عقيان
اسم عربي ذهب خالص است
عقيلا
اسم عربي غوره است
عقيد العنب
ميفختج است
* فصل العين مع الكاف *
عكرش
اسم صنف اخير ثيل است
* فصل العين مع اللام *
علت
خندريلى است
علجا
قراح است
علس
سلت است
علسي و علقى و علوا
نبات صبر است
علف
رطبهء خشك است
علف هندى
اسم فارسى سقودون است
علقه
طفسيقون است و كويند اسم صبر است
علقم
اسم جنس نبات تلخ است و كويند مراد از ان قثاء الحمار است و كويند حنظل است
علك يابس
قلفونيا است
علك رومي
مصطكى است
علم
باصطلاح اكسيريان زرنيخ است
علوفس
خبازى است
علوفن
بيوناني ميفختج است
* فصل العين مع الميم *
عماد
بنك الاس است
عمرو
كرفس است
عملج
نوعى از خرنوب است كه با تخم خورند
* فصل العين مع النون *
عناق
بزغاله است و در جدى مذكور شد
عنب الجن
فاشرا است
عنجد
عجم الزبيب است و جميع دانهء اثمار را شامل
عندم
بقم است و نزد جمعى دم الاخوين
عنرب
سماق است
عنز
بز ماده است و در معز ذكر يافت
عنزران
اذربو است
عنصل
اسقيل است
عنفه
اسم عربي مرزنجوش است
عنقيلي
اسم يوناني شلجم است
* فصل العين مع الواو *
عود البخور
عود قمارى است
عود البرق
دارشيشعان است
عود بلسان
شاخ درخت بلسان و در بلسان مذكور شد
عود الدرقه
محروث است
عود الريح
اسم مغربي ارغيس و نزد جمعى فاوانيا و نزد بعضى ماميران و نزد بعضى وج
عوسيا
برومي بسباسه است
عود الصليب
فاوانيا است
عود الفالوذج
ابو خلسا است
عود الوج
وج است
* فصل العين مع الياء المثناة التحتانية *
عيدان
اسم جنس شاخ نباتات است و بلغت شام دارشيشعان را نامند
عيرزان
زعرور جبلي است
عيشام
اسم عربي درخت غرب است و نزد بعضى درخت چنار و نزد بعضى سفيدار و زعرور جبلي را نامند
عين
صوف است
عين الاعلا
اقحوان است
عين البقر
اسم نوعي از انكور است و بلغت مغربي اسم نوعي از آلو است و اقحوان را نيز نامند
عين الحجل
بلغت شام قسم صغير اقحوان است
عين الحيوة
باصطلاح اكسيريان زيبق است
عين السرطان
سپستان است
عين الهدهد
اسم مغربي اذان الفار رومي است و در افريقيه به جهت عرق النسا استعمال مىنمايند
عين الهر
سنكى است مشهور و در طب نفعي براى آن ذكر نكردهاند
عينون
آذان الفار است
عينيه
بلغت اندلس رعى الحمام است
عيد البطباط
آذان الغز است
* باب الغين المعجمة *
* فصل الغين مع الالف *
غابانك
شابانك است
غابس
عنب الدب است
غازاباغى
اسم تركي كياه اطريلال است و در كوهستان و لرستان پاى زاغان نامند
غاسول
اشنان است