خميره بنفشه از هريك ده مثقال در آن حل كرده صافى نموده بنوشند
[ قليهء الو ]
قليهء الو محرور المزاجان و صفراوى و دموى را غذائى نيكو و لذيذ و مسكن حدت و ثوران آن هر دو است
صنعت آن
بكيرند كوشت بره يا بزغاله و قطعات نموده با پياز و نمك در آب بجوشانند و كف آن را بكيرند پس بيرون آورده با روغن كاو سرخ نمايند و مصالح مانند دارچينى و دانه هيل و قرفه و قرنفل داخل كرده باب بهپزند چون خوب پخته شود الوى تر با الوى خشك را در آب بهپزند و بپالايند كرده بهپزند و اكر مصالح را در پارچهء كتانى بسته در آن اندازند بهتر است و نمك به قدر حاجت چند طاقه نعناع تازه داخل نمايند و اكر چاشنى دار خواهش نمايند اندك قندى داخل نمايند كه چاشنى دار شود پس تناول نمايند
مرباى اجاص
موافق امزجهء حارهء و مفيد از براى صداع بمشاركت قلب بسبب سوى مزاج صفراوى قلب
صنعت آن
الوى بخارائى هر قدر كه خواسته باشند يك شب در آب كمى بخيسانند و صبح بجوشانند چون قريب كردد بمهرّا شدن شيره شكر يا نبات سفيد داخل كرده بقوام اورند و اكر خواهند ترشتر شود قدرى آب ليموى تازه در وقت طبخ داخل نمايند
مزورهء اجاص
نافع از براى ما شرا و حمرهء راس
صنعت آن
بكيرند اجاص و عناب و سفرجل و بهپزند و در مرقهء ماش كه باقلا و كدو نيز در آن داخل كرده باشند و چون خوب مهرا شود مطيب نمايند آن را بروغن بادام شيرين و فرود آورده در ظرفى كشيده بخورند و كاهى داخل كرده مىشود اجاص در مطنجنات و مطنجن پلاو و نيكو ميكردد
مطبوخ اجاص
كه صفراى قعر معده را دفع كند
صنعت آن
الوى سياه بيست عدد تمر هندى منقى از حب و ليف و قشر بيست درم كل سرخ ده درم تخم كاسنى و پنج درم پودنهء ترد و شاخ در كلاب جوشانيده صافى نموده ترنجبين سى درم در آن حل كرده صافى نموده ريوند چينى سوده دو دانك بر آن پاشيده بياشامند
معجون اجاص
منقول از تذكره انطاكى مسهل جميع اخلاط حاره و محترقه و مواد جذام و مادهء حميات و عطش است
صنعت آن
بكيرند نيم رطل الوى بخارائى و مثل آن تمر هندى و هر يك از عناب و سپستان و مويز منقى سى مثقال هليله زرد تخم كشوت افسنتين بنفشه از هريك پانزده مثقال كل سرخ ده مثقال تخم خطمى و خبازى رازيانه صندل زرد از هريك چهار مثقال و در آب پخته صاف نمايند و با سى مثقال ترنجبين و يك وزن ادويه شكر بقوام اورند و طباشير كثيرا صمغ عربى سقمونيا نشاسته از هريك پنج مثقال اضافه كنند و اكر خواهند كه در اسهال قوىتر شود ترنجبين دو وزن ادويه و سقمونيا را اضافه نمايند و قدر شربتش تا هفت مثقال است
فصل در بيان نقوعاتى كه اصل و عمود در انها اجاص است
[ نقوع اجاص ساده مرطب معده ]
نقوع اجاص ساده مرطب معده است و جهت غثيان و قى صفراوى و مفيد مزلق و ملين مسهل صفراوى رقيق و مسكن حرارت و تشنكى و جهت تبهاى كرم و صداع حار صفراوى و خارش بدن مفيد است
صنعت آن
الوى سياه يا الوى سياه بخارائى بيست عدد در يك پياله آب به مقدار خوراك بخيسانند يك شب و صبح صافى نموده بىانكه دست بمالند و قدرى شكر سفيد يا ترنجبين يا شيرخشك به قدر پانزده مثقال در آب حل كرده باز صافى نموده بياشامند و بسا باشد كه كافى باشد در علاج صداع صفراوى غير مستحكم آشاميدن اين نقوع خصوص آنكه بعد از صافى نمودن آب آلو بجلاب شكرى شيرين نموده بياشامند و محتاج بدواى ديكر نباشند و نيز آب نقوع با جلاب شكرى يا شراب نافع از براى صداع بمشاركت بسبب غلبه صفرا بر مزاج آن
[ نقوع اجاص ملين طبع ]
نقوع اجاص كه ملين طبع و نافع است از براى حرارت مزاج و تب صفراوى و صداع
صنعت آن
الوى بخارائى بيست دانه عناب ده دانه تمر هندى ده درم شب در آب بخيسانند و صبح صافى نموده شربت بنفشه يا شربت نيلوفر از هركدام كه باشد ده درم داخل كرده بنوشند و غذا ماش برنج با آب تمر هندى و اسفاناح و شيره بادام بخورند
نقوع اجاص ديكر قوى از اول در تليين طبع
صنعت آن
آلوى بخارائى الوى سياه از هريك ده دانه تمر هندى ده درم عناب ده دانه شب بخيسانند و صبح صافى نموده شيرخشت خراسانى ترنجبين از هريك پانزده درم در آن حل كرده صافى نموده بنوشند
[ نقوع اجاص نافع از براى صداع دموى و صفراوى ]
نقوع اجاص نافع از براى صداع دموى و صفراوى و صداع حادث از اورام حاره سر و صداع حادث از حميات دموى و از براى سرسام حار چون بنوشند بعد از فصد از قيفال و اكر فصد را مانعى باشد بعد از حجامت نقره يا حجامت بين الكتفين
صنعت آن
الوى بخارائى الوى سياه عناب از هريك ده دانه در آب كرم يك شب بخيسانند و صبح صافى نموده فلوس خيارشنبر ترنجبين از هريك پانزده درم در آن حل كرده صافى نموده روغن بادام شيرين يك مثقال در آن داخل كرده بياشامند و ظهر غذاى ماش برنج بخورند
باب الالف مع الذال المعجمه
ازاراقى
بفتح همزهء و فتح ذال معجمه و الف و فتح راى مهمله و الف و قاف و ياى اخر حروف لغت سريانى و به عربى قاتل الكلب و حب بفتح همزه و فتح ذال معجمه و الف الغراب نيز و به فارسى و هندى كچله و كچوله نامند و درخت آن بقامت درخت نارنج بزرك و درخت بيل هندى و ثمر آن به قدر نارنجى با پوست سرخ رنك بىبو و در جوف آن دانهاى كچله مىباشد و لحم چندانى ندارد و برك آن شبيه ببرك بيل و آن تخم بسيار تلخ و خشك و بنهايت صلابت در اخر سيوم كرم و خشك است و سم حيوانات دم دار و بالخاصيت مبدل مزاج بسيار سرد است بمزاج طبيعى بدون احتراق اخلاط و جهت فالج و استرخا و سائر امراض باردهء اعصاب و امراض عصبانى و درد كمر مجرب دانستهاند و ضماد آن جهت كلف و جرب و قوبا و عرق النساء و مفاصل و امراض بارده مفيد است و مسكن و مشوش ذهن است و مصلحش شكر و ادويهء خوشبو است و قدر شربتش از يك دانك تا دو دانك است و يك مثقال آن كشنده و اطباى هند خواص بسيارى از براى آن ذكر كردهاند
حب ازاراقى نافع از براى ذرب
صنعت آن
ازاراقى را پارچه كرده در آب بخيسانند آن مقدار كه دو انگشت بر بالاى آن آيد پس بجوشانند آن مقدار كه تمام آب سوخته شود و اذا راقى سياه كردد پس بكوبند و با افيون و فلفل و كل ارمنى از هريك ششماشه سحق بليغ نمايند و حبوب بندند هر حبى به قدر خردله شربتى يك حب تا سه حب و براى درد كوش نيز نافع است كه باب تانبول كرده قطور نمايند و براى تب بلغمى با شيرهء زيرهء سفيد بخورند و براى درد دندان نيز مفيد است كه در زير دندان مولم كذارند
معجون ازاراقى
مسمّى بمبدل المزاج از تاليف مير محمّد مؤمن در مركبات تحفه كفته جهت قطع عادت افيون بغايت مجرب است و در دفع استرخا و فالج و امراض بارده و درد مفاصل و عرق النساء و سلس البول بغايت نافع است
صنعت آن
سه مثقال اذا راقى كه كچله نامند در شير خيسانيده پوست آن را جدا كرده بسوهان ريزه نموده بعد از آن نرم صلايه نمايند كل كاوزبان كثيرا زرنبار مغز نارجيل مقشر اسطوخودوس مغز چلغوزه شقاقل از هريك سه مثقال هيل بواد عود هندى صندل سفيد قرنفل از هريك يك مثقال آمله منقى پوست هليله سياه از هريك پنج مثقال اجزا كوفته پخته با سه وزن ادويه عسل مصفى سرشته يك مثقال تا دو مثقال