تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 976

مساهمون:

ص٩٧٦

فافارى و فافورقي

فلفل است

فافايس

فاخته است

فافافس ايرافيلون

نبات جاوشير است

فافالس

جزربرى است

فافرن و فافروس و فافيروس و فافير و فافيورس

همه اسم بردى است

فافور

اسم عربى برنجاسف است

فافيس

بقلة الحمقاء است

فافليون

بطيخ است

فافيوس

بيوناني كمون برى است و شاهترج برى را نيز نامند

فاق

بعربي طائرى است طويل العنق و زيت مطبوخ را نيز نامند و دهن البان را نيز

فاقيشر

بيوناني سرطان است

فاكهه

اسم عربي ثمر اشجار است كه بفارسي ميوه نامند و بهندى پهل جمع آن فواكه

فالامغرسطس

بيونانى نوعى قصبي است كه آن را ثيل نامند

فالاميني

بيوناني فودنج نهرى است

فالانجقون و فالانجيطس و فالانجيقون

بيوناني اسم رتيلا است

فاس

نباتى است كه بيوناني اندروصارون كويند و فارسي تبر

فاليوس

بيوناني بلبوس است

فالرغس و فارغوس

لقلق است كه بتلارح نيز نامند

فالرمون

شراب كهنهء بسيار قوى حاد است

فالس

پوست درختى است در طور سينا ثمر آن مانند بلوط

فالفس

بيونانى صنفى از شخار است

فال‌مال

فرنجمشك است

فالندى

بيخ كبر است

فالينوس

شاهتره است

فاليوالقيوس

اصابع الصفر است

فالافس سقلينوس

صنف كبير ذوفرا است منسوب با سقلينوس حكيم جهت آنكه او اول كسى است كه معرفت بدان بهم‌رسانيده و كسى كه آن را نوع كبير دوقو دانسته غلط كرده

فاناقس حرنيسون

نوع صغير ذوفرا است منسوب باطباى حرون كه قريه ايست از جبال شام و كفته‌اند زوفاى خشك است

فانجى

معرب كانجى است

فاني ظرون

بيوناني سپستان است

فانيوس

كمون برى است

فلوانيا

فاوانيا است

فارسون

بيوناني اسم ثلج است

فاوطلها

بيوناني ذرة است

فئيد

اسم كوشت بريان است

فابطون

شيح است

* فصل الفاء مع التاء المثناة الفوقانيه

فتات و فتوت و فتيت

نان فتير است كه فتيت نيز نامند و فتيت هر چيز را كويند

فتاط حكيم

مير محمد مومن كفته كه سپستان است

فتاق

بكسر اول نانى است كه تعجيل در ادراك و برامدن خمير آن كرده باشند و ليف ابيض را نيز نامند

فتال

بلبل است

فته

ثمر تازه شبيه بحبة الخضرا است

فتحا

بعربي عقاب است

فتره

سمكهء رعاده است

فتيس

بيوناني عفص است

* فصل الفاء مع الثاء المثلثة *

فث

به عربى اسم ارزن است كه بهندى باجرى نامند نبات آن شبيه به نبات ذرة و حب آن شبيه بجاورس و اهل هند آن را بسيار مىخورند نان آن پخته و ديكر انواع

فثخ

تخم حنظل است و كفته‌اند درخت حنظل است

فثيموس

بيونانى دند است

فثيمون

بيوناني ليمو است

* فصل الفاء مع الجيم *

فِج

بكسر بمعني خام و اكثر اطلاق آن بر ميوهء خام مىنمايند و بطيخ شامي را نيز نامند كه بطيخ هندى است

* فصل الفاء مع الحاء المهملة *

فحا

بمعني ابزار القدر است مانند پياز و سير و كشنيز و غيرها