود صافى نموده قدرى كلاب و به وزن الو قند سفيد داخل كرده بقوام اورند و در ظرف چينى نكاه دارند

شراب اجاس تبهاى حاره و درد سر و يرقان را نافع و ملين طبع و مسهّل صفرا است

صنعت آن

الوى بخارائى را در آب بخيسانند و بجوشانند تا مهرّا شود صافى نموده نبات سفيد بقدرى كه خوش طعم كردد داخل كرده بقوام اورند و اكر قدرى محمودهء مشوى داخل نمايند قوى الفعل مىشود و محمّد بن ذكريا در كتاب اغذيه المرضى كفته كه نافع است اصحاب صداع حار مادى را بايد كه بكيرد شربتى از شراب اجاص ساده و حل كند در آن قيراطى تا دانقى از سقمونيا و بياشامد و نافع است از براى اصحاب قولنج حار آشاميدن

شراب اجاص كه ملين طبع است

صنعت آن به نسخهء حكيم مظفر الدين شفائى

الوى سياه يك‌صد عدد تمر هندى منقى از حب و ليف و قشر يك چهار يك من تبريز تربد نيم كوفته سر بنفشه از هريك بيست درم همه را در كيسه كتانى كرده در پنج من آب بخيسانند پس بجوشانند تا به يك من رسد پس كيسه را بمالند و بفشارند و آب را صافى نموده يك من ترنجبين خراسانى پاك كرده از تخم و خاشاك در آن حل كرده باز صاف نموده بجوشانند و كف