ده درم مرقشيشا مرجان قرمزى دهنه فرنكى عقيق يمانى ورق طلا ورق نقره ماميران چينى فلفل سفيد دارفلفل اقليمياى فضى اقليمياى ذهبى روى سوخته از هريك چهار درم سرطان بحرى محرق مرواريد ناسفته شادنج عدسى مغسول از هريك شش درم ياقوت رمانى لاجورد مغسول زعفران توبال نحاس از هريك دو درم جواهر را با كلاب بر سنك سماق صلايه نموده ورق طلا ورق نقره داخل نموده باقى ادويه را كوفته بحرير بيخته مخلوط نمايند
كحل الجواهر ديكر باصره را قوت دهد و صحت چشم را نكاه دارد و مژكان بروياند
صنعت آن
اثمد اصفهانى هفت درم مرقشيشا پنج درم اقليمياى ذهبى مغسول مرواريد ناسفته از هريك سه درم زعفران بسد محرق مغسول از هريك نيم درم ساذج هندى يك درم فرنجمشك يك قيراط مشك تركى يك طسوج بدستور مقرر كحل سازند و به نسخه ديكر اقليمياى ذهبى مغسول دوازده درم و در نسخه سيد اسمعيل بيست درم است و ساذج هندى دو درم و نيم درم مشك تبّتى داخل است بدستور و مقرر كحل سازند
كحل الجواهر به نسخه ديكر منقول از ابن الياس اثمد اصفهانى
[ صنعت آن ]
شش درم توتياى كرمانى چهار درم بسد محرق مغسول مرقشيشا از هريك دو درم مرواريد ناسفته هفت درم سادج هندى يك درم مشك تركى طسوجى بدستور مقرر كحل سازند و بميل طلا به چشم كشند
كحل الجواهر به نسخه ديكر
[ صنعت آن ]
سرمه اصفهانى شش درم مرقشيشا چهار درم زعفران نيم درم فرنجمشك يك قيراط ساذج هندى اقليمياى ذهبى از هريك دو درم مرواريد ناسفته يك دانك و نيم بسد نيم درم بدستور مقرر كحل سازند و بميل طلا به چشم كشند
كحل الجواهر ديكر كه روشنائى چشم بيفزايد و صحّت بصر را حفظ نمايد
صنعت آن
سرمهء اصفهانى توتياى هندى از هريك ده درم مرقشيشا مرجان سرخ دهنه فرنكى عقيق سرخ ورق طلا ورق نقره روى سوخته ماميران چينى فلفل سفيد دارفلفل اقليمياى طلا اقليمياى نقره از هريك چهار درم سرطان بحرى مرواريد ناسفته ساذج هندى از هريك شش درم ياقوت سرخ لاجورد مغسول زعفران توبال مس سوخته از هريك دو درم صلايه كرده استعمال نمايند
[ كحل الجواهر بارد منقول از قرابادين ]
كحل الجواهر بارد منقول از قرابادين كوتوالى حافظ صحّت چشم و افزاينده نور بصر است و بخارات ردّيه را از چشم ردع نمايد و خيالات بسبب ابخره را از چشم باز دارد و چشم را قوّت دهد
صنعت آن
سرمه اصفهانى محرق مغسول ده درم مرقشيشا ذهبى اقليميا از هريك سه درم كهرباى شمعى مرواريد ناسفته بسد محرق مغسول از هريك يك مثقال لعل بدخشى نيم درم بدستور مقرر كحل سازند و بميل ذهبى به چشم كشند
[ كحل الجواهر نافع از براى باصره ]
كحل الجواهر كه خواجكان طبيب خواجه ابو سعيد و خواجه ابو بكر خواجه ابو طاهر و خواجه اسمعيل قدس اللّه تعالى اسرارهم به جهت سلطان كريم ترتيب دادهاند روشنى چشم را بيفزايد و باصره را قوّت دهد و حافظ صحت چشم است و حرارت چشم را ساكن كرداند و خيركى و ظلمت چشم را ببرد و بادهاى چشم و بخارات چشم را منع كند و خيالات كه بسبب ابخره باشد زائل كند و چشم را جلا دهد
صنعت آن
سرمه اصفهانى پانزده درم مرقشيشاى ذهبى اقليمياى فضى كهرباى شمعى بسد محرق مغسول مرواريد ناسفته توتياى هندى كهپر به عصاره ماميثاى رهبانى سرطان بحرى محرق مغسول نشاسته از هريك دو درم پوست هليله زرد و درم و نيم توتياى بصرى توتياى كرمانى باب غوره و آب انار ترش و شيرين و آب باديان تر پرورده شادنج عدسى مغسول از هريك سه درم روسنحتج سفيداب قلعى مغسول صمغ عربى كثيرا از هريك يك درم و نيم ماميران چينى فيروزه نيشابورى از هريك يك درم امله منقى سنبل الطيب صبر سقوطرى از هريك نيم درم قرنفل دو دانك كافور قيصورى دو دانك بدستور مقرر كحل سازند
[ كحل الجواهر كبير ]
كحل الجواهر كبير كه منافع بسيار دارد از آن جمله حفظ قوت باصره نمايد و تقويت بخشد آن را و از افات نكاه دارد
صنعت آن
كحل اصفهانى شش مثقال توتياى كرمانى مغسول پنج مثقال مرقشيشاى ذهبى دهنه قبرسى عقيق يمانى سرخ مرجان قرمزى ذهب مكلس نقره مكلس ماميران چينى فلفل سفيد دارفلفل اقليمياى ذهبى اقليمياى فضى روسنحتج از هريك دو مثقال سرطان بحرى مغسول مرواريد ناسفته شادنج مغسول از هريك سه مثقال ياقوت سرخ لاجورد مغسول زعفران توبال نحاس از هريك يك مثقال بدستور مقرر كحل سازند
[ كحل الجواهر صغير ]
كحل الجواهر صغير مقوى بصر است و روشنائى چشم را زياده كند و حافظ صحّت عين است
صنعت آن
اثمد اصفهانى هفت درم مرقشيشاى ذهبى پنج درم اقليمياى فضى اقليمياى ذهبى محرق مغسول بسد محرق مغسول مرواريد ناسفته از هريك سه درم شادنج عدسى مغسول دو درم بدستور مقرر كحل سازند
كحل الجواهر كه همان منافع دارد
صنعت آن
مرواريد ناسفته مرجان قرمزى اقليمياى ذهبى اقليمياى فضى پوست هليله زرد از هريك دو درم اثمد پنج درم مرجان سفيد ماميران چينى فيروزه نيشاپورى لعل بدخشى دارفلفل صمغ عربى حضض مكى زعفران آن شادنج مغسول از هريك يك درم دهنه قبرسى نيم درم بدستور مقرر كحل سازند بميل دهبى به چشم كشند
[ كحل الجواهر منقول از حاوى صغير حافظ صحت عين ]
كحل الجواهر منقول از حاوى صغير حافظ صحت عين است و مقوى قوّت باصره و چشم را جلا دهد و قوت باصره را حدت بخشد
صنعت آن
اثمد اصفهانى هشت درم مرقشيشا پنج درم اقليمياى ذهبى محرق مغسول دوازده درم مرواريد ناسفته سه درم لعل بدخشى زعفران از هريك نيم درم ساذج هندى دو درم مشك تركى خالص نيمدانك كوفته پخته نيكو سحق نمايند و به چشم كشند هر هفته يك مرتبه يا دو مرتبه بحسب حاجت
كحل الجواهر كه مقوى باصره بود و جلاى تمام بخشد و صحت چشم را نكاه دارد
صنعت آن
سرمه اصفهانى شش درم توتياى هندى دو درم ماميثاى مرجان قرمزى دهنه فرنكى عقيق يمنى ماميران چينى فلفل سفيد دارفلفل اقليمياى ذهبى و فضى روسنحتج از هريك چهار درم سرطان بحرى مرواريد ناسفته ساذج هندى از هريك شش درم ياقوت سرخ لاجورد شسته زعفران توبال مس از هريك دو درم ادويه كوفته بيخته احجار را بر سنك سماق جدا جدا نرم صلايه نموده پس مجموع را يك جا كرده باز صلايه نموده تا خوب ممزوج كردند وقت حاجت با ميل طلا به چشم كشند
كحل الجواهر به نسخهء ديكر
[ صنعت آن ]
سرمه اصفهانى شش درم توتياى هندى چهار درم بسد مرقشيشا از هريك دو درم مرواريد ناسفته هفت درم ساذج هندى يك درم مشك يك طسوج صلايه كرده چنانچه رسم است با ميل طلا استعمال نمايند
كحل الجواهر بارد حفظ صحت عين نمايد و دمعه و حمرت چشم و ضعف بصر را نافع بود
صنعت آن
استهء هليلهء درد سوخته سى جزو فلفل دو جزو مرواريد ناسفته صدف سوخته توتياى كرمانى مدبر سرمه اصفهانى بسد محرق از هريك يك جزو مجموع را در آب يك روز تمام متصل بسايند و نكه دارند و وقت حاجت به كار برند
كحل منسوب به حضرت امام محمّد باقر عليه الصّلوة و السّلام جهت بياض عين
صنعت آن
توتياى هندى اقليمياى ذهبى سرمه اصفهانى پوست هليلهء زرد نمك اندرانى از هريك يك درم مجموع را صلايه نموده به چشم كشند
كحل عجيب مجرب جهت بياض و دمعه و جلاى غشاوه و حدت بصر و زوال غلظ اجفان
صنعت آن
اثمد اصفهانى چهار درم توتياى هندى مارقشيشا از هريك دو درم و نيم نحاس محرق شيخ محرق از هريك دو درم اقليمياى طلا اقليمياى نقره شادنج عدسى