غاسول رومي
ابو قانس است
غاغاطى
اسم يوناني حجر غاغيطوس است
غاغه
فودنج است
غالالوطى
بيوناني ترمس است
غالى
بيوناني لبن است
* فصل الغين مع الباء الموحدة *
غبيرى
درخت سدر خاردار است
غباريه
عنب الدب است
* فصل الغين مع الراء المهملة *
غربيب
نوعى از انكور سياه است
غرر
بلغت شام نوع كوچك عصى الراعى است
غرسا
راسن است
غرفد
نوع سفيد بزرك عوسج است
غرم
اسم فارسى ميش كوهي است
غرمج
اسم فارسى شونيز است
غريف
اسم ياسمين است
* فصل الغين مع الزاء المعجمة *
غزال الماء
طحلب است
* فصل الغين مع السين المهملة *
غسا
بلح است
غسل
خطمى است
غسلح
آذربو است
غسول
اشنان است و اذخر را نيز نامند
* فصل الغين مع اللام *
غلوفريا
بيوناني اصل السوس است
غلوفس
بيوناني اسم طيور است
غلوفن
بيوناني ماميثا است
غليجن
بيوناني فودنج است
غليجن اغريا
بيوناني مشكطرامشيع است كه فودنج جيلى باشد و غليجن بمعنى ريحان و اغريا بمعنى كوه است
غليواج
اسم فارسى حداة است
* فصل الغين مع الميم و النون و الواو و الياء *
غملول
قناى برى است
غمامه
اسفنج است
غندب
بعربي عنكبوت است
غوره
اسم فارسي حصرم است
غورهء
خرما بلح و بسر است
غوك
ضفدع است
غوغار
باصفهاني شحرور است
غيال
زنبق است
غنيم
اسفنج است
غيفيطس
سنبل الطيب است
* باب الفاء *
* فصل الفاء مع الهمزة و الالف *
فؤاد
بعربي اسم قلب است كه به فارسى دل نامند و مراد از وجع الفواد وجع فم معده است كه بسبب قرب و مجاورت مجاز ابران اطلاق مىنمايند و الا قلب محتمل هيچ اذيت و الم نمىتواند شد و مصاحب آن موت است
فاير
بعربي اسم ظبي است جمع آن فور
فؤاره
بضم بعربي اسم حلبه و تمر است كه جهة نفسا مىپزند
فارغوس
لقلق است
فابس
زاج است
فابش
بيوناني باقلى است
فابش
قبطى باقلى قبطى اسب
فانش
بطيخ است
فالطراحين
حب الورد است
فاتح
اسم ناقهء جوان آبستن است
فاتر
الستين خردل ابيض است و
حرمل
را نيز نامند و كسى كه آن را فاشر ستين دانسته توهم نموده
فاجشه
جند بيدستر است
فاحع
غراب البين است
فاحا
بيوناني زعفران است
فاحانامس
حضض است
فاخر
خرماى بىهسته است و كفتهاند نوعى از خرما است كه به فارسى كابشك نامند
فاخره
فاغره است
فاخوز
نوع ريحاني است كه ريحان الشيوخ نامند و برنجاسف را نيز كويند
فادج
بفتح دال مهمله و جيم بادزهر معدني است و بهترين چينى آنست كه خطائى نامند و كفتهاند جدوار است و بخاء معجمه نيز آمده و كفتهاند كه بندق هندى است كه رته نيز نامند و مشهور اول است
فادزهر
معرب بادزهر است
فادما
بسرياني اسم توتيا است
فادن
كفتهاند نام دوائي است كه بهندى پنوار نامند و نوع صغير آنست