مثقال دو دانك دورهء كه قلمى ميكردد داخل كرده نيكو سحق نمايند كه مخلوط شود و به چشم كشند بهتر است صنعت آن حصى لبان انثى موم سفيد كافورى زيت اتفاق روغن بلسان روغن بزر كتان راتينج بشارهء ابنوس صندل سفيد برك مورد ادويه كوفتنى را كوفته پخته با روغنها و موم و حصى لبان يك جا كرده به آتش ملايم بسيار بجوشانند تا نيكو مخلوط كردد پارچهء كتانى را بان الوده كرده فتيلها ساخته فتيلها را در روغنها كذاشته روشن كرده دوده بكيرند پس بكيرند برك مورد پوست هليله كابلى و در كلاب جوشانيده آب انار شيرين آب رازيانه تازه آب سماق آب آمله تازه و اكر نباشد آب مطبوخ آمله خشك همه را يك جا كرده قطرهقطره بر دوده بچكانند و بسايند تا تمام آبها تسقيه كرده شود و آبها خشك كردد و دودهء چربى نماند در جواهر سرمه داخل كرده استعمال نمايند و در نسخهء ديكر اين جواهر سرمه آن است كه پارچه كتانى را در آب رازيانه تازه و آب برك مورد و كلابى كه در آن پوست هليله جوشانيده باشند و آب انار شيرين و آب سماق و آب امله تازه مكرر تر كرده خشك كرده فتيله ساخته و موم و روغنها كداخته را بران ريخته دوده كشند و چون كم شود باز از آن روغنها بر آن ريزند
جواهر سرمه ديكر نوشتهاند كه از حضرت علامى معزى اليه است
صنعت آن
لعل بدخشى فيروزهء نيشابورى مرقشيشاى ذهبى ورق ذهب بكلاب محلول دهنه فرنك صمغ عربى كثيرا ماميران چينى عنبر اشهب از هريك يك مثقال مرواريد ناسفته ياقوت رمانى از هريك شش مثقال ياقوت زرد شادنج عدسى مغسول توتيا كرمانى در آب غوره پرورده اقاقيا مغسول حضض مكى حضض هندى كه بهندى رسوت نامند پوست هليله زرد انزروت سفيد مدبر بشير خراز هريك چهار مثقال نبات سفيد دو مثقال اثمد مدبر مغسول چهل مثقال اثمد را بر سنك سماق تا بيست روز بكلاب بسايند پس جواهر را بدستور مقرر جداجدا صلايه كرده باقى ادويه را كوفته بحرير پخته همه را مخلوط كرده و ربع مجموع از دودهء مذكور در نسخه قبل داخل كرده همه را مخلوط كرده به كار برند و در نسخهء ديگر اين جواهر سرمه مسطور است كه چهار مثقال تشميزج را كه بهندى چاكسو نامند در كيسه كتانى كرده در آبى كه در آن سركين حمار داخل كرده باشند بجوشانند آن مقدار كه پوست آن ملايم كردد سائيده داخل نمايند
جواهر سرمه تاليف خال آن قدس سره حكيم محمّد رضا ولد پير عنايت اللّه غفر اللّه لهما
صنعت آن
لعل بدخشى فيروزه نيشابورى شادنج عدسى مغسول مرقشيشاى ذهبى سفيداب قلعى شسته نشاسته از هريك يك درم مرواريد ناسفته دو درم بسد محرق مغسول يك درم نيم طباشير سفيد دهنهء فرنكى اقاقيا حضض مكى از هريك يك و نيم درم انزروت مدبر دو درم و نيم پوست هليله زرد سه درم كافور قيصورى يك دانك اثمد اصفهانى به آب غوره پرورده ده مثقال بدستور مقرر كحل سازند
[ جواهر دارو به نسخهء حكيم عطاء اللّه ]
جواهر دارو به نسخهء حكيم عطاء اللّه از بياض مجربات استاد خود ميرزا محمد باقر ولد حكيم عماد الدين محمود نقل نموده و آن قدس سره از خط حكيم عطاء اللّه نقل نمودهاند
صنعت آن
اثمد اصفهانى مدبر بيست مثقال ياقوت رمانى ياقوت زرد ياقوت كبود از هريك سه مثقال لعل بدخشى چهار مثقال زمرد دو مثقال ورق طلا محلول ورق نقرهء محلول عنبر اشهب مشك تركى از هريك نيم مثقال سركين خطاطيف قرمزى مرواريد ناسفته دو سنحتج از هريك دو مثقال فيروزهء نيشابورى لاجورد مغسول توتياى كرمانى از هريك پنج مثقال بعر الضب يك مثقال كوفته پخته بدستور مقرر كحل سازند
حمول اثمد
ان شاء اللّه تعالى در حرف الحاء در حمولات خواهد آمد
شياف اثمد
نافع از براى افراط امدن حيض بسبب كثرت خون استعمال كرده شود بعد از فصد
صنعت آن
اثمد كلنار فارسى جفت بلوط كوفته بيخته به آب برك مورد سرشته شياف سازند و بردارند
قرص اثمد
به نسخهء صاحب ذخيره قى الدم را نافع است
صنعت آن
سرمه اصفهانى شادنج عدسى مغسولين دمالاخوين از هريك سه درم كلنار فارسى مازوى سبز از هريك دو درم شاخ گوزن سوخته مغسول اقاقيا مغسول از هريك يك درم لادن زعفران از هريك نيم درم پرسياوشان يك درم و نيم كوفته پخته باب لسان الحمل اقراص سازند شربتى دو درم و در نسخهء ديكر سه درم كهرباى شمعى در اين قرص داخل است و كفته كه باب باران بخيسانند و يك شب بكذارند و روز ديكر دو درم اين قرص در آن داخل كرده بياشامند
قرص كحل
نافع است از براى قروح امعا و ذوسنطاريا و نفث الدم از سينه و قى الدم و افراط طمث و بالجمله نفث الدم از هر موضع كه باشد و حفظ كند جنين را از اسقاط
صنعت آن
به نسخهء شيخ رئيس كحل اصفهانى شادنج عدسى مغسول دمالاخوين از هريك سه استار پرسياوشان يك استار لادن سك اصلى زعفران از هريك ده درم كوفته بيخته باب برك بارتنك و باب عصى الراعى سرشته اقراص سازند و استعمال كنند بر سه وجه وجه اول از براى سيلان خون از اسفل بحقنه و وجه دويم از براى افراط طمث بردارد زن آن را در قبل با پارچهء پشمى و وجه سيم بياشامند آن را بعصاره اترج و آب عصى الراعى و از براى نفث الدم از سينه با آب بقلة الحمقاء و از براى ذوسنطاريا با آب سفرجل
فصل در بيان اكحالى كه اصل و عمود در انها اثمد است
كحل الجواهر كه حافظ صحت چشم است و روشنائى چشم بيفزايد
صنعت آن
اثمد اصفهانى مرواريد ناسفته ماميران چينى توتيانى كرمانى مغسول از هريك سه مثقال لعل بدخشى ياقوت رمانى از هريك نيم مثقال شادنج مغسول دو مثقال زعفران يك مثقال نبات سفيد پنج مثقال بدستور مقرر كحل سازند
كحل الجواهر ديكر كه همان منفعت دارد
صنعت آن
مرواريد ناسفته مرجان قرمزى اقليمياى ذهبى اقليمياى فضى پوست هليلهء زرد دهنه فرنكى اثمد اصفهانى عقيق محرق مغسول از هريك دو مثقال مرجان سفيد ماميران چينى فيروزهء نيشابورى لعل بدخشى دارفلفل صمغ عربى حضض مكى زعفران شادنج عدسى مغسول از هريك يك مثقال بدستور مقرر مرتب نمايند
كحل الجواهر ديكر كه همان نفع بخشد
صنعت آن
سرمه اصفهانى محرق مغسول توتياى كرمانى مغسول از هريك ده مثقال و در نسخهء ديكر بجاى توتياى كرمانى توتياى هنديست و بدانكه مراد از آن نه توتياى هندى معروف است با خضر كه آن را بهندى نيله تهوتها نامند كه در كمال حدت است بلكه مراد از آن قسمى از توتيا است كه مثل توتياى كرمانى است كه آن را بهندى توتيا كهپريه نامند و اينكه بعضى اين كحل را و سائر اكحالى كه در آنها توتياى هندى است از آن دواى حاد ميسازند انواع ضررها به چشم مىرساند مرقشيشاى ذهبى مرجان قرمزى دهنه فرنكى لاجورد مغسول ورق طلا محلول ورق نقرهء محلول كه هر دو را اول مرتبه مكلس نموده باشند ماميران چينى فلفل سفيد اقليمياى ذهبى توبال نحاس از هريك چهار مثقال سرطان بحرى محرق مغسول شش مثقال ياقوت رمانى دو مثقال عقيق يمانى مرواريد ناسفته دارفلفل زعفران از هريك دو مثقال شادنج عدسى مغسول شش مثقال طريق داخل كردن زر و سيم يك قسم آن است كه تكليس اين هر دو را بدستورى كه شيخ رئيس در ياقوتى خود ذكر كرده نموده داخل نمايند و دويم آن است كه بصمغ عربى بسرشند و بدست بمالند و يا بر روى سنك سماق بسايند چندانكه