تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 972

مساهمون:

ص٩٧٢

عُضو

بضم عين و سكون واو جمع آن اعضا و آن اجزاى كثيفهء بدن حيوان متولد از منى و كثيف اخلاط است و آن يا مفرد است مانند استخوان و غضروف و عصب و رباط و عروق و لحم و شحم و سمن و يا مركب بتركيب اولى مانند عضل و يا ثانوى مانند عين و يا ثالثى مانند وجه و يا رابعى مانند راس

عضيله

مصغر عضله است

* فصل العين مع الطاء المهملة *

عطارا

بسريانى كراث است

عُطارِد

بضم اول و كسر راء مهمله باصطلاح اهل صنعت اكسير زيبق است باعتبار مناسبت طبيعت آن بطبيعت عطارد كه با هر كوكبي مناسبت آن تاثير مىنمايد و همچنين زيبق با هر فلزى و دوائى بمناسبت آن تاثير مىكند و كفته‌اند سنبل رومى است

عطب

بعربي اسم قطن است و بفتح قطن نرم را نامند جمع آن عطاب و قطعهء از ان را عطبه

عِطر

بكسر اسم جنس خوشبوئى است جمع آن عطور و بفتح خوش‌بو شدن و باصطلاح بعضى عامه چرسيان شبنمى است كه بر درخت قنب نشيند و منعقد كردد كه چرس اعلا و خالص نامند

عطرانا

بسرياني قطران است

عطر

مثلث عطر مركب از عود و عنبر و صندل است و بهتر از ان عطر مركب از عطر كلاب و عطر عود و عنبر است

عطر

منثم حب دهن منثم است

عطشان

نباتى است كه بيوناني ديناقوس نامند و به عربى خس الكلب و طرسك نيز

عَطاره

بفتح سنبل رومي است

عطفل

كفته‌اند صعوفر است و كفته‌اند بهرامج است كه خلاف بلخى و به فارسى بيدمشك نامند

عطلب و عطوب

قاتل ابيه است

عطموس

حمار الوحش است

عُطم

بضم صوف منقوش است

عَطُوس

بفتح اول و ضم دوم دوائى است كه در بيني دمند تا عطسه آورد جمع آن عطوسات و در قرابادين ذكر يافت

عطوط

طائرى است كه آن را طيطوى نامند

* فصل العين مع الظاء المعجمة *

عظا

نوعى از صدف است

عظاء و عظابه

سلامندر است

عظرب

بكسر اول و سكون دوم اسم عربي افعى كوچك است

عظلم

بعربي اسم كياه وسمه است كه به فارسى نيل نامند و كفته‌اند غير آن است و كفته‌اند قطلب است

عظم السبق

عرن است

عظبوطه

بكسر يربوع ماده را نامند

* فصل العين مع الفاء *

عفا و عفاء

بكسر بچهء حمير را نامند و كفته‌اند پرنعام است

عفادارمون

بيوناني حب القلقل است

عفار

كفته‌اند ثمر قاتل ابيه است و نيز سويق غير ملتوت بادام است و بعربي قطلب را نيز نامند

عفاره

جوزة القطن است كه بفارسي كوزك و بشيرازى خروك و باصفهاني كوكوزك پنبه و بهندى دهيرى نامند

عفاهم

فاقهء قوى را نامند

عفايد

بسرياني يا مغاث است

عَفد

بفتح حمام است يا طائرى شبيه بدان

عَفر

بفتح بعربي تراب است

عِفر

بكسر بعربي اسم خنزير است

عفر الديك و عفريه

پر كردن خروس است و عفريهء دابه موى پيشاني آن است و عفريهء انسان موى عقب كردن آن

عفصيح

نوعى از بلوط است

* فصل العين مع القاف *

عقار

خمر است

عقار ارطنيثا

اسم سرياني آذربو است

عقار اعرون

اسم سرياني اسراش است

عقار سوصيائي

اسم سرياني ايرسا است

عقاقير

اسم جنس ادويه است و عقار اسم مطلق دوا

عقده

بلغت مصر چوب زرشك است

عقريان

بلغت اندلس اسقولوقندريون است